مجموعه فرهنگی {الصـادقـِین} علیهمـ السلـام

یا أَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقوا اللّه وَ کُونُوا مَعَ الصّادقین (ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از خدا بپرهیزید و با صادقان باشید) توبة/١١٩

۲۸ مطلب با موضوع «پاســخ به شبهات» ثبت شده است

آیا در خصوص #امامت امام کاظم (علیه السلام) روایت صحیح وجود دارد؟

❓سؤال:
#پرسش_و_پاسخ

▫️آیا در خصوص #امامت امام کاظم (علیه السلام) روایت صحیح وجود دارد؟



❕توضیح سؤال:

▪️بعد از #شهادت امام صادق (علیه السلام) در قضیه امامت، برخی فرزندش «عبد الله افطح» و عده بسیار دیگر نیز #امام_کاظم (علیه السلام) را امام می دانستند.

▫️ سؤال این است که از دیدگاه #شیعه، امامت امر الهی است و #رسول_خدا (صلی الله علیه وآله) اسامی آنها را بیان کرده است . و از طرفی خود #ائمه طاهرین (علیهم السلام) نیز اسامی امام بعد از خودشان را بیان کرده اند، می‌خواستم بدانم آیا در باره #امام_کاظم (علیه السلام) نیز اینگونه نص و روایتی وجود دارد یانه؟ اگر وجود دارد، چند روایت صحیح را معرفی نمایید؟

❗️پاسخ اجمالی:

▫️همانگونه که در سؤال ذکر فرموده اید، از نظر #شیعه امامت، مقام الهی است که امام منصوب در این مقام از جانب خداوند متعال برگزیده شده و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نیز در روایات متعدد برای امت معرفی کرده اند.

▪️علاوه بر معرفی از سوی #رسول_خدا (صلی الله علیه و‌آله)، ائمه طاهرین (علیهم السلام) نیز هر یک امام بعد از خودشان را برای شیعیان معرفی کرده اند تا در این مورد شک و شبهه‌ای برای دیگران باقی نماند.

▫️درباره #امام_کاظم (علیه السلام) نیز روایات متعدد وارد شده است که ایشان از سوی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و ائمه طاهرین (علیهم السلام) و پدر بزرگوارشان امام صادق (علیه السلام) به عنوان امام و صاحب امر معرفی شده اند.

▪️لذا اگر بعد از شهادت #امام_صادق (علیه السلام) عده‌ای دنبال افراد دیگری رفته اند و آنها را امام خود پنداشته اند، یا سخنان پیشوایان معصوم (علیهم السلام) را نشنیده اند و یا از نظر اعتقادی مشکل داشته اند که سخن آن ها را باورکنند.

روایاتی که به طور ویژه به امامت حضرت امام موسی کاظم علیه السلام تصریح می کند روایت زیر است:

1. ... مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامٍ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام: إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ مُعَاوِیَةُ بْنُ وَهْبٍ وعَبْدُ الْمَلِکِ بْنُ أَعْیَنَ...

ثُمَّ قَالَ علیه السلام ... أَنَّ الْإِمَامَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَیْنُ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ أَنَا ثُمَّ مِنْ بَعْدِی مُوسَی ابْنِی ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وَلَدُهُ عَلِیٌّ وبَعْدَ عَلِیٍّ مُحَمَّدٌ ابْنُهُ وبَعْدَ مُحَمَّدٍ عَلِیٌّ ابْنُهُ وبَعْدَ عَلِیٍّ الْحَسَنُ ابْنُهُ والْحُجَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ....

📜 هشام می گوید: نزد امام صادق (علیه السّلام) بودم که معاویة بن وهب و عبد الملک بن اعین بر آن حضرت وارد شدند...

سپس امام صادق علیه السلام فرمود: ... امام پس از رسول خدا علی بن ابی طالب علیه السّلام است و پس از او حسن سپس حسین سپس علی بن الحسین و سپس محمد بن علی و پس از او منم، و پس از من #موسی_فرزندم و پس از او فرزندش علی و بعد از او محمد فرزندش پس از او علی فرزندش سپس فرزندش حسن و حجت از فرزندان حسن است. ...

📚الخزاز القمی الرازی، أبی القاسم علی بن محمد بن علی (متوفای 400ه) کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الاثنی عشر، ص260 ـ 264

2. «منصور بن حازم» از امام صادق علیه السلام (سند صحیح)

مرحوم کلینی در اصول کافی، در «بَابُ الْإِشَارَةِ وَ النَّصِّ عَلَى أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام» شانزده روایت را نقل کرده که در اینجا چند روایت آن را متذکر می‌شویم.

طبق یکی از روایت صحیحی که ایشان ‌آورده، امام صادق (علیه السلام) به منصور بن حازم، فرزندش امام کاظم (علیه السلام) را نشان داد و فرمود: او امام شما است:

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ لَهُ مَنْصُورُ بْنُ حَازِمٍ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی إِنَّ الْأَنْفُسَ یُغْدَى عَلَیْهَا وَ یُرَاحُ فَإِذَا کَانَ ذَلِکَ فَمَنْ؟ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِذَا کَانَ ذَلِکَ فَهُوَ صَاحِبُکُمْ وَ ضَرَبَ بِیَدِهِ عَلَى مَنْکِبِ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام الْأَیْمَنِ فِی مَا أَعْلَمُ وَ هُوَ یَوْمَئِذٍ خُمَاسِیٌّ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ جَالِسٌ مَعَنَا.

📚الکلینی الرازی، محمد بن یعقوب (متوفاى328 هـ)، الأصول من الکافی، ج 1 ص 309، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش.

منصور بن حازم می‌گوید محضر امام صادق علیه السلام عرضه داشتم پدر و مادرم به فدایت، مردم صبح و شام را می‌گذرانند (از دنیا می روند و شما نیز از دنیا می روید)، هرگاه همین امر ناگوار براى شما پیش‏آمد، چه کسى حجت پس از شماست؟ امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی این حادثه پیش آید، او صاحب و پیشوای شما است، و دست مبارکش را به شانه راست حضرت ابو الحسن (موسی بن جعفر) علیه السلام گذاشت. حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در آن زمان پنج ساله بودند. عبداللَّه بن جعفر (عبد الله افطح) نیز همراه ما نشسته بود.


تصحیح روایت از سوی علمای شیعه:

از آنجایی که روایات بعدی، از سوی علمای شیعه تصحیح شده، از بررسی سند صرف نظر کرده و تصحیح علماء را متذکر می‌شویم. علامه مجلسی در کتاب «مرآة العقول» سند این روایت را «حسن» دانسته است:

الحدیث السادس‏: حسن.

📚مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول ؛ ج‏3 ؛ ص333


حضرت ‌آیت الله العظمی تبریزی نیز در دو کتابش تصریح نموده که سند روایت صحیح است:

ومما ورد فی النص على إمامة الإمام موسى بن جعفر علیه السلا م ، الصحیحة التی رواها فی الکافی عن علی بن إبراهیم عن أبیه عن أبن أبی نجران عن صفوان الجمال عن أبی عبد الله ، قال له منصور بن حازم : بأبى أنت وأمی إن الأنفس یغدا علیها ویراح فإذا کان ذلک فمن ؟ فقال أبو عبد الله : إذا کان ذلک فهو صاحبکم ...

المیرزا جواد التبریزی، رسالة فی إمامة الأئمة الإثنی عشر ، ص8 ، طبق مکتبه اهل البیت

📚 المیرزا جواد التبریزی، النصوص الصحیحة، ص 22،‌ ناشر : دار الصدیقة الشهیدة، چاپخانه : سلمان الفارسی ، چاپ : الأول، سال چاپ : 1419 طبق مکتبة‌ اهل البیت

🔗برای #مطالعه بیشتر و مشاهده #اسناد_تاریخی این مطلب به لینک زیر مراجعه نمایید:👇:
https://ytre.ir/PB

➖▪️¤🔎📚🔍▪️¤➖
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔺کانال #الصـادقیـــن_علیهــم_السلام🔻
https://t.me/al_sadeghein

۲۲ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۰۴ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
أبـونور

نقل #فضیلت و منقبت از پدر بزرگوار #حضرت_علی علیه السلام، جناب #حضرت_ابوطالب سلام الله علیه

#حضرت_ابوطالب سلام الله علیه

✳️ نقل #فضیلت و منقبت از پدر بزرگوار #حضرت_علی علیه السلام، جناب #ابوطالب سلام الله علیه



🔘 #قبول_شفاعت حضرت ابو طالب علیه السلام در حق همه #گناهکاران

💠 #امام_صادق از پدرانشان از امیرالمومنین صلوات الله علیهم اجمعین اینچنین نقل فرموده اند:

📝أنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ کَانَ ذَاتَ یَوْمٍ جَالِساً فِی الرَّحْبَةِ وَالنَّاسُ حَوْلَهُ مُجْتَمِعُونَ ، فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ:
یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْتَ بِالْمَکَانِ الَّذِی أَنْزَلَکَ اللَّهُ بِهِ وَأَبُوکَ مُعَذَّبٌ فِی النَّارِ؟
👈فقَالَ لَهُ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ:
مَهْ فَضَّ اللَّهُ فَاکَ وَالَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِیّاً 👈👈لوْ شَفَعَ أَبِی فِی کُلِّ مُذْنِبٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ لَشَفَّعَهُ اللَّهُ فِیهِمْ أَبِی مُعَذَّبٌ فِی النَّارِ وَابْنُهُ قَسِیمُ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ 👉👉 ثم قال ع :
والذی بعث محمدا صلى‌الله‌علیه‌وآله ، إن نور أبی طالب یوم القیامة لیطفئ أنوار الخلق إلا خمسة أنوار. نور محمد صلى‌الله‌علیه‌وآله ، ونوری ، ونور فاطمة ، ونور الحسن ، والحسین ومن ولده من الأئمة ، لان نوره من نورنا الذی خلقه الله ( تعالى ) من قبل أن یخلق آدم بألفی عام.

🔸از #حضرت_صادق از پدران گرامش علیهم السلام نقل است که أمیر المؤمنین علیه السلام روزى در رحبه نشسته بود و مردم گرد ایشان جمع بودند که مردى برخاسته و گفت:
اى امیر المؤمنین چطور مى‏شود که شما در مکانى هستى که خداوند شما را در آن مکان فرو آورده، در حالى که پدر تو به آتش در عذاب است؟
حضرت علیه السلام فرمود: خدا دهانت را بِبُرَد! قسم به خدایى که محمد را به پیامبرى مبعوث فرمود، اگر پدرم تمام گناهکاران زمین را شفاعت کند خداوند آن را مى‏پذیرد، مگر مى‏شود که پدرم به آتش در عذاب باشد و فرزند او قسیم بهشت و جهنم باشد؟!
قسم به آنکه محمد را به پیامبرى مبعوث فرمود، بى‏شک نور پدرم در روز قیامت همه انوار خلایق؛ جز پنج نور: نور محمد و نور من و نور حسن و نور حسین و نور نه فرزند از اولاد حسین را خاموش و بى‏اثر مى‏سازد؛ زیرا نور او از نور ما است، خداوند آن را دو هزار سال پیش از خلق آدم آفریده است.

📚 الأمالی (طبع دار الثقافة) نویسنده: الشیخ الطوسی جلد: 1 صفحه: 702

🏴السلام علیک یا سیدالبطحاء🏴

🔘 #ایمان حضرت ابوطالب علیه السلام در کلام امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام

✍️روایات زیادی در شأن حضرت ابوطالب علیه السلام و ایمان حقیقی و عمیق ایشان از اهل بیت علیهم السلام رسیده است که بیانگر جایگاه رفیع آن حضرت نزد ایشان است.

🔳 در روایتی نورانی، اصبغ بن نباتة از امیرالمؤمنین سلام الله علیه چنین نقل می کند:

🔹و اللَّهِ مَا عَبَدَ أَبِی وَ لَا جَدِّی عَبْدُ الْمُطَّلِبِ وَ لَا هَاشِمٌ وَ لَا عَبْدُ مَنَافٍ صَنَماً قَطُّ قِیلَ وَ مَا کَانُوا یَعْبُدُونَ قَالَ کَانُوا یُصَلُّونَ إِلَى الْبَیْتِ عَلَى دِینِ إِبْرَاهِیمَ مُتَمَسِّکِینَ بِه‏.

🔺به خدا سوگند! نه پدرم و نه جدّم عبد المطلب و نه هاشم و نه عبد مناف هیچ بتى را نپرستیدند.
پرسیدند: پس چه مى‏پرستیدند؟
فرمود: به سوى خانه [کعبه] نماز مى‏گزاردند و بر دین ابراهیم بودند و به آن چنگ زده بودند.

🔗 #لینک_کتاب
https://ytre.ir/OK

📚کمال الدّین وتمام النّعمة نویسنده : الشیخ الصدوق  جلد: 1  صفحه : 174-175

🏴 السلام علیک یا کافل النبی، یا ابوطالب 🏴

🔘 #ایمان حضرت ابوطالب علیه السلام در کلام #امام_باقرعلیه السلام

🔳از امام باقر علیه السلام نسبت به این که بعضى از مردم مى گویند حضرت ابو طالب سلام الله علیه در وسط آتش است سوال شد، آن حضرت فرمودند:

📝والله إن إیمان أبی طالب لو وضع فی کفة میزان وإیمان هذا الخلق فی کفة میزان لرجح إیمان أبی طالب على إیمانهم . ثم قال علیه السلام : کان والله أمیر المؤمنین یأمر أن یحج عن أب النبی وأمة وعن أبی طالب فی حیاته ، ولقد أوصى فی وصیته بالحج عنهم بعد مماته.

🔺به خدا قسم هر گاه ایمان ابوطالب در یک کفه ترازو قرار داده شود و ایمان مردم در کفه دیگر، ایمان ابوطالب بر ایمان آنها سنگینى مى کند و سپس فرمود: به خدا قسم که امیر المؤمنین علیه السلام در زمان حیات خود دستور مى داد از طرف پدر و مادر پیامبر و از طرف ابوطالب حج بجا آورند و در وصیت نامه خود وصیت کرد که بعد از حیاتش هم برای آنان حج انجام شود.

🔗 #لینک_کتاب
https://ytre.ir/PE

📚 إیمان أبی طالب نویسنده : الشیخ المفید جلد: 1  صفحه: 4
🏴السلام علیک یا کافل النبی🏴

➖▪️¤🔎📚🔍▪️¤➖
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔺کانال #الصـادقیـــن_علیهــم_السلام🔻
https://t.me/al_sadeghein

۲۱ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۰۸ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
أبـونور

پاسخ به شبهه: آیا خود أنبیاء و ائمه علیهم السلام توسّـل میکردند ؟!

#پاسخ_به_شبهات
#نقد_وهابیت

⚠️ پاسخ به یکی از #شبهات_رایج وهابیت
◀️ وهابیون :

آیا أئمه علیهم السلام ، مثلا: امام جواد(ع) متوسّل به امام حسین(ع) یا حضرت محمد(ص) می‌شدند؟ یا حضرت محمد(ص) متوسّل به حضرت ابراهیم(ع) می‌شدند؟
➖▪️¤🔎📚🔍▪️¤➖

#بخش_اول

🔸#پاسخ_اجمالی
 انبیا و اولیای الهی نیز به مانند انسان‌های دیگر، نیاز به #توسل پیدا می‌کردند و مواردی نیز از توسلات آنها در روایات، ذکر شده است.

به عنوان مثال #علامه_مجلسی در کتاب «بحارالأنوار» ذیل باب *(أن دعاء الأنبیاء استجیب بالتوسل والاستشفاع بهم-أهل البیت- صلوات الله علیهم أجمعین)* اولین روایت نقل میکند:

💠 #امام_صادق_علیه_السلام می‌فرمایند:

یک #یهودی به خدمت پیامبر آمد ... و خطاب به #پیامبر گفت:
شما برتر هستید یا حضرت موسی بن عمران که خداوند با او صحبت کرد، بر او تورات را نازل کرد، معجزه عصا را به او داد، دریا را بر او گشود و ...؟
پیامبر در حالی که از بیان مستقیم برتری خود، اکراه داشت،
👈فرمود: همانا حضرت آدم (ع) زمان که آن اشتباه را انجام داد این‌گونه توبه کرد: 👈👈«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا غَفَرْتَ لِی». سپس خداوند او را بخشید👉
👈همانا نوح(ع)زمانی که سوار بر کشتی بود و ترسید که غرق شوند، فرمود: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَنْجَیْتَنِی مِنَ الْغَرَقِ پس خداوند آنها را نجات داد👉
👈همانا ابراهیم(ع)زمانی که در آتش افتاد فرمود: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَنْجَیْتَنِی مِنْهَا، پس خداوند آتش را بر او سرد کرده و او به سلامت از آن‌جا رهایی یافت👉
👈زمانی که موسی(ع)عصا را انداخت ... فرمود: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَمَّنْتَنِی خداوند فرمود: نترس ... ».👉👉

🔗 #لینک_کتاب
https://ytre.ir/Oj

١ ـ جع ، لى : ماجیلویه عن عمه عن أحمد بن هلال عن الفضل بن دکین عن معمر بن راشد قال : سمعت أبا عبدالله الصادق ع یقول : أتى یهودی النبی ص فقام بین یدیه یحد النظر إلیه ، فقال : یا یهودی ما حاجتک؟ قال : أنت أفضل أم موسى بن عمران النبی الذی کلمه الله وأنزل علیه التوراة والعصا وفلق له البحر وأظله بالغمام؟
فقال له النبی ص : إنه یکره للعبد أن یزکی نفسه ، ولکنی أقول : إن آدم ع لما أصاب الخطیئة کانت توبته أن قال : اللهم إنی أسألک بحق محمد وآل محمد لما غفرت لی ، فغفرها الله له.
وإن نوحا لما رکب فی السفینة وخاف الغرق قال : اللهم إنی أسألک بحق محمد وآل محمد لما أنجیتنی من الغرق ، فنجاه الله عنه.
وإن إبراهیم ع لما ألقی فی النار قال : اللهم إنی أسألک بحق محمد وآل محمد لما أنجیتنی منها ، فجعلها الله علیه بردا وسلاما.
وإن موسى لما ألقى عصاه وأوجس فی نفسه خیفة قال : اللهم إنی أسالک بحق محمد وآل محمد لما آمنتنی، فقال الله جلاله : لا تخف إنک أنت الاعلى ، یایهودی إن موسى لو أدرکنی ثم لم یؤمن بی وبنبوتی ما نفعه إیمانه شیئا ولا نفعته النبوة ، یا یهودی ومن ذریتی المهدی إذا خرج نزل عیسى بن مریم ع لنصرته فقدمه وصلى خلفه.

📚 بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث نویسنده: العلامة المجلسی جلد: 26 صفحه: 319-320

این روایت به #صراحت تمام نشان می‌دهد که توسل به معنای رایج در میان انبیای الهی شایع بوده است.

🔸#پاسخ_تفصیلی

 انسان‌ها، به عنوان #موجوداتی محدود و #متناهی، از دست‌رسی به بسیاری از خواسته‌های خود #محروم‌اند و دستانشان برای رسیدن به خواسته‌ها کوتاه است؛ ناچار و به حسب فطرت انسانی خود، از خداوند باری تعالی به عنوان موجود نامتناهی و با قدرتی نامحدود در دایره‌ی ممکنات، درخواست می‌کنند.
این درخواست و دعا و توسل #نه_در_رفع_تکلیف و مسئولیت که در قِوام بخشی به امور زندگی، پس از انجام مسئولیت‌ها و وظایف است؛
👈👈بنابر این، توسل و دعا نه سبب تنبلی، بلکه #سبب_رشد و #ترقی خواهد بود.👉👉

#بخش_دوم
🔸#پاسخ_تفصیلی

 انسان‌ها برای رسیدن به خواسته‌ی خود، گاه خداوند را مخاطب قرار می‌دهند، به گونه‌ای که مستقیماً از خداوند درخواست کرده و خواسته خود را از او می‌خواهند. این نوع درخواست، مورد قبول تمام مسلمانان بوده و می‌توان از آن به عنوان یک اصل اوّلی در میان فرقه‌های اسلامی یاد کرد که قرآن نیز تأکید بسیاری بر آن دارد.[1]

اما گاه توسل با وساطت شخص یا چیزی انجام می‌پذیرد؛ یعنی انسان واسطه‌ای را میان خود و خداوند قرار داده و با توجه به ارزش و مقام آن واسطه در نزد خداوند و وساطت آن، از خداوند حاجات خویش را درخواست می‌کند. قرآن نیز بر قرار دادن واسطه مُهر تأیید می‌زند: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از خداوند پروا کنید و (براى تقرّب) به سوى او (از مقرّبان درگاهش و از عمل‏هاى صالح) وسیله بجویید».[2]
 به صورت کلی واسطه برای به تقرّب خداوند از دو راه امکان پذیر است که هر دو در متون اسلامی نیز یافت می‌شود:

👈1. انسان #عمل_یا_چیزی را #واسطه قرار می‌دهد:
«اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذَا الْقُرْآن»،[3] «إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى الْإِیمَانُ بِه وَ بِرَسُولِه‏».[4] همچنین در برخی از روایات، ائمه‌ی اطهار(ع) از #حرم شریف #امام_حسین(ع) توسل می‌جستند تا به خواسته‌های خود برسند و موارد دیگری که نقل شده است.

👈2. انسان، #شخصی_را_واسطه قرار می‌دهد:
این مورد بیشتر در میان مردم #شایع بوده و موارد بیشتری نیز از این در روایات وجود دارد. این نوع از واسطه قرار دادن که مورد مخالفت برخی فرقه‌ها نیز قرار گرفته، در اعتقاد شیعیان و بسیاری از فرقه‌های اهل سنت، در #دایره‌ی احکام مشروع اسلامی است و ادله و شواهد فراوانی از قرآن و حدیث پیرامون آن وجود دارد.[5]
 طبق این نوع از توسل، 👈باید یک شخص، یک انسان دیگر را واسطه قرار دهد تا بتواند پیرو آن به نیازهای خود برسد.👉 همچنین باید در نظر داشت برای توسل، حکم غالب این است که انسان به بالاتر از خود توسل می‌جوید که او نزد پروردگار مقام بالاتری را دارد. همان‌طور که در زیارت جامعه کبیره می خوانیم:

«خدایا! ما نزدیک‌تر از اینها به تو نیافتیم تا آنها را واسطه شفاعت خودمان قرار دهیم».[6] همچنین در روایت دیگری که تفصیل آن در ادامه خواهد آمد، پیامبر به بیان تعدادی از دعاهای پیامبران که در زمان مشکل، به او و آل او متوسل می‌شدند را ذکر کرده است[7] که خود شاهدی است بر وجود توسل در انبیاء.

بخش_سوم
🔸#پاسخ_تفصیلی

#توسل_انبیا_و_اولیاء الهی نیز اشکالی ندارد و آنها نیز می‌توانند کسانی را واسطه قرار دهند؛ زیرا اصل توسل کاملاً مجاز و #مشروع بوده و آنها نیز در مواردی نیاز به توسل به گونه‌های مختلف، پیدا می‌کردند. شواهدی در روایات وجود دارد که آنها این کار را انجام داده‌اند؛ لذا منع عقلی و شرعی ندارد.

موارد زیر شاهد مدعای ما است:

1. «زمانی که برادران یوسف(ع)، او را در چاه انداختند، جبرئیل بر او وارد شد ... و گفت:
دوست داری از این‌جا خارج شوی؟
#حضرت_یوسف فرمود: هرچه خداوند برایم برگزیند را می‌خواهم و اگر او بخواهد مرا از این‌جا بیرون خواهد برد.
جبرئیل گفت: خداوند به تو گفته که این دعا را بخوان تا از چاه خارج شوی:
«خداوندا، از تو مسئلت می جویم که همانا برای تو سپس و حمد است و هیچ خدایی جز تو نیست، خدایی صاحب منت، خالق آسمان و زمین، صاحب جلال و بزرگی، پس همانا درود فرست بر محمد و آل محمد و برای من قرار بده آنچه که فرج و گشایش من در آن باشد».[1]

 2. راوی می‌گوید:
#امام_هادی(علیه السلام) مریض بود، به دنبال من و محمد بن حمزه فرستاد. محمد جلوتر از من به آن‌جا رسید و بعد از آن‌جا خارج شد. مرا دید و گفت: امام یکسره می‌گوید شخصی را به حائر حسینی‌ بفرستید [تا برایم دعا کند] من خود به خدمت امام رسیدم و عرض کردم: فدایتان شوم، من خود از طرف شما به حرم امام حسین خواهم رفت ... این قضیه را برای علی بن بلال گفتم.
⚠️او گفت: امام با حرم امام حسین چه کار دارد در حالی که خود او حرم است (کنایه از این‌که خود امام قداست و مقام بالایی دارد و دیگر نیازی ندارد به چیز دیگری متوسل شود). موقعی دیگر که امام را مشاهده کردم این را به ایشان عرض کردم. ایشان فرمودند:
👈آیا به او نگفتی که پیامبر اکرم(ص) به دور خانه خدا طواف می‌کرد، سنگ حجر الاسود را می‌بوسید، در حالی که حرمت پیامبر و مؤمن بزرگ‌تر است از حرمت خانه خدا است ... اینها مکان‌هایی است که خداوند دوست دارد در آن مکان‌ها خوانده شود و من دوست دارم آن‌جایی برایم دعا شود که خداوند دوست دارد در آن مکان خوانده شود و حائر امام حسین‌(ع) از جمله این مکان‌ها است».[2]

3. و روایتی که در پاسخ اجمالی گذشت.

👈👈بنابر این، #توسل و #واسطه_قرار_دادن_اشخاص و اشیای #متبرک در میان انبیا و اولیای الاهی یک #سنت_صحیح بوده و نه تنها هیچ منعی ندارد، بلکه کاملاً مورد #تأیید است.👉👉


📌 #پینوشت:
___________

1-  فاتحه،5، «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِین»؛ [پروردگارا!] فقط تو را مى‏پرستیم و تنها از تو یارى مى‏خواهیم.
2- «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ»؛ مائده، 35.
3- ابن طاوس، على بن موسى، إقبال الأعمال، ج 1، ص 187، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ دوم، 1367ش.
4- شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج البلاغة (للصبحی صالح)، محقق و مصحح: فیض الإسلام‏، خطبه 110، ص 163، هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق.
5- ر. ک: https://ytre.ir/Ok و https://ytre.ir/Ol
6- «اللَّهُمَّ إِنِّی لَوْ وَجَدْتُ شُفَعَاءَ أَقْرَبَ إِلَیْکَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَخْیَارِ الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِی»؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، ج 2، ص 617، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، 1413ق.
7- مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 16، ص 366 ، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق.
8- «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِأَنَّ لَکَ الْحَمْدَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْمَنَّانُ بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ لِی مِمَّا أَنَا فِیهِ فَرَجاً وَ مَخْرَجا»: کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 2، ص 556 و 557، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.
9- ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ص 273، دار المرتضویة، نجف اشرف، چاپ اول، 1356ش.

➖▪️¤🔎📚🔍▪️¤➖
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔺کانال #الصـادقیـــن_علیهــم_السلام🔻
https://t.me/al_sadeghein

۲۰ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
أبـونور

آیت الله سیدان : تبیین «مقام و علت نقدهای بر تصوف و فلسفه» و نقد سخنی از ابن عربی

🎥 #کلیپ_تصویری
#نقد_تصوف_و_فلسفه

🔰 #آیت_الله_سیدان:

👈 گفته میشود که : بنده گاهی حاشیه میزنم ؟!
👈 عرض کنم : مَن نه که مناسب نمیدانم بلکه «حرام» میدانم که بعضی از سخن ها و نقد ها برای «عموم مردم» نقل بشود.
👈 اگر بیانی میکنیم : بدلیل انتشار فراوان این افکار است !!
👈 نسبت به خیلی از «عرفا و فلاسفه» این چنین میگوئیم :
قصد نداشته اند که بـَد بگویند ولی بـَد گفته اند .
👈 بعضی ها اینقدر شلوغ کرده اند که : باید جور دیگر صحبت کرد.
👈 از باب نمونه : «إبن عربی» در ارتباط  با آیه «وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّـهِ ۖ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ ﴿لقمان/١٣﴾» میگوید:

أی : إن الشرک لجهل عظیم ، لأن المشرک جعل ..... ‼️😳



💾 #دانلود_کلیپ👇
https://ytre.ir/NP


⏳ #مدت_کلیپ : 4 دقیقه و 22 ثانیه
📥 #حجم : 3.7 مگابایت

✅ لطفا 👀  ببینید ✅
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔺کانال #الصـادقیـــن_علیهــم_السلام🔻
https://t.me/al_sadeghein

۱۹ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
أبـونور

جستاری پیرامون #بعثت پیامبر اکرم صل الله علیه و آله

🔸جستاری پیرامون #بعثت پیامبر اکرم صل الله علیه و آله 🔸
#بخش_یکم

🔺هنگامه بعثت

▫️مطابق دیدگاه امامیه، بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) در سن چهل سالگی (سال چهلم از عام الفیل) بر همگان آشکار گشت.

 ▫️#اهل_سنت معتقدند ابتدای پیامبری ایشان در سن چهل سالگی بوده ولی در تعیین ماه و روز بعثت نیز با امامیه اختلاف نظر دارند، به باور آنها، #بعثت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در یکی از روزهای #ماه_رمضان (هفدهم یا هجدهم یا ... ) از سال چهلم عام الفیل بوده؛ این در حالی است که #شیعیان دوازده امامی نظر بر آن دارند که بعثت آن حضرت در بیست و هفتم ماه رجب از سال چهلم رُخ داد.

▫️بدیهی است اتخاذ موضع از سوی #شیعه با تکیه بر #احادیث اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) است، و تعدادی از روایات، استحباب #روزه بیست و هفتم رجب را به دلیل بعثت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در آن روز می داند.


#بخش_دوم

🔺مکان #نزول نخستین #وحی؛ حِراء یا جای دیگر

▫️امروزه شهرت بر آن است که نخستین وحی بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) در #غار_حراء بوده است. صرف نظر از برخی منابع حدیثی اهل سنت که بر این مسأله تصریح دارند دانشمندان شیعه نیز در مواردی بیان داشتند سر آغاز بعثت از غار حراء بوده است.

▫️در جوامع حدیثی امامیه از غار حراء به عنوان محل نزول آغازین وحی، سخنی به میان نیامده است؛ مگر در موارد اندک همانند #خطبه_قاصعه امیر مؤمنان علیه السلام از حراء به عنوان «محل عبادت» آن حضرت در بخشی از سال یاد شده است اما اینکه محل نزول اولین وحی هم در آنجا بوده یا نه، از این خطبه برداشت نمی شود.

▫️ وانگهی؛ از گفتار برخی عالمان امامی چنین استفاده می شود که نخستین وحی بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در منطقه ای میان مکه و منا به نام "#ابطح"بوده است.

#بخش_سوم

🔺#چگونگی نزول نخستین وحی

منابع حدیثی #اهل_سنت از #کیفیت نخستین وحی این چنین روایت کرده اند:

“وقتی فرشته الهی آمد به من گفت: بخوان
گفتم: من قادر به خواندن نیستم، در این هنگام آنچنان مرا فشرد که بی رمق شدم، سپس رهایم نمود و گفت: بخوان...
تا آنکه آن فرشته سه مرتبه مرا فشرد و رها نمود و گفت:
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ، اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ....
#پیامبر (صلی الله علیه وآله) به منزل آمد در حالی که قلبش مضطرب و ترسان بود...
حضرت خدیجه او را نزد پسر عمویش #ورقة_بن_نوفل برد وی در دوران جاهلیت آیین مسیحیت گزیده بود...
ورقة گفت: چه مى‏بینى؟
رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آنچه دیده بود بیان داشت،
ورقه به او گفت: این همان ناموسى است که خداوند نزد موسى (علیه السلام) فرستاد.”

روایات #اهل_سنت درباره واقعه اولین نزول وحی، از سوی اندیشمندان امامی مورد #نقد_های_جدی قرار گرفته است.
👈بدیهی است چنین تصویری از پیامبر بزرگ اسلام (صلی الله علیه وآله) می تواند دست آویز دشمنان دین قرار گیرد.👉

این در حالی است؛ روایاتی را که از منابع امامیه پیرامون نزول وحی در سرزمین ابطح وجود دارد، اصلاً سخن از #تشکیک به میان نمی آورد. اصولاً #امامان_شیعه (علیهم السلام) در تقابل کامل با دیدگاه فوق، نظر بر آن دارند که:
👈✅👈نبوت و رسالت #ملازم_با_یقین و ایمان کامل #شخص_نبی و رسول بوده و هرگونه #شک_و_تردید از ساحت نبوت به دور است.👉✅👉

#بخش_چهارم

🔺آیین پیامبر پیش از بعثت

▫️دانشمندان اسلامی پیرامون #چگونگی_شریعت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) #پیش از بعثت، دیدگاه های گوناگون ارایه کردند. در بخش های بعدی تعدادی از مهمترین آراء در این باره را می آوریم.

▫️لازم به ذکر است؛ برخی دانشمندان از هر گونه اظهار نظر در این باره صرف نظر کرده و به اصطلاح #متوقف شدند.

▫️#آیت_الله_سبحانی (حفظه الله) در نقد این دیدگاه می نویسد:
بر پایه مدارک موجود، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) پیش از بعثت، یک سری اعمال عبادی از قبیل طواف خانه خدا و اعتکاف انجام می داد. بدیهی است هر عمل عبادی باید مطابق شریعتی بوده باشد. این مطلب با قول به توقف ناسازگار است.

▫️عده ای بر آن اند پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) پیش از رسالتش تابع هیچگونه شریعتی نبود.

▫️بنا به گفته آیت الله سبحانی (حفظه الله) این قول به ابوالحسن (ابوالحسین) بصری نسبت داده شد. همانطور که در نقد دیدگاه پیشین آوردیم، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) پیش از بعثتش، یک سری اعمال عبادی انجام می داد. حال چگونه می توان پذیرفت که آن حضرت متعبد به هیچگونه شریعتی نبود؟

#بخش_پنجم

🔺آیا پیامبر قبل از بعثت پیرو شریعتهای پیشین بود؟

▫️دیدگاه بعدی راجع به آیین #پیامبر صل الله علیه وآله پیش از #بعثت از آنِ کسانی است که می گویند نبی گرامی اسلام (صل الله علیه وآله) مطابق یکی از شریعتهای پیشین [شریعت ابراهیم یا موسی (علیهما السلام) یا ...] عمل می کرد.

▫️#شیخ_طوسی (رحمة الله علیه) این نظریه را به دلیل قاعده «قبح تبعیت فاضل از مفضول» مردود می داند و بر این باور است #پیامبر_اسلام (صل الله علیه وآله) نسبت به انبیاء پیشین (علیهم السلام) برتر و از جایگاه بالاتری برخوردار است، به همین دلیل نمی تواند تابع #شریعت آنها بوده باشد.

📚(رجوع شود به العدة فی أصول الفقه،  ج 2 ص 591،  اثر شیخ طوسی رحمت الله علیه)

#بخش_ششم

🔺بعثت و #نبوت؛ مقارن یا در دو زمان؟

▫️با توجه به آنچه که در بخش‌های پیشین بیان داشتیم، معلوم می گردد که مطابق دیدگاه آن دسته از عالمان که می گویند پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) از ابتدای امر بر اساس #شریعت خودش عمل می کرد، آن حضرت مقام #نبوت را پیش از بعثت دارا بود.

▫️#علامه_مجلسی (رحمه الله علیه) بدان تصریح می کند. (أنه صلى الله علیه وآله کان قبل بعثته نبیاً)، زیرا بدیهی است که مطابق این دیدگاه، آن حضرت آموزه‌های شریعت تازه (اسلام) را از عالم بالا دریافت می نمود و این چیزی جُز #نبوت نیست.

▫️مطابق سایر دیدگاه ها هم فی حد نفسه امکان آن وجود دارد که به #نبوت آن حضرت پیش از #بعثت، ملتزم شد زیرا این عده، تنها وجود یک شریعت نو در بازه زمانی پیش از بعثت را انکار کرده یا لا اقل در این باره متوقف شدند، این مطلب منافاتی ندارد که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در همان حال که تابع شریعت دیگران است، آموزه های وحیانی هم در یافت کند.

#بخش_هفتم (پایانی)
🔺نتیجه

▫️بر پایه آنچه گفته شد، معلوم گشت که امامیه با استناد به روایات ائمه (علیهم السلام) وقوع #بعثت در بیست و هفتم ماه رجب سال چهلم از عام الفیل را پذیرفت.

▫️ نیز گفته شد اگر چه شهرت بر آن است که نخستین #وحی بر پیامبر اسلام (صل الله علیه وآله) در غار حراء بود اما مستنداتی هم بدست آمد که حکایت از نزول نخستین وحی در سرزمین «ابطح» داشت.

 ▫️آموزه های #اهل_سنت درباره چگونگی نزول اولین وحی بر  رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) را هرگز نتوانستیم بپذیریم و بیان شد آنچه در این باره با مقام ارجمند #نبوت و #رسالت میانه دارد کلام ائمه (علیهم السلام) است.

▫️در رابطه با شریعت آن حضرت پیش از بعثت، دیدگاه های گوناگونی وجود داشت که مطابق برخی از این دیدگاه ها نبوت آن حضرت پیش از بعثت ثابت می شد و مطابق سایر دیدگاه ها اگر چه به طور قاطع نتوانستیم #نبوت آن حضرت قبل از #بعثت را ثابت کنیم اما مستندی بر ردّ آن هم در دست نداشتیم و گفتیم فی حد نفسه امکان دارد که بر اساس این دیدگاه ها هم قائل به نبوت آن حضرت پیش از بعثت گشت.

🔍 #مطالعه بیشتر در این مورد از طریق لینک زیر:👇
http://bit.ly/2GKdwBU

➖▪️¤🔎📚🔍▪️¤➖
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔺کانال #الصـادقِیـــن_علیهــم_السلام🔻
https://t.me/al_sadeghein

۱۹ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۵۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
أبـونور

پاسخ به شبهه: خطاب به اهل بیت علیهم السلام «أنتم الأول و الأخر و الظاهر و ... »

#پاسخ_به_شبهات

⚠️این که در زیارت آل یاسین به #اهل_بیت می گوییم:
شما اول و آخر هستید «انتم الاول و الاخر»
یا
حضرت علی(علیه السلام)میگوید:
« انا الاول و الاخر و الظاهر و الباطن»
آیا گرفتار #غلو نمیشویم و #صفات_خدایی را که میگوید:
«هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن» به اهل بیت نسبت نمی دهیم⁉️

➖▪️¤🔎📚🔍▪️¤➖
✅ #پاسخ_شیعه :👇👇

خداوند در توصیف خود می فرماید:
هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیم
« او اول و آخر و ظاهر و باطن است و از هر چیزی آگاه است» (حدید/۳)

1- توصیف خداوند به "اول و آخر" بودن👈اشاره لطیفی است به:
#ازلیت_و_ابدیت اوست👉 زیرا: او وجودی بی انتهاست که هستی اش از درون ذات او است نه از بیرون تا پایان گیرد یا آغازی داشته باشد.
بنابراین از ازل بوده و تا ابد خواهد بود .

2- توصیف به "ظاهر و باطن" نیز تعبیر دیگری از:
👈احاطه وجودی او نسبت به همه چیز است👉. او از همه چیز ظاهرتر است چرا که آثارش همه جا را فرا گرفته و از همه چیز مخفی تر است؛ چون که کنه ذاتش بر کسی روشن نیست زیرا وجودی نامحدود است و ما سواه همه محدود هستند .

3- اگر در برخی تعابیر نسبت به اهل بیت خطاب اول و آخر و ظاهر و باطن شده است #مقصود_معنای دیگری غیر از آن معنایی است که در مورد خداوند به کار می رود؛ دقت کنید :

📸 #اسکن_کتاب
روایت مشابه دو روایت -در ادامه خواهد آمد- از منابع اهل تسنن:


📚الفتن -دار الفکر- نویسنده: نعیم بن حماد المروزی جلد: 1 صفحه: 229

https://goo.gl/9frsWh

✍️...مرحوم ابن شهر آشوب از حضرت #أمیرالمؤمنین علی علیه السلام روایت می کند که فرمود:

✳️ « من اول و آخر و باطن و ظاهر هستم و من به هر چیزی عالم هستم ...

مرد اعرابی از این سخن حضرت تعجب کرد . امام در پاسخ فرمودند:

✳️ « من اول هستم یعنی اولین نفری هستم که به پیامبر ایمان آوردم و من آخر هستم یعنی آخرین نفری هستم که به پیامبر نگاه کردم زمانی که او در لحد جای گرفته بود و من ظاهر هستم یعنی احکام و شرائع اسلام به وسیله من ظاهر می شود و من باطن هستم یعنی وجود من پر از علم است و من به همه چیز عالم هستم یعنی من عالم به هر آنچه هستم که خداوند رسولش را بر آن آگاه کرده است»

📚مناقب آل ابی طالب نویسنده: ابن شهر آشوب جلد: 2  صفحه: 205
https://goo.gl/cm8NBV

📚بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث نویسنده: العلامة المجلسی جلد: 39  صفحه: 347
https://goo.gl/KDFJBD


یا فرمودند:
✳️ « من اول هستم یعنی اولین مسلمان و مومن به خدا و رسولش هستم و من آخر هستم یعنی آخرین نفری هستم که پیراهن را بر جنازه مبارک پیامبر پوشاند و دفنش کرد و من ظاهر و باطن هستم یعنی تمام علوم ظاهری و باطنی نزد من است»
📚 الاختصاص نویسنده: الشیخ المفید جلد: 1 صفحه: 163
https://goo.gl/EDN6z6

⚜️🌐⚜️اگر در #زیارت_آل_یاسین نیز خطاب به اهل بیت علیهم السلام می گوییم :« انتم الاول و الاخر»« شما آغاز و پایان هستید»

👌👈👈معنایش آن است که دین الهی به وسیله شما آغاز می گردد و به وسیله شما پایان می گیرد.

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند:
✳️ « ای علی خداوند #دین را #با_ما به #پایان_برده چنان که آن را با ما آغاز کرده است.

📚الأمالی نویسنده: الشیخ المفید جلد: 1 صفحه: 251

حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود:
✳️ « خداوند اسلام را با ما آغاز کرد و با ما به پایان می برد»

📚الاحتجاج نویسنده: الطبرسی  جلد: 1  صفحه: 339
https://goo.gl/Wg7wMM

➖▪️¤🔎📚🔍▪️¤➖
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔺کانال #الصـادقِیـــن_علیهــم_السلام🔻
https://t.me/al_sadeghein

۱۹ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۲۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
أبـونور

کتاب در ردّ شبهه : ازدواج حضرت ام کلثوم سلام الله علیها با عمر بن خطاب

📚 #معرف_کتاب
📥 #دانلود_کتاب

🔹کتاب ارزشمند " انگیزه #دولتهای اموی و عباسی در #جعل و ترویج حکایت #ازدواج_عمر_با_حضرت_ام_کلثوم علیها السلام "؛ کتابی مستند در پاسخ به #شبهه_دشمنان تشیع مبنی بر ازدواج حضرت ام کلثوم سلام الله علیها با عمر بن خطاب با استفاده از منابع #اهل_سنت .

📸 #تصویر_کتاب



📥#لینک_دانلود

https://goo.gl/MRCu86

🔰 #نویسنده :

دکتر #محمد_امینی_نجفی ، فرزند: علامه امینی رضوان الله علیه صاحب کتاب مهم و بی نظیر #الغدیر .


📑 #تعداد_صفحات : 788 صفحه
📥 #حجم : 19.8 مگابایت

✅ حتماً  مطالعه 🔍 ببینید ✅
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔺کانال #الصـادقیـــن_علیهــم_السلام🔻
https://t.me/al_sadeghein

۱۸ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
أبـونور

پاسخ به شبهه: آیا مسلمان و شیعه شدن ایرانیان در زمان عمر بن خطاب بوده است؟

#پاسخ_به_شبهات
آیا مسلمان و شیعه شدن #ایرانیان در زمان #عمر_بن_خطاب بوده است❓

#بخش_اول

✅ اسلام آوردن ایرانیان در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و #بدون_نیاز_به_جنگ!

🔸بررسی دقیق تاریخ حاکی از این است که میان اسلام آوردن ایرانیان و فتوحات عمر بن خطاب ارتباط مستقیمی وجود ندارد؛ زیرا اساسا وقتی پدیده اسلام آوردن #ایرانی_ها را از ابتدا بررسی می ‌کنیم ، درمی‌یابیم بیشتر آنان با جنگ و خونریزی مسلمان نشدند بلکه حق‌جویی و حق‌گرایی مردمان ایران زمین، سبب گرایش آنها به دین مبین #اسلام است.

📥 #پوستر:

#بخش_دوم

✅ جناب سلمان فارسی زمانی تشنه حقیقت و به دنبال اسلام بود که عمر هنوز کافر بود!

🔸مسلمان شدن اولین و برترین ایرانی و صحابی ممتاز رسول خدا صلی الله علیه و آله یعنی جناب سلمان فارسی رضوان الله علیه در زمان حیات رسول اکرم صلی الله علیه و آله صورت گرفت.

🔹یعنی نه تنها هیچگونه ارتباطی به دوران عمر بن خطاب نداشت بلکه دقیقا همان زمانی که #عمر_بن_خطاب مشرک بود و به آزار مسلمانان مکه می ‌پرداخت، جناب #سلمان_فارسی در جستجوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و تشنه دین آن حضرت بود!

📥 #پوستر:


🔸جناب سلمان فارسی رضوان الله علیه در ضمن روایت مفصّلی سرگذشت خود را چنین نقل می کند:

🔹"... و به صومعه آمدم و چنین گفتم: گواهی می ‌دهم که خدایی جز خدای یکتا نیست و عیسی روح الله و محمد صلی الله علیه و آله حبیب خداست. پس به خدمت آن راهب رسیدم . او به من گفت: آیا تو روزبه هستی؟ گفتم: آری! گفت: بیا بالا (داخل صومعه) سپس من داخل صومعه شدم و دو سال کامل در خدمت او بودم .

🔸وقتی هنگام مرگش فرا رسید، به من گفت: من (بزودی) از دنیا می‌ روم! به او گفتم: مرا به که می ‌سپاری؟ گفت: در این دنیا کسی را که (در اعتقادات) همانند خودم باشد نمی ‌شناسم ولی ولادت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله نزدیک شده است. اگر نزد او رفتی سلام مرا به او برسان و این لوح را تقدیم او کن ...

🔹... در این بین که پشت سر #حضرت_محمد_صل_الله_علیه_و_آله دور می‌ زدم ناگاه به من توجه کرده و فرمود : اى روزبه ! آیا در جستجوی مُهر نبوت هستى؟ گفتم: آرى!

🔸 ایشان لباسشان را از شانه خود کنار زدند و چشمم به مهر نبوت در بین دو کتف آن حضرت افتاد که کمى مو بر آن روئیده بود؛ خود را بر روی پاهای ایشان انداختم و بر آن بوسه می زدم ... رسول خدا صلَّى الله علیه و آله و سلَّم مرا آزاد ساخت و نامم را سلمان نهاد."

📚کمال الدین و تمام النعمه، ص 161- 165

🔹از طرفی اسلام آوردن عمر سالها بعد از دوران تلاش جناب #سلمان برای رسیدن به #پیامبر_اکرم  صل الله علیه و آله بود. جزری درباره تاریخ مسلمان شدن عمر می ‌گوید:

🔸اسلام آوردن #عمر در سال ششم بعثت بود.
📚اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج4، ص57

#بخش_سوم

✅تبلیغ و گسترش اسلام راستین در ایران در زمان رسول اکرم صل الله علیه و آله توسط امیرالمؤمنین علیه السلام

🔸یمن سرزمینی در جنوب جزیره العرب بوده است. این منطقه از زمان انوشیروان در حکومت #ساسانیان تا زمان اسلام تحت سلطه #ایران و جزئی از حکومت بزرگ ایران بشمار می‌ آمد.

🔸فتح سرزمین یمن و مسلمان شدن ساکنانش در زمان حضرت #رسول_اکرم صل الله علیه و آله انجام گرفت؛ در ابتدا حضرت برای دعوت مردم یمن، #خالد_بن_ولید را به آنجا فرستادند ولی وی بعد از شش ماه استقرار در یمن کاری از پیش نبرد و نتوانست حتی یک نفر را مسلمان کند.

📥 #پوستر:

🔸در نتیجه رسول خدا  صلی الله علیه و آله، #امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام را برای فتح و تبلیغ اسلام به آنجا فرستادند و با یک سخنرانی حضرت، قبیله هَمدان و پس از آنها بقیه یمنی ها مسلمان شدند.

🔸بنابراین فتح یمن و آغاز ورود اسلام به ایران هیچ ارتباطی به خلیفه دوم نداشته و در زمان حیات رسول اکرم صلی الله علیه و آله و به دست امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام انجام شده است.

#بخش_چهارم

✅ یاورِ جوان ایرانی پیامبر (ص) در جنگ اُحد

🔸از دیگر نمونه ‌های دلاوری و اسلام ایرانیان در زمان رسول اکرم  صلی الله علیه و آله جوانی ایرانی است که در جنگ احد در کنار آن حضرت علیه اعراب مشرک جنگیده است. درباره او در سنن ابی‌داود چنین آمده است:

📜 «أبی عقبه» که جوانی ایرانی بوده می گوید:
من در جنگ اُحد همراه رسول خدا  صلی الله علیه و آله حاضر بودم. پس به یکی از مشرکان ضربه ‌ای زدم و گفتم: این ضربه را از طرف من بگیر ! من یک جوان ایرانی هستم! در این هنگام رسول خدا  صلی الله علیه و آله به من توجه نمود و فرمود: چرا به او نگفتی: ضربه را از من بگیر ! من جوانی از انصار هستم؟!”
https://ytre.ir/NM
📚 نام کتاب: سنن أبی داود -الناشر: المکتبة العصریة، صیدا - بیروت- نویسنده: السجستانی، أبو داود جلد: 4 صفحه: 332

📥 #پوستر:


🔹نکته قابل توجه اینکه در جنگ اُحد یک جوان ایرانی اینچنین دلاورانه می ‌جنگد ولی در همان جنگ، عمر بن خطاب بخاطر ترس از کشته شدن از جنگ فرار کرده و به کوه پناه می برد! چنانکه در کتابهای متعدد اهل سنت از خود خلیفه دوم نقل شده است.

بخش پنجم #مطلب_11340

✅ همسایه ایرانی پیامبر  صل الله علیه و آله

🔸یکی دیگر از نمونه های اسلام آوردن ایرانیان در زمان پیامبر همسایه ایرانی آن حضرت است:

📜 از انس نقل شده که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله همسایه ‌ای ایرانی داشت و خورش [غذای] او بوی بسیار خوبی داشت. روزی غذایی درست کرد سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد که ایشان را [به خانه اش] دعوت کند [از آن غذا میل کند] عائشه در کنار آن حضرت بود...
تا اینکه حضرت با عائشه برای تناول غذا وارد خانه او شدند.



📚 نام کتاب: مستخرج أبی عوانة نویسنده: أبو عوانة جلد: 5 صفحه: 172

🔰در اینجا قرائنی مبنی بر مسلمان بودن آن ایرانی وجود دارد از جمله:

🔹 اگر او مشرک بود به مقتضای آیه 28 سوره توبه، نجس بود و پیامبر اکرم  صلی الله علیه وآله نمی توانستند از غذای او بخورند.

🔹در روایت آمده بود که پیامبر صل الله علیه و آله همراه عایشه بودند و عایشه در مدینه به خانه پیامبر صلی الله علیه وآله وارد شده بود و مشرکین در مدینه نبودند. بنابراین آن فرد مشرک نبوده است.

#بخش_هفتم

✅فتح بخشی از ایران پس از حیات رسول اکرم صل الله علیه و آله  بدون دعوت به اسلام راستین

🔸در رابطه با فتوحات و جنگهای پس از حیات #رسول_اکرم صلی الله علیه و آله باید گفت هرچند بیشتر این فتوحات در زمان #خلیفه_دوم، انجام شده است لکن فتح کامل #ایران هرگز در زمان او اتفاق نیفتاد و چنین نبود که در زمان وی حتی #اسلام_واقعی وارد تمام مناطق ایران شده باشد. بلکه بر اساس تاریخ در کیفیت جنگهای دوران #عمر_بن_خطاب و انگیزه جنگجویان او، نقاط تاریک و منفی فراوانی وجود دارد. به طوری که در برخی از حملات به ایران گزینه‌ای به نام #اسلام وجود نداشته و آنچه برای جنگجویان سپاه #عمر مهم بود، کشورگشایی و رسیدن به غنائم و آب و نان بوده است که در بخش های بعدی بدان می پردازیم.

📥 #پوستر:


🔗 ❗️برای مطالعه بیشتر و مشاهده اسناد تاریخی این مطلب به لینک زیر مراجعه نمایید:👇:
https://goo.gl/eeRskA
➖▪️¤🔎📚🔍▪️¤➖
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔺کانال #الصـادقیـــن_علیهــم_السلام🔻
https://t.me/al_sadeghein

۱۵ فروردين ۹۷ ، ۲۱:۱۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
أبـونور

پاسـخ به شبهه وجود «بـُت» در کعبه هنگام ولادت أمیرالمؤمنین علی علیه السلام

#پاسخ_به_شبهات

‍ وهابیون در خصوص تولد امیرالمؤمنین علی علیه السلام در کعبه چنین شبهه افکنی می کنند :

اینکه درکعبه 🕋 "360" تا بت بوده پس تولد در وسط یک مشت بت فضیلت محسوب نمیشود!

➖▪️¤🔎📚🔍▪️¤➖
✅ پاسخ شیعه:

1- مرحوم #سلطان_الواعظین در کتاب شریف #شبهای_پیشاور می آورد:


📝 "در لحظات آخر عمر شریف حضرت أمیر هر یک از صحابه ایشان به بالین ایشان حاضر می شدند و سوالات خود را مطرح می کردند یکی از این افراد «صعصعة بن صوحان» از روات بزرگ شیعه بود ؛
صعصعه سوال از برتر بودن حضرت أمیر بر أنبیاء می کرد تا آنجا که رسید و گفت :
 تو برتر هستی یا عیسی؟

 حضرت علی علیه السلام فرمود:
🔅من افضل از عیسی هستم چرا که پس از آنکه مریم بواسطه دمیدن جبرئیل در گریبان او به قدرت خدا حامله شد همین که زمان وضع حملش شد وحی شد 👈ای مریم از بیت المقدس خارج شو زیرا که این خانه محل عبادت است نه زایشگاه و محل ولادت ،
لذا از بیت المقدس بیرون رفت ودر میان صحرا پای نخله خشکیده عیسی بدنیا آمد
👈اما من وقتی مادرم فاطمه بنت اسد را درد زاییدن گرفت در حالتی که وسط مسجد الحرام بود به کعبه پناه برد و گفت :
خدایا بحق این خانه و بحق کسی که این خانه را بنا کرده این درد زاییدن را بر من آسان گردان ! همان ساعت دیوار خانه شکافته شد ندای غیبی برخاست که ای فاطمه داخل خانه شو
فاطمه مادرم وارد شد ومن در همان خانه کعبه به دنیا آمدم👉

📚شب های پیشاور ص476

▪️از این امر خداوند به حضرت فاطمه بنت اسد در وارد شدن به کعبه و نهی از مریم از وضع حمل در بیت المقدس با توجه به شرافت مکه بر بیت المقدس شرافت حضرت علی بر عیسی نبی معلوم می شود

2- اما پاسخ شبهه که تولد یافتن در یک بت خانه چه فضیلتی دارد؟
پاسخ آن است که:

همین خانه کعبه در مدت ۱۳ سال حضور پیامبر در مکه ، محل عبادت و طواف ایشان و پس از آن قبله برای مسلمین بوده است این که عده ای از موقعیت کعبه سو استفاده کردند غباری  بر دامن خانه کعبه نمی نشیند.

3- در صحیح ترین کتب اهل تسنن ذکر شده که این ۳۶۰ بت ، در داخل کعبه نبوده :

📝 عنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ دَخَلَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَکَّةَ وَ 👈حوْلَ الْکَعْبَةِ ثَلَاثُ مِائَةٍ وَسِتُّون👉 نصُبًا فَجَعَلَ یَطْعُنُهَا بِعُودٍ فِی یَدِهِ وَجَعَلَ یَقُولُ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ الْآیَةَ

📚صحیح بخاری لینک روایت:
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?flag=1&bk_no=0&bookhad=2346

📌دیگر مصادر این روایت که تصریح کرده بت ها در حول کعبه بوده نه در داخل آن :

📚صحیح مسلم
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?flag=1&bk_no=1&bookhad=3333

📚مسند احمد بن حنبل
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?flag=1&bk_no=6&bookhad=3574

📚سنن ترمذی
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?flag=1&bk_no=2&bookhad=3138


4- ذهبی میگوید 👈👈 پیامبر و اصحابش در عمره القضا (زمانی که کعبه پر از بت بود) آن را طواف می کردند👇

📝 عمرة القضیة

...فلما قدم أمر أصحابه ، فقال : اکشفوا عن المناکب👈 واسعوا فی الطواف👉 ، لیرى المشرکون جلدهم وقوتهم ، وکان یکایدهم بکل ما استطاع . فاستلف أهل مکة  - الرجال  والنساء والصبیان - ینظرون إلى رسول الله صلى الله علیه وسلم وأصحابه ، 👈وهم یطوفون بالبیت👉

📝...مشرکین ، پیامبر و اصحابش را مشاهده می کردند که به دور کعبه طواف می کردند...

📚سیر أعلام النبلاء » السیرة النبویة » أمر الهجرة والعهد المدنی » السنة السابعة » عمرة القضیة
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?flag=1&bk_no=60&ID=6337
_____

👈پس ابتدا مشخص شد بتی داخل کعبه نبوده و پیامبر صلی الله علیه و آله نیز کعبه را با وجود بت ها طواف میکرده اند ،
پس از عظمت کعبه چیزی کم نشده و تولد در کعبه #فضیلتی هست #خاص امیرالمومنین #علی علیه السلام.


➖▪️¤🔎📚🔍▪️¤➖
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔺کانال #الصـادقیـــن_علیهــم_السلام🔻
https://t.me/al_sadeghein

۱۴ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۱۷ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
أبـونور

لعن عمر از زبان ابوبکر در بستر مرگ

#تبری_نشانه_ی_کمال_دین

#لعن_عمر از زبان #ابوبکر در بستر مرگ

➖➖🔴¤🔵¤🔴¤

محمد بن ابی بکر میگوید:

لحظات آخر زندگی پدرم با او تنها ماندم به او گفتم:
ای پدر،بگو"لاإله إلاالله"
گفت هرگز نمی گویم و نمی توانم بگویم تا وارد آتش شوم و داخل تابوت گردم.
وقتی نام تابوت را آورد گمان کردم هذیان می گوید، گفتم: کدام تابوت؟
گفت: تابوتی از آتش که با قفلی از آتش بسته شده است. در آن دوازده نفرند از جمله من و این رفیقم.
گفتم عمر؟
گفت:آری،
پس مقصودم کیست؟ و نیز ده نفر دیگر که در چاهی در جهنم (همان چاه فلق) هستیم.
بر در آن چاه صخره ای است که هرگاه خداوند بخواهد جهنم را شعله ور کند، آن صخره را بلند میکند.

گفتم هذیانی میگویی؟
گفت: نه به خدا قسم هذیان نمی گویم خدا پسر صهاک [عمر] را لعنت کند.
او بود که مرا از یاد خدا بازداشت بعداز آنکه برایم آمده بود، و او [عمر] بد رفیقی بود.


📚اسرار آل محمد(ص)، سلیم بن قیس هلالی، نسخه تک جلدی، نشر الهادی - قم - ایران، حدیث ۳۷، صفحه ۳۴۹

📸 #اسکن_کتاب


📥#پوستر



📚ارشاد القلوب دیلمی، جلد ۲، صفحه ۲۸۱، انتشارات دارالأسوة
 
📸 #اسکن_کتاب

📥 #پوستر:


_____________

📌پی نوشت:

سوره فرقان/ آیه ۲۶ تا ۲۹ :

الملک یومئذ الحق للرحمن و کان یوما على الکافرین عسیرا  ﴿۲۶﴾
آن روز، فرمانروایى بحق، از آن [خداى ] رحمان است و روزى است که بر کافران بسى دشوار است.

و یوم یعض الظالم على یدیه یقول یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا  ﴿۲۷﴾

و روزى است که ستمکار دستهاى خود را مى گزد[و] مى گوید: «اى کاش با پیامبر راهى برمى گرفتم.»

یا ویلتى لیتنی لم أتخذ فلانا خلیلا  ﴿۲۸﴾

«اى واى، کاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم. (۲۸)

لقد أضلنی عن الذکر بعد إذ جاءنی و کان الشیطان للإنسان خذولا  ﴿۲۹﴾

او[بود که ] مرا به گمراهى کشانید پس از آنکه قرآن به من رسیده بود.» و شیطان همواره فروگذارندهء انسان است. (۲۹)

🔴 #اللهم_العن_الجبت_و_الطاغوت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔺کانال #الصـادقیـــن_علیهــم_السلام🔻
https://t.me/al_sadeghein

۲۲ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
أبـونور

پاسـخ به شبهـه عدم تطبیق آیه 26 سوره إسـراء بر حضرت صدیقــه کبری سلام الله علیها

#پاسخ_به_شبهات

⚠️ وهابیون میگویند آیه ﴿26 . الإسراء : وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ وَالْمِسْکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا﴾ که در مورد اعطای فدک به حضرت زهرا سلام الله علیها است مکی است ، در صورتیکه ماجرای فدک در مدینه اتفاق افتاده !!!

〰〰🔶🔹 〰〰

✅ یکی از اشکالاتی که وهابیون در خصوص اعطای #فدک به #حضرت_صدیقه سلام الله علیها مطرح میکنند ،
قول #ابن_کثیر دمشقی است که این عالم اهل سنت روایت اعتراف اعطای فدک به حضرت زهرا سلام الله علیها را ذیل آیه 26 سوره اسراء مطرح میکند ؛
و بعد اشکالی بر روایت میکند که بحول الله متعال این اشکال را پاسخ میدهیم !

❌ متن #اشکال ابن کثیر دمشقی :

وَهَذَا الْحَدِیثُ مُشْکَلٌ لَوْ صَحَّ إِسْنَادُهُ، لَأَنَّ الْآیَةَ مکیة، وفدک إِنَّمَا فُتِحَتْ مَعَ خَیْبَرَ سَنَةَ سَبْعٍ مِنَ الهجرة، فکیف یلتئم هذا مع هذا؟

📚 تفسیر ابن کثیر ط- العلمیة نویسنده : ابن کثیر /ج 5 ص 63
______
✅ پاسخ شیعه :

◀️ ابن کثیر نتوانسته است برای #سند_حدیث مشکلی پیدا کند، آن را این گونه زیر سوال برده است:
👈سوره اسراء مکی است و ماجرای فدک در مدینه اتفاق افتاده؛

زحمت پاسخ این بیسوادی ابن کثیر را علمای اهل سنت کشیده اند و تصریح کرده اند که ترتیب جمع قرآن، ترتیب نزول نیست و بسیاری از آیات مکی در سور مدنی هستند ؛
و بلعکس :


📸 #اسکن_کتاب


وَالْآیَاتُ الْمَدَنِیَّاتُ فِی السُّوَرِ الْمَکِّیَّةِ وَالْآیَاتُ الْمَکِّیَّاتُ فِی السُّوَرِ الْمَدَنِیَّةِ

https://goo.gl/qWbMvo

📚 الإتقان فی علوم القرآن نویسنده : السیوطی/ ج1 ص 36

💢 و سیوطی در همین کتاب باب دیگری آورده است به نام:

" النَّوْعُ الثَّانِی عَشَرَ: مَا تَأَخَّرَ حُکْمُهُ عَنْ نُزُولِهِ وَمَا تَأَخَّرَ نُزُولُهُ عَنْ حُکْمِهِ"

یعنی آیاتی که حکمشان قبل از نزول و بعد از نزول بوده است ،

و سیوطی تصریح دارد که  :

🔵 قد یکون النزول سابقاً علی الحکم، قد أفلح من تزکی...نزلت فی زکاة الفطر وأخرج البزار نحوه مرفوعا...لأن السورة مکیة ولم یکن بمکة عید ولا زکاة ولا صوم .

🔴 گاهی اوقات آیه نازل می‌شود اما حکم آیه هنوز نیامده است، و هرکسی که زکات فطره داد رستگار شد این سوره در مکه نازل شده است. در حالی که در مکه عیدی و زکاتی و روزه ای نبود.
https://goo.gl/4NMV1X

 📚الإتقان فی علوم القرآن نویسنده : السیوطی/ج1/ص 132
_______

✅ پس این اشکال ابن کثیر از دو جهت بوده :
1- ابن کثیر بیسواد بوده و این مطلب را در خصوص آیات قرآن  نمیدانسته !
2- میدانسته ولی از روی دشمنی که با #اهل_بیت علیهم السلام داشته، این اشکال را وارد کرده که باز هم مهر تائیدی بر بیسوادی خودش زده است ،

👈 در ادامه برخی از مصادر اهل سنت ، و مدارک اعطای فدک به بانوی دوعالم سلام الله علیها بعد از نزول آیه "وآت ذالقُربى حَقَّه" ارائه خواهد شد:

1- 📚شواهد التنزیل لقواعد التفضیل/ الحاکم الحسکانی /ج1/ص441
📸 #اسکن_کتاب


🔗 #لینک_کتاب

https://goo.gl/ttui7M

2- 📚مسند أبی یعلى الموصلی نویسنده : أبو یعلى الموصلی /ج2/ص334
📸 #اسکن_کتاب


🔗 #لینک_کتاب

https://goo.gl/bUQS1N

3- 📚فتح القدیر للشوکانی نویسنده : الشوکانی/ج3/ص 267
📸 #اسکن_کتاب


🔗 #لینک_کتاب

http://bit.ly/2FVI3wY
➖▪️➖
ــــــــــــــــــــــــــــــ
🔺کانال #الصـادقیـــن_علیهــم_السلام🔻
https://t.me/al_sadeghein

۱۴ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۳۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
أبـونور

پاسـخ به شبـهه عدم وجود روایت از حضرت زهرا سلام الله علیها در کتب اربعه شیعه

#پاسخ_به_شبهات

⚠️ وهابیون می‌گویند:
چرا در کتب اربعه شیعه روایتی از حضرت فاطمه نیست⁉️ ⁉️

➖▪️〰〰〰🔹🔶
 ✅ پاسخ شیعه :

☝️اولا : دروغ می گویید  
زیرا روایات زیادی از حضرت زهرا سلام الله علیها در کتب اربعه شیعه وجود دارد که در ادامه نمونه هایی خواهیم آورد.
 
☝️ثانیاً : در زمان حیات حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها مردم سوالات خود را از رسول خدا صلی الله علیه و آله و در زمان بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله،
مردم سوالات فقهی و غیر فقهی خود از امیرالمؤمنین علی علیه السلام و حسنین علیهما السلام که در صحنه هستند ، می‌پرسیدند.
لذا دیگر نیازی نبود که مردم محضر حضرت زهرا سلام الله بروند و از ایشان روایت بشنوند.


و علاوه بر این ها مگر صدیقه کبری سلام الله علیها بعد از نبی مکرم خدا صلی الله علیه و آله چقدر در قید حیات بودند؟؟
 
در این مدت کوتاه هم که حمله ناجوانمردانه‌ای به بیت ایشان کردند و پهلوی او را شکستند، بازوی او را متورم کردند، و ایشان را در بستر بیماری انداختند و آنچنان جو خفقانی درست کردند که کسی را جرأت آمدن به خانه  صدیقه طاهره نبود،
حتی زنهای مهاجرین و انصار هم جز یک یا دو مرتبه بیشتر به عیادت تنها یادگار پیامبرشان حضرت زهرای مرضیه سلام‌الله‌علیها نیامدند.

___________
 
✅ اما روایات حضرت زهرا سلام الله علیها در کتب اربعه:

 
1- قَالَ جَابِرٌ : أَشْهَدُ بِاللهِ إِنِّی دَخَلْتُ عَلى أُمِّکَ فَاطِمَةَ علیها‌السلام فِی حَیَاةِ رَسُولِ اللهِ صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ، فَهَنَّیْتُهَا بِوِلَادَةِ الْحُسَیْنِ علیه‌السلام، ورَأَیْتُ فِی یَدَیْهَا لَوْحاً أَخْضَرَ ظَنَنْتُ أَنَّهُ مِنْ زُمُرُّدٍ ، وَرَأَیْتُ فِیهِ کِتَاباً أَبْیَضَ شِبْهَ لَوْنِ الشَّمْسِ ، فَقُلْتُ لَهَا : بِأَبِی وأُمِّی یَا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، مَا هذَا اللَّوْحُ؟ فَقَالَتْ: هذَا لَوْحٌ أَهْدَاهُ اللهُ إِلى رَسُولِهِ صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ، فِیهِ اسْمُ‌ أَبِی واسْمُ بَعْلِی واسْمُ ابْنَیَّ واسْمُ الْأَوْصِیَاءِ مِنْ ولْدِی ، وأَعْطَانِیهِ  أَبِی لِیُبَشِّرَنِی بِذلِکَ.

🔗 #لینک_کتاب
https://goo.gl/3Aj8Kf

📚الکافی- ط دارالحدیث نویسنده : الشیخ الکلینی ج 2 ص 682
 
✍️ این لوحی است که خدای عالم بر پیغمبر اهدا کرده است و در آن اسم پدرم، اسم شوهرم، اسم فرزندانم و اسم اوصیای فرزندانم هست، تا اینکه جابر نقل می‌کند در این لوح نام ائمه علی، حسن، حسین، امام سجاد، تا حضرت ولی عصر ارواحناه فداه هست.

وهابیون گفته بودند: یک روایت! این هم یک روایت
 
2- عن یزید بن عبد الملک عن ابیه عن جده قال : دخلت على فاطمة علیهما‌السلام فبدأتنی بالسلام ثم قالت : ما غدا بک؟ قلت طلبت البرکة [١] قالت : اخبرنی ابی وهو ذا ، هو انه من سلم علیه وعلی ثلاثة ایام أوجب الله له الجنة ، قلت لها : فی حیاته وحیاتک؟ قالت : نعم وبعد موتنا.

[1]- نسخة: طلب زیارتک
 
🔗 #لینک_کتاب
https://goo.gl/m8WqAX

📚تهذیب الأحکام نویسنده : شیخ الطائفة ج 6 ص 9 / باب ٣ ـ زیارة سیدنا رسول الله صلى الله علیه وآله
 
👈حضرت زهرا سلام الله علیها می‌فرمایند: اخبرنی ابی...

آیا این عبارت به عنوان روایت هست یا نه؟  
 
3- ...ثُمَّ قَالَتْ : أَمَا واللهِ ، یَا ابْنَ الْخَطَّابِ ، لَوْ لَا أَنِّی أَکْرَهُ أَنْ یُصِیبَ الْبَلَاءُ مَنْ لَاذَنْبَ لَهُ ، لَعَلِمْتَ أَنِّی سَأُقْسِمُ عَلَى اللهِ، ثُمَّ أَجِدُهُ سَرِیعَ الْإِجَابَةِ ». ‌

🔗 #لینک_کتاب
https://goo.gl/34QSzY

📚الکافی- ط دارالحدیث نویسنده : الشیخ الکلینی ج 2 ص495
 
👈(بعد از حمله وحشیانه خلیفه دوم به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها ،ایشان خطاب به عمر می‌فرمایند) :
اگر نه این بود که من واهمه دارم نفرین کنم بلا همه را فرا بگیرد آن وقت می‌دانستی که اگر من در حق شما نفرین کنم چه زود خدای عالم نفرینم را در حق شما به اجابت برساند.

 ✅ به همین مقدار بسنده می‌کنیم!

در آخر به این آقایان توصیه می‌کنیم:

📚 #مُسْنَدُ فاطمة الزّهْرا علیهاالسلام:
کتابی روایی به زبان عربی نوشته عزیزالله عطاردی (متوفای ۱۳۹۳ش). مؤلف به روایاتی اشاره کرده که از فاطمه زهرا(س) نقل شده است. وی مطالب خود را در سه فصل از حیات و فضائل حضرت فاطمه(س)، سخنان نقل‌شده از ایشان و فهرستی از راویان حدیث از او همراه با شرح مختصری از زندگی آنان با استناد به منابع بیان کرده است.
یا
📚 #اَلْمَوسوعَةُ الْکُبْری عَنْ فاطمَة الزّهراء علیهاسلام:
مجموعه‌ای 25جلدی به زبان عربی درباره حضرت زهرا(س) نوشته اسماعیل انصاری زنجانی، مؤلف در نگارش کتاب به بیش از سی‌هزار منبع مراجعه کرده است، این کتاب در انتشارات دلیل ما به چاپ رسید.
➖▪️➖
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔺کانال #الصـادقیـــن_علیهــم_السلام🔻
https://t.me/al_sadeghein

۱۳ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
أبـونور

پاسـخ به شبهه ی عدم دفاع أمیرالمؤمنین علیه السلام از حضرت زهرا سلام الله علیها

#پاسخ_به_شبهات

 

🔰 پاسخ به یکی از شبهات روز وهابیت:

 

آنان میگویند :

چرا در ماجرای کتک خوردن صدیقه شهیده سلام الله علیها توسط اراذل و اوباش قریش حضرت  امیرمؤمنان مولاعلی فاتح خیبر با این شجاعتی که در جنگها داشت صبر کرد و دفاع نکرد؟

 

➖♦♦️♦♦♦➖

✅ پاسخ شیعه:

 

(البته ناگفته نماند همین وهابیون ، مسئله شهادت حضرت زهرا که میاد وسط حضرت علی میشود کَننده در خیبر ، فاتح خیبر صاحب شجاعت غیرقابل وصف ، اما در روزهای عادی که میشود همین دشمنان تمام این فضایل مولا علی رو تضعیف میکنن!! ! اما بگذریم)

 💠اولاً: امیرالمؤمنین علی علیه السلام : از همسر خویش دفاع نمودند و حتی خلیفه دوم رو هم بر زمین زدند ؛

ولی به خاطر عمل به وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله صبر نمودند و او را رها کردند:

 

از منابع شیعی:

 

👈فوَثَبَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَأَخَذَ بِتَلابِیبِهِ ثُمَّ نَتَرَهُ فَصَرَعَهُ وَوَجَأَ أَنْفَهُ وَرَقَبَتَهُ وَهَمَّ بِقَتْلِهِ👉

 

📚 کتاب سلیم ابن قیس الهلالی صفحه 568

 
🔍 #اسکن_کتاب:

http://l1l.ir/12c3

 و


از منابع اهل سنت:

👈حضرت زهرا فریادزد : یا ابتاه!  علی، ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت کشید و بر زمین زد و بر بینی و گردنش کوبید .

📚تفسیر آلوسی ج 1 ص124

 

🔹 وخود حضرتش تصریح میفرمایند: اگر ۴۰ یاور داشتم دست به شمشیر می‌بردم:


http://lib.eshia.ir/70632/1/155

 

🔍 #اسکن_کتاب:

 

🔹روایات فراوانی از طریق شیعه و اهل سنت مبنی بر وصیت رسول خدا به صبر به امیرالمؤمنین نقل شده است؛

 

پس امیرالمومنین به فرمان رسول الله عمل کرد که او را از این لحظه خبر داده بود و فرمان داده بود که صبر پیشه کند یعنی حضرت علی علیه السلام مامور به صبر بودند طبق وصیت پیامبر

 

📚خصائص ‏الأئمه ، سید رضی، ص 73

 

به این نمونه های دیگر هم دقت کنید:

 

از منابع اهل سنت:

 

📚 مجمع الزوائد ومنبع الفوائد/ نور الدین الهیثمی/ جلد : 7  صفحه : 234

 

 

🔹از منابع شیعی:

 

کتاب سلیم بن قیس الهلالی نویسنده : سلیم بن قیس الهلالی    جلد : 1  صفحه : 134

 

🔍 #اسکن_کتاب:

 

 

لینک از کتابخانه شیعی(فقاهت):

 

http://lib.eshia.ir/70632/1/134

 

🔻پس امیرالمؤمنین علی علیه السلام در این صبر ، کاملا امر الهی را تمکین نموده اند.

 

 ✔✔ دقت فرمایید که هر جا حضرت امیر علیه السلام امر به صبر شده بودند، صبر نمودند؛✔✔

ولی وقتی آن ملعون ها گفتند : نبش قبر می کنیم و بر دختر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نماز می‌خوانیم،

امام علیه‌السلام لباس رزم پوشیدند؛ به کنار بقیع تشریف آوردند؛

و خطاب به همۀ آن رجاله ها فرمودند: «اگر دست به یکی از این صورت قبر ها بزنید زمین را از خونتان سیراب خواهم کرد. «لاسقین الارض من دمائکم.»

دومی فضولی کرد؛

و حضرت آن ملعون را بر زمین کوبیدند.

 

این قصه که در متون عامه هم آمده است نشان می دهد که حضرت مطابق امر خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله عمل میفرمودند.

📚دلائل الامامه-طبری-ص46

http://lib.eshia.ir/15165/1/137/%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%82%D9%8A%D9%86

📚 بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث جلد : 43  صفحه : 171

http://lib.eshia.ir/71860/43/171
____________

 

💯 حال به این فرازهای زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله توجه کنید:

 

یکی از پاسخ‌ها به طراحین این شبهه ،  رفتار رسول خدا در مکه و صبوری‌های آن حضرت در برابر کتک زدن زنان مسلمان توسط مشرکان قریش است؛

 

👈در جریان به شهادت رسیدن سمیه همسر یاسر و مادر عمار علیهم رحمه الله که رسول الله بر ابوجهل هیچ اقدامی نکرد

📚الإصابه فی تمییز الصحابه، ابن حجر عسقلانی، ج 7، ص 712

 

کتک خوردن کنیزکان بی‌پناه توسط خلیفهء دوم که در آن زمان غرق در شرک و بت پرستی بود و...

☑ همچنین شکسته شدن سر صدیقه طاهره سلام الله علیها در مکه توسط ایادی ابوجهل ؛

می‌تواند دلیل دیگری برای لزوم صبوری در هنگام عدم قدرت کافی و کم بودن یار و یاور باشد.

 

🔰 بر اساس روایتی که ابن اسحاق از ابو اسحاق سبیعی نقل کرده است، یکی از ایادی و مأموران ابو جهل سر صدیقه شهیده سلام الله علیها را در مکه شکسته است:

 

🔴 نا یونس عن یونس بن عمرو عن أبیه قال: 👈🏻شجَّ غُلامٌ مِنْ قُرَیْشٍ فَاطِمَهَ بِنْتَ رَسُوْلِ اللّه صلى الله علیه وآله وَهِیَ غَادِیَهٌ فَنَادَتْ یا آلَ عَبْدِ شَمْسٍ فَخَرَجَ أبو سُفْیَانَ وَخَرَجَ أبُو جَهْلٍ فَقَالَ یَا أبَا سُفْیانَ! هَذهِ یَدَیَّ فَرَجَعَ.

 

🔵 غلامی از قریش، سر فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله را که سر صبح بیرون آمده بود، شکست.

آن حضرت فریاد زد، ای آل عبد شمس!. ابو سفیان و ابو جهل بیرون آمدند .

ابو جهل گفت: این ابو سفیان این شخص مأمور من بوده است!

 

📚سیره ابن إسحاق (المبتدأ والمبعث والمغازی)، ج۱، ص ۲۶۵

 

🔗 #اسکن_کتاب:

 

❓سؤال این جاست که چرا رسول خدا صلی الله علیه وآله در این ماجرا دخالت نکردند و از ابو جهل انتقام نگرفتند؟

 آیا نعوذ بالله غیرت و شجاعت نداشتند ، یا مصلحت اسلام و مسلمین و آینده نگری آن حضرت باعث شد که در برابر شکسته شدن سر دختر نازدانه‌اش شکیبایی کنند؟‌

 

#پاسخ_به_شبهات

 

🔴 اللهم العن الجبت و الطاغوت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

🔺کانال #الصـادقیـــن_علیهــم_السلام🔻

https://t.me/al_sadeghein

۳۰ بهمن ۹۶ ، ۱۶:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
أبـونور

تفسیر آیه‌ای از قرآن در #شأن حضرت محسن علیه السلام

 #قرآن_و_اهل_بیت

#تفسیر_مختصر

 

💡 #هجوم به خانه وحی ، #شهادت حضرت محسن علیه السلام و حضرت فاطمه علیهاالسلام بهمراه مستند : 💡

👈 اشاره به آیه‌ای از قرآن در #شأن حضرت محسن علیه السلام و بیان تاویل زیبای آن 👉

_________________

🔻فقال المفضل للصادق (علیه السلام):

یا مولای! ما فی الدموع من ثواب؟ قال: ما لا یحصى، إذا کان من محقّ. فبکى المفضل طویلا ویقول: یا بن رسول اللّه! إن یومکم فی القصاص لأعظم من یوم محنتکم.

فقال له الصادق (علیه السلام) :

و لا کیوم محنتنا بکربلاء و إن کان یوم السقیفة وإحراق النار على باب أمیر المؤمنین والحسن وفاطمة والحسین وزینب وأم کلثوم (علیهم السلام) وفضه وقتل محسن بالرفسة أعظم وأدهى و أمرّ، لأنه أصل یوم العذاب.

قال المفضل: یا مولای أسأل؟

قال: سل یا مفضل

قال: یا مولای! ما تقول فی قوله تعالى: «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» ؟

قال: یا مفضل! تقول العامة أنها فی کل جنین من أولاد الناس قتل مظلوما؟ قال: نعم یا مولای، هکذا یقول أکثرهم.

🔻قال الصادق (علیه السلام) :

ویلهم! من أین لهم هذا؟ و الآیة فی الکتاب خاصة لنا وفینا، و هو قوله - تقدّس اسمه -: «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» ، و الموؤدة إنما هو المحسن، لأنه منا و فینا؛ قال اللّه تعالى: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‌» ، والمؤودة إنما هو اسم من المودّة، فمن أین إلى کل جنین من أولاد الناس، و هل فی المودّة و القربى غیرنا؟

📎 #اسکن_کتاب در پیوست : 👇👇


 

📚 #الموسوعة_الکبرى عن فاطمة الزهراء(ع) - إسماعیل الأنصاری الزنجانی ج 11 - ص264

 

⚫ مفضل به امام صادق علیه‌السلام عرض کرد:

ای مولای من در اشک ریختن چقدر ثواب نهفته است؟...

امام علیه السلام فرمود: قابل شمارش نیست اگر سزاوار باشد ...

سپس مفضل گریه بسیار زیادی کرد و میگفت :یابن رسول الله همانا روز شما در قصاص (هجوم به خانه وحی) بزرگتر و سخت تر بود یا در روز سختتان در کربلا ؟...

امام علیه السلام فرمودند :

هیچ روزی مانند مصیبت کربلا که بر ما وارد شد نیست ، هر چند روز سقیفه و آتش زدن درب خانه امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین و حضرت زینب و حضرت ام کلثوم و فضه و قتل حضرت محسن علیهم السلام با لگد بزرگتر و سخت تر و تلخ تر بود چرا که آن اصل روز عذاب بود .

 

مفضل گفت : سوالی دارم!

امام علیه السلام فرمود : بپرس

 

 مفضل گفت : یا مولای من چه میفرمایید درباره قول حق تعالی : «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ»

 

🔍 #لینک_مطالب : 👇👇

http://lib.eshia.ir/86597/11/263

 

🔰 امام علیه السلام فرمود:

ای مفضل عامه میگویند این در خصوص کل جنین ها هست که مظلومانه کشته شدند ؟

مفضل گفت : بله مولای من اکثر آنها این طوری میگویند.

 

🔰امام علیه السلام فرمود :

وای بر آنها چطوری برای خود آیه را تفسیر کردند ؟ و آیه در کتاب به طور خاص برای ما و در حق ماست و آن قول حق تعالی «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» و موؤدة همانا حضرت محسن علیه السلام است چرا که ایشان از ما هستند الله تعالی فرمود : "قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‌"


🔹 و مؤودة همانا اسم از مودة هست چطور برای کل جنین ها است ؟ و آیا مودة جز برای غیر از ما است ؟

🔴 اللهم العن الجبت و الطاغوت

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

🔺کانال #الصـادقیـــن_علیهــم_السلام🔻

https://t.me/al_sadeghein

۲۹ بهمن ۹۶ ، ۱۶:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
أبـونور

تواتــر روایات شهادت حضرت زهــراء سلام الله علیهـا


✳️ #تصریح شیخ ‌الإسلام #العلامه_محمد_باقر_المجلسی -رضوان الله علیه- به [#تواتر] روایات 🔴 #شهادت_سیده_النساء_فاطمه -علیها السّلام-

👆👆👆




ثم إن هذا الخبر یدل على أن فاطمة صلوات الله علیها کانت شهیدة وهو من المتواترات وکان سبب ذلک أنهم لما غصبوا الخلافة وبایعهم أکثر الناس بعثوا إلى أمیر المؤمنین علیه‌السلام لیحضر للبیعة ، فأبى فبعث عمر بنار لیحرق على أهل البیت بیتهم وأرادوا الدخول علیه قهرا ، فمنعتهم فاطمة عند الباب فضرب قنفذ غلام عمر الباب على بطن فاطمة علیها‌السلام فکسر جنبیها وأسقطت لذلک جنینا کان سماه رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله محسنا ، فمرضت لذلک وتوفیت صلوات الله علیها فی ذلک المرض.

👇👇👇
http://lib.eshia.ir/27875/5/318
👇👇👇
مشاهده و عضویت در کانال مجموعه :
👇👇👇
https://t.me/al_sadeghein

۲۸ بهمن ۹۶ ، ۱۴:۴۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
أبـونور

قمر بنـی هاشـــم سلام الله علیه

قمر بنـی هاشـــم سلام الله علیه

 


ابی الفرج اصفهانی چنین می نویسد:


وکان العباس رجلا وسیما جمیلا، یرکب الفرس المطهم ورجلاه تخطان فی الأرض وکان یقال له: قمر بنی هاشم.


حضرت عباس مردی نیک صورت و زیبا بود. هنگامى که سوار اسب بسیار عالى و تنومدی می شد، پاهاى مبارکش به زمین کشیده میشد. و به او قمر بنى هاشم گفته می شد.

مقاتل الطالبیین، ص 90

۲۶ مهر ۹۶ ، ۱۶:۴۷ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
أبـونور

شفا گرفتن عالم اهل سنت با تربت امام حسین (علیه السلام)

شفا گرفتن عالم اهل سنت با تربت امام حسین (علیه السلام)

 


سمعت أحمد یقول: سمعت أبا بکر یقول: سمعت الخلدی یقول:کَانَ فِیَّ جَرَبٌ عَظِیمٌ کَثِیرٌ، قَالَ: فَمَسَحْتُ بِتُرَابِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ، قَالَ: فَغَفَوْتُ فَانْتَبَهْتُ، وَلَیْسَ عَلَیَّ مِنْهُ شَیْءٌ.


ابو محمد خلدی ( از شیوخ و ائمه ی اهل سنت ) می گوید که بیماری پوستی شدیدی داشتم پس تربت قبر حسین را به پوستم کشیدم و بعد از آن خوابیدم.وقتی بیدار شدم اثری از بیماری نیافتم.


الطیوریات ،ج3، ص912، ح847 / ط اضواء السلف

۲۶ مهر ۹۶ ، ۱۶:۴۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
أبـونور

ابن تیمیه اسلام را پاره پاره کرد [مصادر اهل سنت]

ابن تیمیه اسلام را پاره پاره کرد [مصادر اهل سنت]


 


  شیخ یوسف الدجوی (از علمای بزرگ اهل سنت):


وانظر کتب المذاهب الاربعة (حتی مذهب الحنابلة) فی آداب الزیارته - صلی الله علیه وسلم - تجدهم قد استحبوا التوسل به إلی الله تعالی حتی جاء ابن تیمیة فخرق الاجماع وصادم المروز فی الفطر، مخالفاً فی ذلک العقل والنقل.

در کتب مذاهب چهارگانه (حتی مذهب حنابله)  آداب زیارتش - صلی الله علیه (وآله) وسلم- را نگاه کن، خواهی دید که همه توسل به او را مستحب دانسته اند، تا اینکه ابن تیمیه آمد و جماعت مسلمین را پاره پاره نموده، به آنان صدمه زد. او در این مورد با عقل و نقل مخالفت کرد

مقالات و فتاوی الشیخ یوسف الدجوی.ج1 ص256.ط الامیریة_القاهرة

۲۶ مهر ۹۶ ، ۱۶:۲۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
أبـونور

مدارک قرآن خواندن سر مبارک امام حسین علیه السلام بر بالای نیزه

آیا مدارک معتبری دالّ بر قرآن خواندن سر بریده امام حسین علیه السلام بر سر نیزه وجود دارد؟


این که سر امام حسین علیه السلام بر سر نیزه قرآن خوانده است ، از ضروریات تاریخ است که هم علمای شیعه و هم علمای اهل سنت آن را به سند صحیح نقل کرده اند ؛

1- از جمله شیخ مفید رحمت الله علیه در کتاب شریف و معتبر «الإرشاد» می نویسد :

عن زید بن أرقم أنه قال : مر به علی وهو علی رمح وأنا فی غرفة ، فلما حاذانی سمعته یقرأ: (أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا) فقف - والله - شعری ونادیت: رأسک والله - یا ابن رسول الله - أعجب وأعجب .

الإرشاد - الشیخ المفید - ج 2 - ص 117 - 118

2- و نیز مرحوم محمد بن سلیمان الکوفی می نویسد :

[حدثنا] أبو أحمد قال : سمعت محمد بن مهدی یحدث عن عبد الله بن داهر الرازی عن أبیه عن الأعمش : عن المنهال بن عمرو قال : رأیت رأس الحسین بن علی علی الرمح وهو یتلو هذه الآیة : *(أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا)* [ 9 / الکهف: 18 ] فقال رجل من عرض الناس: رأسک یا ابن رسول الله أعجب ؟ .

مناقب الإمام أمیر المؤمنین (ع) - محمد بن سلیمان الکوفی - ج 2 - ص 267 .

3- همچنین ابن حمزه طوسی می نویسد :

عن المنهال بن عمرو ، قال : أنا والله رأیت رأس الحسین صلوات الله علیه علی قناة یقرأ القرآن بلسان ذلق ذرب یقرأ سورة الکهف حتی بلغ: *(أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا)* فقال رجل : ورأسک - والله - أعجب یا ابن رسول الله من العجب . 274 / 2 -

وعنه ، قال : أدخل رأس الحسین صلوات الله علیه دمشق علی قناة ، فمر برجل یقرأ سورة الکهف وقد بلغ هذه الآیة * (أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا)* فأنطق الله تعالی الرأس ، فقال : أمری أعجب من أمر أصحاب الکهف والرقیم .

الثاقب فی المناقب - ابن حمزة الطوسی - ص 333 .

4-  و قطب الدین راوندی نیز می نویسد :

عن المنهال بن عمرو قال : أنا والله رأیت رأس الحسین علیه السلام حین حمل وأنا بدمشق ، وبین یدیه رجل یقرأ الکهف ، حتی بلغ قوله : (أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا)، فأنطق الله الرأس بلسان ذرب ذلق ، فقال : أعجب من أصحاب الکهف قتلی وحملی .

الخرائج والجرائح - قطب الدین الراوندی - ج 2 - ص 577 .

5-  و ابن شهر آشوب می نویسد :

روی أبو مخنف عن الشعبی انه صلب رأس الحسین بالصیارف فی الکوفة فتنحنح الرأس وقرأ سورة الکهف إلی قوله : (انهم فتیة آمنوا بربهم وزدناهم هدی فلم یزدهم إلا ضلالا) . وفی أثر انهم لما صلبوا رأسه علی الشجرة سمع منه : (وسیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون) . وسمع أیضا صوته بدمشق یقول : لا قوة إلا بالله . وسمع أیضا یقرأ : (ان أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا) ، فقال زید بن أرقم : أمرک أعجب یا ابن رسول الله .

مناقب آل أبی طالب - ابن شهر آشوب - ج 3 - ص 218 .

6- و علی بن یونس عاملی می نویسد :

قرأ رجل عند رأسه بدمشق (أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا) فأنطق الله الرأس بلسان عربی : أعجب من أهل الکهف قتلی وحملی .

الصراط المستقیم - علی بن یونس العاملی - ج 2 - ص 179

7-  و سید هاشم البحرانی نیز می نویسد :

فوقفوا بباب بنی خزیمة ساعة من النهار ، والرأس علی قناة طویلة ، فتلا سورة الکهف ، إلی أن بلغ فی قراءته إلی قوله تعالی : *(أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا)* . قال سهل : والله إن قراءته أعجب الأشیاء .

مدینة المعاجز - السید هاشم البحرانی - ج 4 - ص 123

8- مرحوم علامهء مجلسی رحمت الله علیه در کتاب شریف بحار الأنوار ، بابی را به همین مطلب اختصاص داده است .                                                                        بحار الأنوار - العلامة المجلسی - ج 45 - ص 121

* و از علمای اهل سنت ، «ابن عساکر» در کتاب «تاریخ مدینه دمشق» می نویسد :

نا الأعمش نا سلمة بن کهیل قال رأیت رأس الحسین بن علی رضی الله عنهما علی القناة وهو یقول "فسیکفیکهم الله وهو السمیع العلیم" .

تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 22 - ص 117 - 118 .

و محقق کتاب در پاورقی آن می نویسد :

وزید بعدها فی م : قال أبو الحسن العسقلانی : فقلت لعلی بن هارون انک سمعته من محمد بن أحمد المصری ، قال : الله انی سمعته منه ، قال الأنصاری فقلت لمحمد بن أحمد : الله انک سمعته من صالح ؟ قال : الله إنی سمعته منه ، قال جریر بن محمد : فقلت لصالح : الله انک سمعته من معاذ بن أسد ؟ قال : الله انی سمعته منه ، قال معاذ بن أسد : فقلت للفضل : الله انک سمته من الأعمش ؟ فقال : الله انی سمعته منه ، قال الأعمش : فقلت لسلمة بن کهیل : الله انک سمعته منه ؟ قال : الله انی سمعته منه بباب الفرادیس بدمشق ؟ مثل لی ولا شبه لی ، وهو یقول : (فسیکفیکهم الله وهو السمیع العلیم) .

و همچنین ابن عساکر در جائی دیگر از همین کتاب می نویسد :

عن المنهال بن عمرو قال أنا والله رأیت رأس الحسین بن علی حین حمل وأنا بدمشق وبین یدی الرأس رجل یقرأ سورة الکهف حتی بلغ قوله تعالی " أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا " قال فأنطق الله الرأس بلسان ذرب فقال أعجب من أصحاب الکهف قتلی وحمل .

تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 60 - ص 369 - 370 .

بنابراین ، با این همه مدارک معتبری که در این باره وجود دارد ، شکی در صحت خبر قرآن خواندن سر مبارک امام حسین علیه السلام باقی نمی ماند .

به دلیل طولانی نشدن و نیز اتقان مطلب ، اصل متن عربی روایات آورده است ؛ ترجمه آن برعهده خواننده گرامی.

 

 و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین

 

 

 

 

۲۶ مهر ۹۶ ، ۱۶:۱۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
أبـونور

دیدگاه علمای اهل سنت در خصوص وهابیت

دیدگاه علمای اهل سنت در خصوص وهابیت



علامه ابن عابدین (فقیه اهل سنت) می گوید:

وهابیت و پیروان محمد بن عبدالوهاب «خوارج دوران» هستند. آنها عقیده دارند که فقط خود مسلمان هستند و مخالفین انها مشرکند که با این تفکر کشتن اهل سنت و علمای آنها را جایز و مباح می داستند !!


سوال:

  آیا وهابیت از اهل سنت هستند؟

پاسخ از بزرگان اهل سنت: آنها خوارج زمانه هستند وهمه مسلمانان را کافر میدانند. !!

۲۶ مهر ۹۶ ، ۱۲:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
أبـونور

عزاداری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای حضرت حمزه (علیه السلام)

عزاداری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای حضرت حمزه (علیه السلام)

 

ابن مسعود صحابی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در کتاب شرح مسند ابی حنیفه می گوید:


وعن ابن شاذان من حدیث ابن مسعود رضی الله عنه : ما رأینا رسول الله صلى الله علیه وسلم باکیا قط أشد من بکائه على حمزة رضی الله عنه ، وضعه فی القبلة ، ثم وقف على جنازته ، وأنحب حتى نشغ ، أی شهق ، حتى بلغ به لغشی من البکاء یقول : یا حمزة یا عم رسول الله وأسد رسوله : یا حمزة یا فاعل الخیرات ، یا حمزة یا کاشف الکرب ، یا حمزة یا ذاب عن وجه رسول الله صلى الله علیه وسلم ، وکان صلى الله تعالى علیه وسلم إذا صلى على جنازة ....



ما ندیدیم که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله برای کسی گریه کند، آن چنانکه برای حمزه گریه می‌کرد. وقتی نبی مکرم با جنازه حضرت حمزه علیه السلام مواجه شد: او را طرف قـِبله قرار داد و رو به روی جنازه،  با سوز و آناله کرد، نبی گرامی صلی الله علیه و اله ز شدت گریه و مصیبت افتاد و غش کرد و می‌فرمود: ای عموی رسول خدا صلی الله علیه و اله و شیر رسول خدا صلی الله علیه و اله ، یا حمزه. ای انجام دهنده کارهای خیر ، ای برطرف کننده غم ها ،ای کسی که فدایی رسول خدا صلی الله علیه و اله بودی...

 شرح مسند أبی حنیفة، ج1، ص526 

 

* سوال از وهابیت:

اگر گریه و عزاداری برای اموات شرک است ، پس چرا حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) برای عمویش عزاداری کرد؟

 

۱۸ مهر ۹۶ ، ۱۵:۲۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
أبـونور

بی تابی و ناله ی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در مصیبت امام حسین (علیه السلام)

خبر دادن جبرئیل از شهادت امام حسین (علیه السلام) و بی تابی و ناله ی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در مصیبت امام حسین (علیه السلام)

 

در روایتی با سند صحیح ، امام صادق علیه السلام می فرمایند : 

 

حَدَّثَنِی أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالَى قَالَ حَدَّثَنِی سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی خَلَفٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَى الْحَلَبِیِّ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ جَبْرَئِیلَ ع أَتَى رَسُولَ اللَّهِ ص وَ الْحُسَیْنُ ع یَلْعَبُ بَیْنَ یَدَیْهِ فَأَخْبَرَهُ أَنَّ أُمَّتَهُ سَتَقْتُلُهُ قَالَ فَجَزِعَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَالَ أَ لَا أُرِیکَ التُّرْبَةَ الَّتِی یُقْتَلُ فِیهَا قَالَ فَخَسَفَ مَا بَیْنَ مَجْلِسِ رَسُولِ اللَّهِ ص إِلَى الْمَکَانِ الَّذِی قُتِلَ فِیهِ الْحُسَیْنُ ع حَتَّى الْتَقَتَا الْقِطْعَتَانِ فَأَخَذَ مِنْهَا وَ دُحِیَتْ فِی أَسْرَعَ مِنْ طَرْفَةِ عَیْنٍ فَخَرَجَ وَ هُوَ یَقُولُ طُوبَى لَکِ مِنْ تُرْبَةٍ وَ طُوبَى لِمَنْ یُقْتَلُ حَوْلَکِ قَالَ وَ کَذَلِکَ صَنَعَ صَاحِبُ سُلَیْمَانَ تَکَلَّمَ بِاسْمِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ فَخُسِفَ مَا بَیْنَ سَرِیرِ سُلَیْمَانَ وَ بَیْنَ الْعَرْشِ مِنْ سُهُولَةِ الْأَرْضِ وَ حُزُونَتِهَا- حَتَّى الْتَقَتِ الْقِطْعَتَانِ فاجْتَرَّ الْعَرْشَ قَالَ سُلَیْمَانُ یُخَیَّلَ إِلَیَّ أَنَّهُ خَرَجَ مِنْ تَحْتِ سَرِیرِی- قَالَ وَ دُحِیَتْ فِی أَسْرَعَ مِنْ طَرْفَةِ الْعَیْن‏.


ابى بصیر، از حضرت ابى عبد اللَّه الصادق علیه السّلام نقل کرده که آن حضرت فرمودند جبرئیل علیه السّلام نزد پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم آمد در حالى که امام حسین علیه السّلام در مقابل آن حضرت بازى مى‏کرد پس به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم خبر داد که به زودی امّت شما حسین را خواهند کشت. امام صادق علیه السّلام مى‏فرمایند: پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از این خبر به جزع و ناله آمدند. جبرئیل علیه السّلام محضر مبارکش عرضه داشت: مایل هستید سرزمینى که حسین علیه السّلام در آن کشته مى‏شود به شما نشان دهم؟ امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید : در این هنگام فاصله بین مکان رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و جایى که حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام در آن کشته شدند فرو رفته بطورى که دو مکان مزبور با هم ملاقات کرده سپس حضرت مقدارى از تربت و خاک آن مکان را برداشتند و سریع‏تر از چشم به هم زدن زمین گسترده شد پس جناب رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از آن مکان خارج شده در حالى که مى‏فرمودند : خوشا به تو از خاکى که داری، خوشا به حال کسى که در اطراف و حوالى تو کشته مى‏شود. امام صادق علیه السّلام مى‏فرمایند : صاحب و وزیر سلیمان نیز چنین کرد یعنى به کمک اسم اعظم بارى تعالى در زمین خسف پدید آورد و بین تخت سلیمان علیه السّلام و عرش فرو رفت و تمام پستى و بلندى‏هاى آن پائین رفت به طورى که این دو قطع از زمین (جاى تخت و عرش) با هم ملاقى شدند پس عرش چنان کشیده شد که تصوّر نمودم از زیر تخت من خارج گشت. امام صادق علیه السّلام مى‏فرمایند: سریع‏تر از چشم به هم زدن زمین گسترده شد

.

کامل الزیارات،ص127و128،ح1 ط نشر الفقاهة

۱۸ مهر ۹۶ ، ۱۵:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
أبـونور

خبر شهادت امام حسین (علیه السلام) از زبان امیرالمؤمنین (علیه السلام)

خبر شهادت امام حسین (علیه السلام) از زبان امیرالمؤمنین (علیه السلام)


 

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللهِ الْحَضْرَمِیُّ، ثنا عَبْدُ اللهِ بْنُ الْحَکَمِ بْنِ أَبِی زِیَادٍ، وَأَحْمَدُ بْنُ یَحْیَى الصُّوفِیُّ، قَالَا: ثنا عُبَیْدُ اللهِ بْنُ مُوسَى، عَنْ إِسْرَائِیلَ، عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ، عَنْ هَانِی بْنِ هَانِی، عَنْ عَلِیٍّ رَضِی اللهُ عَنْهُ قَالَ : لَیُقْتَلَنَّ الْحُسَیْنُ قَتْلًا، وَإِنِّی لَأَعْرِفُ التُّرْبَةَ الَّتِی یُقْتَلُ فِیهَا قَرِیبًا مِنَ النَّهْرَیْنِ.

 

علی بن ابی طالب فرمودند : همانا حسین را خواهند کشتند و من به خوبی تربت و خاکی که روی آن  و در نزدیک دو رود کشته می شود را می شناسم.

 

* سند روایت کاملا معتبر است و هیثمی در مجمع الزوائد نیز به اعتبار سند اشاره می کند.

 مصنف ابن ابی شیبة،ج10،ص392،ح31210 ط مکتبة الرشد

 

۱۸ مهر ۹۶ ، ۱۴:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
أبـونور

افسانه : « خـانَ الـأمـــین» !!

فرضیه بی پایه و اساس :

افسانه خان الأمین

 

سؤال : آیا شیعیان پس از نماز سه بار می گویند : «خان الأمین» ؟

پاسخ : آنچه در سؤال آمده است ، حاکی از یک نوع افترا و دروغ بر پیروان اهل بیت (علیهم السلام) است . فردی که این نسبت را به شیعه داده است ـ و ذهن پرسشگر را آلوده ساخته است ـ از ریشه آن آگاه نیست ، توضیح این که:

یهود معتقد بودند که رشته نبوت باید در خاندان یعقوب پیوسته بماند و از این خاندان بیرون نرود ، ولی آنگاه که پیامبر گرامی (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) با دلایل قطعی ظاهر گشت ، به این فکر افتادند که جبرئیل را به خیانت متهم کنند و این شعار را سر دادند : « خان الأمین ! خان الأمین ! خان الأمین ! » یعنی او در وحی الهی خیانت ورزید و به جای آن که نبوت را در فرزندان اسحاق ابقا کند ، به فرزندان اسماعیل منتقل کرده و از همین جهت ، یهود از دشمنان سر سخت جبرئیل امین هست .

فخر رازی در تفسیر خود می نویسد : جامعه یهود ، جبرئیل را فرشته عذاب می نامند ، و درباره او می گفتند : خدا به او دستور داده بود که نبوت را در سلسله فرزندان اسرائیل قرار دهد ولی آن را به فرزندان اسماعیل داد . اتهام جبرئیل به خیانت مربوط به این گروه است که او را به خیانت در عوض کردن محل نبوت متهم کرده و به عللی او را دشمن می داشتند [1] و به دوستی میکائیل تظاهر می کردند .

قرآن در مقام انتقاد از عقیده آنان چنین می فرماید :

« قُلْ مَنْ کانَ عَدُوّاً لِجِبْریل فانّهُ نَزّلَهُ عَلی قَلْبِکَ بإذْنِ اللّهِ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَهُدیً وَبُشْری لِلْمُؤْمِنین » [2]

« بگو هر کس با جبرئیل دشمن باشد [ دشمن خداست ] ، و او مأموری بیش نیست که به اذن خدا قرآن را بر قلب تو نازل کرده ، کتاب های پیشین را تصدیق می کند ، و مؤمنان را هدایت نموده و مایه بشارت است » .

-         اکنون ببینید مطلبی را که یهود با آن بر ضدّ مسلمانان شعار می دادند ، چگونه برخی از افراد بی تقوا و دشمنان وحدت اسلامی ، آن را به شیعه نسبت می دهند و می گویند :

شیعه معتقد است که جبرئیل خیانت کرده و به جای این که علی را به مقام نبوت منصوب کند ، آن را به پیامبر اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) عطا کرده است !

میلیون ها نفر از شیعیان در جهان نماز می گزارند ، و حتی یک نفر از آنان چنین عبارتی را بر زبان نمی آورند ، بلکه همه آنها با بلند کردن دست ها ، سه بار « اللّه اکبر » می گویند و بسیاری از آنان ، حتی از این که چنین اتهامی بر آنان وارد می شود ، بی خبرند .

 

 

 و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین

 

دریافت فایل PDF



[1] - تفسیر کبیر فخر رازی، ج 3، ص 195

[ زعمت الیهود أن جبریل علیه السلام عدونا، أمر أن یجعل النبوة فینا فجعلها فی غیرنا فأنزل الله هذه الآیات.]

[2] - بقره/97.

۰۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۱:۴۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
أبـونور

مقصود از اهل بیت در آیه تطهیر چه کسانی هستند ؟

فرضیه بی پایه و اساس :

مقصود از اهل بیت در آیه تطهیر چه کسانی هستند ؟

سؤال : قرآن از تعلق اراده خدا بر تطهیر اهل بیت از رذائل و پلیدی ها سخن می گوید ، در این جا این سؤال مطرح می شود که مصادیق اهل بیت (علیهم السلام) از نظر شیعه چه کسانی هستند ؟

پاسخ : نظر سائل به آیه مبارکه است که می فرماید :

« إِنّما یُریدُ اللّه لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَیْتِ وَیُطهّرکُمْ تَطْهیراً » [1]

« خداوند می خواهد پلیدی ها را تنها از شما خانواده دور کند و شما را کاملاً پاک گرداند » .

برای بررسی آیه «تطهیر» لازم است دو مطلب مورد بحث قرار گیرد :

1 . مفهوم « اهل بیت » چیست و عرب این واژه را در چه موردی به کار می برد ؟

2 . این آیه در مورد چه کسانی نازل شده است ؟

تبیین مفهوم « اهل بیت »

واژه «اهل بیت» مرکب از دو کلمه است :

 اهل     +        بیت

مفهوم هر دو کلمه واضح و آشکار است و برای تشریح آن ، به نقل سخنان فرهنگ نویسان عرب نیازی نیست ، زیرا واژه «أهل» هر چند عربی است ، ولی به خاطر ورود آن به زبان پارسی و اُنس ما با این لفظ در طول چند قرن ، آن را در ردیف کلمات فارسی درآورده است ، و از مجموع استعمالات آن به صورت مضاف می توان مفهوم آن را چنین توضیح داد :

اهل امر : زمامداران .

اهل انجیل : پیروان انجیل .

اهل کتاب : پیروان کتاب های آسمانی .

اهل اسلام : پیروان اسلام .

اهل الرجل : کسانی که با مردی پیوند خویشاوندی دارند .

اهل بیت : کسانی که در سایه پیوند خویشاوندی در خانه ای به صورت مشترک زندگی می کنند .

اهل الماء : موجوداتی که در آب دریا یا کنار آن زندگی می کنند .

·        با توجه به موارد استعمال این کلمه می توان مفهوم این لفظ را به شرح زیر تحدید کرد : هر انسانی که نسبت به موضوعی ( مضاف الیه ) یک نوع انتساب یا اختصاص ، و الفت و انسی دارد ، به آن «أهل آن شیء» می گویند ، از این رو « ابن منظور » در « لسان العرب » می گوید : « اهلُ الرجل أخصّ الناس به : وخِصّیصان هر مردی ، اهل اوست » .

به دیگر سخن ، هرگاه گفته شود « اهل الرجل » مقصود کسانی است که به او وابسته بوده ، و از اتباع و متعلقان او به شمار می روند و بر اساس این بیان ، باید گفت : اهل بیت مفهوم وسیعی دارد که فرزندان و همسران انسان را نیز دربرمی گیرد، لذا قرآن به روشنی آن را در مورد همسر ابراهیم به کار برده و آورده است که فرشتگان خطاب به او گفتند :

« رَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ البَیْت » [2]

« رحمت و برکات الهی بر شما خاندان باد » .

مقصود از « اهل بیت » چه کسانی است ؟

اکنون وقت آن رسیده است که مقصود از اهل بیت در آیه تطهیر روشن شود ؛ هرگاه دلیلی بر انحصار این مفهوم بر همسر و همسران یا خصوص فرزندان اقامه نشود ، باید آن را بر همان معنی وسیع حمل کرد ، ولی قرائن قاطع نشان می دهد که مقصود ، پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) و علی ، فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) است و دیگر افراد را شامل نیست .

شواهد و قرائن این گفته عبارتند از :

1 . « البیت » به بیت معینی اشاره دارد .

« ال » در واژه « البیت » ، ال جنس یا استغراق نیست ، بلکه اشاره به یک بیت معهود که مورد عنایت آیه است، زیرا اگر مقصود آیه خانه های همسران پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) بود ، لازم بود بگوید « أهل البیوت » ، و لذا آنجا که درباره آنان سخن می گوید ، صیغه جمع به کار می برد ، نه صیغه مفرد و می فرماید :

« وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلا تَبَرُّجنَ تَبَرُّجَ الجاهِلیّةِ الأُولی » [3]

«در خانه های خود قرار گیرید و مانند دوران جاهلیت نخست ، زیبایی های خود را آشکار نکنید» .

در این آیه هر اتاقی از اتاق های زنان رسول خدا بیتی محسوب شده که متعلق به یکی از همسران او بود ، در حالی که در آیه ، یک بیت مشخص مطرح است و طبعاً باید این یک بیت را معین کنیم ، نمی توان گفت این « بیت » یکی از بیت های متعلق به همسران رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) است ، زیرا در این صورت مفهوم آیه کاملاً در ابهام فرو رفته و مجمل خواهد بود ، گذشته از این دلیلی ندارد که یکی از بیت ها را بر هشت بیت دیگر ترجیح دهیم .

از این جهت باید این بیت ، جدا از بیوت ازواج رسول خدا باشد و آن بیت چیزی جز بیت فاطمه (علیها السلام) نیست که در عین تعلق به وی ، به پیامبر نیز تعلق داشت و در آن چهار نفر مشترکاً زندگی می کردند .

مؤید این مطلب حدیثی است که سیوطی در تفسیر آیه « فی بُیُوت أَذِنَ اللّه أَنْ تُرفَعَ » [4] آورده است .

او می نویسد : وقتی این آیه نازل شد و پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) آن را در مسجد تلاوت کرد ، فردی برخاست و از رسول خدا پرسید : این بیوت با عظمت از آن کیست ؟ پیامبر فرمود : «بیوت انبیا و پیامبران است». در این هنگام ابوبکر برخاست و در حالی که به خانه فاطمه و علی (علیهما السلام) اشاره کرد ، گفت : آیا این خانه نیز از آن خانه هاست ؟ پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) فرمود : « نعم من أفاضلها [5] ; آری ! از برترین آنهاست » .

2 . مذکر بودن ضمایر

قرآن در سوره احزاب از آیه 29 تا آیه 34 پیرامون همسران پیامبر بحث و گفتگو میکند و در تمام آیات ، ضمایر مربوط به همسران پیامبر را مطابق قواعد ادبی مؤنث می آورد ، در این مورد متجاوز از بیست ضمیر مؤنث به کار می برد و می فرماید : « کُنْتُنَّ * فَتَعالِینَ * أُمَتِعْکُنَّ * أُسَرِّحْکُنَّ * تُرِدْنَ * لَسْتُنَّ * اتَّقَیْتُنَّ * فَلا تَخْضَعْنَ * قلنَ * قَرْنَ بُیُوتِکُنَّ * تَبَرُّجْنَ * اتِینَ * أَطِعْنَ * وَاذْکُرْنَ * و . . . » .

·        ولی هنگامی که به آیه مورد بحث ـ که در ذیل آیه 33 قرار دارد ـ می رسد ، لحن سخن دگرگون می شود و مخاطب عوض می گردد ، ضمایر را مذکر می آورد و میگوید : «عَنْکُمُ الرِّجْسَ» و «یُطَهِّرَکُمْ» ، در این صورت باید دقت کرد که هدف از این دگرگونی چیست ؟

این دگرگونی جز این نیست که آیه درباره غیر این گروه ( زنان ) نازل شده ، هر چند در سیاق آیات مربوط به آنها آمده است ، این که علت « تداخل » چیست و امّا چرا در اثنای گفتگوی با همسران ، ناگهان طرف خطاب دگرگون می شود ومطلب مربوط به غیر آنان به میان می آید و آنگاه ، بار دیگر به بحث پیرامون همسران باز می گردد را در جای دیگری مورد بحث قرار خواهیم داد .

-         اهل بیت (علیهم السلام) در لسان پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم )

روایات متضافر بلکه متواتر از پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) نشان می دهد که در این آیه ، جز خود پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) و ساکنان خانه فاطمه ، احدی مقصود نیست ، و این روایات را گروهی از صحابه از پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) نقل کرده اند که برخی از آنها عبارتند از :

1 . ابوسعید خدری

2 . انس بن مالک

3 . ابواسحاق

4 . واثلة بن الاسقع

5 . ابوهریره

6 . ابوالحمراء

7 . سعد بن أبی وقاص

8 . عایشه

9 . ام سلمه

10 . ابن عباس

مضمون احادیث حاکی است که پیامبر گرامی (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) برای روشن کردن مقصود از اهل بیت ، دو کار معین انجام داده است که هرکدام در نوع خود قابل توجه است :

1 . کسا و عبا و یا قطیفه ای بر سر پنج تن افکند و امّ سلمه را که قصد ورود به  زیر کسا را داشت ، از دخول تحت کِسا بازداشت و این جمله را گفت : « خدایا اینان اهل بیت من می باشند ، پروردگارا پلیدی را از آنان دور ساز ! » .

2 . به مدت هشت ماه و یا بیشتر ، موقع رفتن به مسجد برای گزاردن نماز صبح ، به خانه زهرا می رفت و آنان را برای نماز دعوت می کرد و آیه مذکور را تلاوت می نمود .

بنابر این ، پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) با این دو عمل ، کاملاً مصادیق آیه را تعیین فرموده است . اینک به صورت فشرده به ترجمه و نقل برخی از احادیث می پردازیم :

1 . ابو سعید خدری می گوید :

« قالَ رَسُوُل اللّهِ (صلّی الله علیه وآله وسلّم) : نُزِّلَتْ هذِهِ الآیَةُ فِیَّ وَفی عَلِیّ وَفاطِمَةَ وَحَسَن وَحُسَیْن » .

«رسول اللّه (صلّی الله علیه وآله وسلّم) فرمود : این آیه درباره من و علی و فاطمه و حسن وحسین فرود آمده است» .

2 . امّ سلمه می گوید :

این آیه در خانه من نازل گردید . همان روز زهرا (علیها السلام) غذایی به حضور پیامبر آورد ، پیامبر فرمود : برو ابن عمت علی و دو فرزند خود را بیاور ، زهرا در حالی که دست فرزندان خود را گرفته بود و علی نیز پشت سر اوحرکت می کرد ، وارد محضر رسول خدا شد .

پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) حسنین (علیهما السلام) را در آغوش خود گرفت و علی (علیه السلام) در سمت راست پیامبر و دخت او در سمت چپ او نشستند و هر پنج نفر مشغول خوردن غذایی شدند که دخت گرامی پیامبر آماده کرده و به حضور پیامبر آورده بود ، ناگهان فرشته وحی الهی نازل شد و آیه تطهیر را فرود آورد . در این موقع پیامبر کسایی را که شبها آن را به روی خود می کشید ، برداشت و همه را زیر آن کساء قرار داد و دست خود را از زیر کسا بیرون آورد و به آسمان اشاره کرد و سه بار فرمود :

« اَلّلهُمَّ إِنَّ هؤُلاءِ أَهْلُ بَیْتی وَخاصَّتی فَاذْهِبْ عَنْهُمَا الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِیراً » .

من با شنیدن این جمله خواستم زیر کِسا درآیم و مشمول چنین فضیلتی گردم ، از این جهت گوشه کسا را بالا زدم تا به آنان ملحق شوم ، پیامبر آن را از دست من کشید ، گفتم : ای رسول خدا ! آیا من از اهل بیت تو نیستم ؟ ! پیامبر بدون این که یکی از دو طرف قضیه را تصدیق کند فرمود :

« إنّکِ علی خَیْر أَنَّکِ مِنْ أَزْواجِ النَّبِیّ » .

« تو زن نیکی هستی و از همسران پیامبر می باشی » .

مضمون حدیث که در کتاب های حدیث و تفسیر نقل شده ، همگی بیانگر آن است که مفاد آیه از خصایص این پنج نفر است و غیر آن پنج تن ، حتی بهترین و پاکترین همسران او در این فضیلت شرکت ندارند .

رسول گرامی (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) به روایتی چهل روز و به روایت دیگر هشت ماه و به روایت سوم ، نُه ماه ، هنگامی که برای گزاردن نماز صبح به مسجد می رفت ، به در خانه علی (علیه السلام) می آمد و می گفت :

« الصَّلاةُ ، الصَّلاةُ ، « إِنَّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُم تَطْهیراً » » [6]

·        تنها سؤالی که باقی می ماند این است که چرا آیه تطهیر در لابلای آیات مربوط به همسران پیامبر آمده است ؟

پاسخ : گاهی قرآن در حالی که درباره موضوعی سخن می گوید ، آن را رها کرده و به موضوعی می پردازد و اندکی بعد ، دیگر بار به همان موضوع نخست برمی گردد که یک نمونه آن را نقل می کنم .

در داستان یوسف ، آنگاه که پرده از خیانت همسر عزیز برافتاد ، و شوهر از جریان آگاه شد ، عزیز رو به همسر خود می کند و می گوید :

« قَالَ إِنَّهُ مِنْ کَیْدِکُنَّ إِنَّ کَیدکُنَّ عَظیم » [7]

«گفت : این کار مکر شما زنان است و حیله های شما بزرگ است» .

در حالی که با همسر خود سخن می گوید ناگهان خطاب را به یوسف متوجه می کند و می گوید :

« یُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا وَاسْتَغْفِری لِذَنْبِکِ إِنَّکِ کُنْتِ مِنَ الخاطِئین » [8]

«یوسف از او درگذر، و تو ـ ای زلیخا! ـ نیز از گناهی که انجام داده ای استغفار کن، تو از خطاکاران بوده ای».

وامّا این که چرا این کار انجام گرفته و لابلای گفتگو درباره زنان پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) مسأله اهل بیت (علیهم السلام) آمده است ، در اینجا دو علت باعث این کار شده است :

1 . خدا در حالی که درباره زنان پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) سخن می گوید و گاهی آنها را تهدید میکند و می گوید :

« یا نِساءَ النَّبیّ مَنْ یَأْتِ مِنْکُنَّ بِفاحِشَة مُبَیّنَة یُضاعَف لَها العَذاب ضِعْفَین وَکانَ ذلِکَ عَلی اللّهِ یَسیراً » [9]

« ای زنان پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) ! هر یک از شما گناه آشکار و فاحشی مرتکب شود ، عذاب او دو چندان خواهد بود ، واین برای خدا آسان است » .

در این شرایط با مطرح کردن اهل بیت و کمالات آنان می خواهد برساند که این خاندان برای شما بهترین الگو هستند ، چه بهتر زندگی آنان ، سرخط زندگی شما باشد .

2 . بسیاری از مسلمانان صدر اسلام درباره علی و خاندان او کاملاً حساسیت داشتند ، هیچ قبیله و عشیره ای نبود که فردی از آنان به دست امام در غزوه های اسلامی کشته نشده باشد ، و لذا بسیاری از آنان از امام سخت دل آزرده و ناراحت بودند ، و این نوع بغض و کینه ، پس از درگذشت پیامبر آشکار شدو گروه های زیادی به نوعی از امام و خانواده او انتقام گرفتند .

به خاطر چنین حساسیتی پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) به فرمان خدا آیه مربوط به طهارت و عصمت این خاندان را در لابلای آیات مربوط به همسران پیامبر قرار داد تا تجلی زیادی نداشته باشد . آنگاه برای این که ایجاد اشتباه نکند ، از طریق سنّت و حدیث به توضیح مفاد این آیه پرداخت و پرده از مقصد حقیقی آیه برداشت .

این جریان درست مانند این است که افراد خردمند و با تجربه اشیای بسیار قیمتی و گرانبها را در درون خانه در میان اشیایی قرار می دهند که برای بیگانه چندان جلب توجه نکند ، هر چند خود اهل خانه از درون آن آگاه هستند.

این بحث را ما با نقل روایتی از سعد بن ابی وقاص به پایان می رسانیم :

ترمذی در صحیح خود از سعد وقاص نقل می کند که در ماجرای مباهله،  پیامبر ، علی و فاطمه و حسن و حسین را خواست و گفت : « اَللّهُمَّ هؤلاءِ أَهْلِی » . وی در بخش دیگری از صحیح خود آورده است که پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) حسن وحسین و علی و فاطمه (علیهم السلام) را با پارچه پوشانید و فرمود :

« الَّلهُمَّ هؤلاءِ أَهْلُ بَیْتی فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِیراً . قالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ وَأَنَا مَعَهُمْ یا نَبِیَّ اللّه ؟ قالَ أَنْتِ عَلی مَکانِکِ وَأَنْتِ عَلی خَیْر » [10]

« خدایا آنان اهل بیت من هستند ، خدایا پلیدی را از آنان دور ساز و آنان را به نحو خوبی ، پاکیزه گردان ! امّ سلمه عرضه داشت : ای پیامبر خدا ! من هم از آنان هستم ؟ فرمود : تو بر جای خود باش ( وارد کسا مشو ) تو زن خوبی هستی » .

 

 

و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین

 

دریافت نسخه PDF



[1] - احزاب/33.

[2] - هود/74.

[3] - احزاب/33.

[4] - نور/36.

[5] - الدر المنثور:6/203:
أخرج ابْن مرْدَوَیْه عَن أنس بن مَالک وَبُرَیْدَة قَالَ: قَرَأَ رَسُول الله صلى الله عَلَیْهِ وَسلم هَذِه الْآیَة {فِی بیُوت أذن الله أَن ترفع} فَقَامَ إِلَیْهِ رجل فَقَالَ: أَی بیُوت هَذِه یَا رَسُول الله قَالَ: بیُوت الْأَنْبِیَاء

فَقَامَ إِلَیْهِ أَبُوبکر فَقَالَ: یَا رَسُول الله هَذَا الْبَیْت مِنْهَا الْبَیْت عَلیّ وَفَاطِمَة قَالَ: نعم من أفاضلها
تفسیر سوره نور; روح المعانی:18/174
.

[6] - درباره آگاهی از منابع احادیث یاد شده در متن به تفسیر طبری:22/5ـ7 و تفسیر الدر المنثور:5/198ـ 199 مراجعه فرمایید.

[7] - یوسف/28.

[8] - یوسف/29.

[9] - احزاب/30.

[10] - جامع الأُصول، ج10، ص 101ـ 102.

۰۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۱:۱۲ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
أبـونور

چرا نام ائمه آنان در قرآن نیامده است ؟!

فرضیه بی پایه و اساس :

اگه شیعه بر حق است، چرا نام ائمه آنان در قرآن نیامده است ؟!

 

سؤال: چرا نام امامان دوازده‌گانه در قرآن مجید نیامده است؟

پاسخ: روش آموزشی قرآن «بیان کلیات و اصول عمومی» است. تشریح مصادیق و جزئیات غالباً «برعهده پیامبر گرامی» می‌باشد. رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلکه در تبیین آن نیز مأموریت داشت، چنان که می‌فرماید:

«وَأَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْر لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون» [1]

«قرآن را بر تو فرستادیم تا آنچه برای مردم نازل شده است، برای آنها بیان کنی و آشکارسازی، شاید آنان بیندیشند»

در آیه یاد شده دقت کنید:

میفرماید: «لتُبَیّن» و نمی‌گوید: «لتقرأ» یا «لیتلو» و این نشانه آن است که پیامبر (صلّی الله علیه وآله) علاوه بر تلاوت، باید حقایق قرآنی را روشن کند. بنابراین، انتظار این که مصادیق و جزئیات در قرآن بیاید، همانند این است که انتظار داشته باشم همه جزئیات در قانون اساسی کشور ذکر شود.

اکنون برخی از روش‌های قرآنی را در مقام معرفی افراد بیان می‌کنیم:

1. معرفی به نام

گاهی وضعیت ایجاب می‌کند که فردی را به نام معرفی کند، چنان‌که می‌فرماید:

«وَمُبَشّراً برَسُول یَأْتِی مِنْ بَعْدی اسْمُهُ أَحْمَد» [2]

«عیسی می‌گوید: به شما مژدة پیامبری را می‌دهم که پس از من می‌آید و نامش احمد است».

در این آیه، حضرت مسیح، پیامبر پس از خویش را به نام معرفی می‌کند و قرآن نیز آن را از حضرتش نقل می‌نماید.

 

 

2. معرفی با عدد

و گاهی موقعیت ایجاب می‌کند که افرادی را با عدد معرفی کند، چنان که می‌فرماید:

«وَلَقَدْ أَخَذَ اللّه مِیثاقَ بَنی إِسرائیلَ وَبَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَی عَشَرَ نَقِیباً ... » [3]

«و خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرگروه برانگیختیم».

3. معرفی با صفت

بعضی اوقات وضعیت به‌گونه‌ای است که فرد مورد نظر را با اوصاف معرفی کند؛ چنان که پیامبر خاتم را در تورات و انجیل، با صفاتی معرفی کرده است.

«الّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُول النّبیَّ الأُمّی الّذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدهُمْ فِی التَّوراةِ وَالإِنْجِیل یَامُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ ویُحِلُّ لَهُمُ الطَّیّبات وَیُحَرّمُ عَلَیْهِمُ الخَبائِث وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الّتی کانَتْ عَلَیْهِمْ ... » [4]

«کسانی که از رسول و نبی درس ناخوانده‌ای پیروی می‌کنند که نام و خصوصیات او را در تورات و انجیل نوشته می‌یابند، که آنان را به نیکی دعوت کرده و از بدی‌ها بازشان می‌دارد، پاکی‌ها را برای آنان حلال کرده و ناپاکی‌ها را تحریم می‌نماید و آنان را امر به معروف و نهی از منکر می‌کند و بارهای گران و زنجیرهایی که بر آنان بود، از ایشان برمی‌دارد...».

با توجه به این روش معرفی با صفات-، انتظار این که اسامی دوازده امام با ذکر نام و اسامی پدر و مادر در قرآن بیاید، انتظاری بی جا است؛ زیرا گاهی مصلحت در معرفی به نام است و گاهی معرفی به عدد و احیاناً معرفی با وصف.

اگر این اصل را بپذیریم و بگوییم خداوند باید کلیه مسائل اختلاف آفرین را در قرآن ذکر کند، تا مسلمانان دچار تفرقه نشود; در این صورت باید صدها مسألة کلامی و عقیدتی و فقهی و تشریعی در قرآن ذکر شده باشد، مسائلی که قرن‌ها مایة جنگ و جدل و خونریزی در میان مسلمانان شده است، ولی قرآن دربارة آنها به طور صریح و قاطع-که ریشه‌کن کنندة نزاع باشد- سخن نگفته است، مانند:


1. صفات خدا عین ذات اوست یا زاید بر ذات؟

2. حقیقت صفات خبری مانند استوای بر عرش چیست؟

3. قدیم یا حادث بودن کلام خدا.

4. جبر و اختیار.


این مسایل و امثال آنها هر چند از قرآن قابل استفاده است، ولی آن‌چنان شفاف و قاطع که نزاع را یک سره از میان بردارد، در قرآن وارد نشده است و حکمت آن در این است که قرآن مردم را به تفکر و دقت در مفاد آیات دعوت می‌کند، بیان قاطع همة مسائل، به گونه‌ای که همة مردم را راضی سازد، بر خلاف این اصل است.

* معرفی به نام ، برطرف کنندة اختلاف نیست !!

پرسشگر تصور می‌کند که اگر نام امام و یا امامان در قرآن می‌آمد، اختلاف از بین می‌رفت، در حالی که این اصل کلیت ندارد؛ زیرا در موردی تصریح به نام شده ولی اختلاف نیز حاکم گشته است.

بنی اسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایی برای آنان از جانب خدا تعیین کند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمین‌های غصب شدة خود را بازستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا که گفتند:

«إِذْ قالُوا لِنَبِیّ لَهُمُ ابْعَث لَنا مَلِکاً نُقاتِلْ فِی سَبیلِ اللّه» [5]

«آنان به یکی از پیامبران خود گفتند: برای ما فرمانروای معین کن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم...».

پیامبر آنان، به امر الهی فرمانروا را به نام معرفی کرد و گفت:

«إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طالُوتَ مَلکاً...» [6]

«به راستی که خدا طالوت را به فرمانروایی شما برگزیده است».

با این‌که نام فرمانروا با صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشکال تراشی پرداختند و گفتند:

«أَنّی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤتَ سَعَةً مِنَ المالِ ... » [7]

«از کجا می‌تواند فرمانروای ما باشد، حال آن که ما به فرمانروایی از او شایسته‌‌تریم، و او توانمندی مالی ندارد؟...».

این امر، دلالت بر آن دارد که ذکر نام برای رفع اختلاف کافی نیست، بلکه باید موقعیت جامعه، آمادة پذیرایی باشد.

·        چه بسا ذکر اسامی پیشوایان دوازده‌گانه، سبب می‌شد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل کشی بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیری کنند، چنان که این مسأله درباره حضرت موسی رخ داد و به قول معروف:

صد هزاران طفل سر ببریده شد         تـا کلیـم اللّه مـوسی زنـده شـد

دربارة حضرت مهدی (علیه السلام) که اشاره‌ای به نسب و خاندان ایشان شد، حساسیت‌های فراوانی پدید آمد و خانة حضرت عسکری (علیه السلام) مدتها تحت نظر و مراقبت بود تا فرزندی از او به دنیا نیاید و در صورت تولد، هر چه زودتر به حیات او خاتمه دهند.

در پایان یادآور می‌شویم: همان‌طور که گفته شد، قرآن به سان قانون اساسی است. انتظار این که همه چیز در آن آورده شود، کاملاً بی‌مورد است.

نماز و روزه و زکات که از عالی‌ترین فرایض اسلام است به طور کلی در قرآن وارد شده و تمام جزئیات آنها از سنت پیامبر (صلّی الله علیه وآله) گرفته شده است.

 

 

 و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین

 

دریافت نسخه PDF

 



[1] - نحل/44.

[2] - صف/6.

[3] - مائده/11.

[4] - اعراف/157.

[5] - بقره/246.

[6] - بقره/247.

[7] - همان

۳۰ فروردين ۹۶ ، ۱۳:۱۷ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
أبـونور

اگر شیعه بر حق است : پس چراشیعه اقلّـیت هست و اکثریت تسنن ؟!

فرضیه بی پایه و اساس :

اقلیت شیعه و اکثریت تسنن

 

سؤال : اگر شیعه حق است ، چرا در اقلیّت می باشد و اکثریت ، مذهب تسنّن را پذیرفته اند ؟

پاسخ : هیچگاه اکثریت نشانه حقانیت و اقلیت نشانه خلاف آن نیست ، در طول تبلیغ پیامبران ، از زمان حضرت نوح (علیه السلام) تا عصر حضرت خاتم (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) مؤمنان در اقلیّت بودند . قرآن آنگاه که مبارزات پیگیر انبیاء را یاد می کند ، پیوسته تذکر می دهد : گروندگان و مؤمنان به آنان بسیار اندک بودند . درباره نوح که نهصد و پنجاه سال [1] به تبلیغ پرداخت ، می فرماید :

« وَما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قلیل » [2]

« جز اندکی به همراه او ایمان نیاوردند » .

در آیه دیگر می فرماید :

« وَقَلیلٌ مِنْ عِبادی الشَّکُور » [3]

« اندکی از بندگان من سپاسگزارند » .

·        قرآن درباره پیروی از اکثریت به پیامبر هشدار می دهد و می فرماید :

« إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الأَرْض یُضِلّوک عَنْ سَبیلِ اللّه » [4]

« اگر از اکثـریت مردم روی زمین پیروی کنـی ، تو را از راه خدا گمراه می کنند » .

و باز به پیامبر یادآور می شود :

« وَما أَکْثَرُ النّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤمِنین » [5]

« هر چند بکوشی ، اکثریت مردم ایمان نمی آورند » .

* بزرگترین جمعیت ها در جهان از آنِ کشورهایی چون چین با حدود یک میلیارد و سیصد ملیون نفر و هند با بیش از یک میلیارد نفر جمعیت است که اکثریت مردم آنها را مادی گرایان و بت پرست ها تشکیل می دهند . اگر مجموع جمعیت مسلمانان را که یک میلیارد و سیصد میلیون تخمین زده می شود نسبت به جمعیت 6میلیاردی کره زمین ، بسنجیم ، از اکثریت برخوردار نیستند .

امیرمؤمنان علی بن ابی طالب (علیه السلام) در یکی از سخنان حکیمانه خود درباره شناخت «حق و باطل» ، بیانی دارد که یادآور می شویم :

در جنگ جمل مردی از امیرمؤمنان سؤال کرد :

آیا با طلحه و زبیر نبرد میکنی در حالی که آنان از برجسته ترین اصحاب پیامبرند ؟

امام در پاسخ فرمود :

تو در اشتباهی، «عظمت و بزرگی اشخاص ، نشانه حق و باطل نیست»!! ، حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی و باطل را بشناس آنگاه اهل آن را خواهی شناخت . [6]

گذشته از این ، شیعه هر چند نسبت به جمعیت کل مسلمانان ، در اقلیّت است ، ولی برای خود ، جمعیت عظیمی را در جهان تشکیل می دهند و لذا در غالب نقاط جهان حضور مؤثر دارند . علاوه بر کشورهای ایران و عراق و آذربایجان و بحرین و لبنان که اکثریت آنها را شیعیان تشکیل می دهند ، در تمام کشورهای اسلامی ، اقلیت قابل ملاحظه ای از شیعیان وجود دارد که برای خود مساجد ، مؤسسات ، مدارس و برنامه های فرهنگی دارند .

اصولاً باید توجه کرد که شیعه به عنوان اپوزیسیون و مخالف نظام حاکم شناخته میشد و نظام های سیاسی برای سرکوب بلکه ریشه کن کردن آنها ، به آنان لقب « روافض » داده بودند؛ به عنوان نمونه:

1- «سلطان محمود غزنوی» پس از تسلط بر شرق خراسان ، به ریشه کن کردن دو گروه «یکی شیعه و دیگری معتزله» همت گُمارد ، چندان که آثار علمی و کتابخانه های آنان را از بین برد تا اثری از تشیع و معتزله باقی نماند . او پیوسته اهل حدیث و کرامیه را تقویت می کرد ، و شیعه و معتزله را دشمن اصلی خود می دانست .[7]

2- «صلاح الدین ایوبی» پس از خیانت به فاطمیان، تصمیم بر «قتل عام شیعه» گرفت و گروه بی شماری از آنان را کشت . [8]

3- در دوران حکومت عثمانی ، در زمان «سلطان سلیم» به خاطر فتوای یک «فقیه حنفی به نام نوح» 000/40 هزار شیعه در ترکیه فعلی سر بریده شدند . [9]

4- در دوران حکومت «جزّار در لبنان» ، در «جبل عامل» حمام خون به راه افتاد و نسل کشی شیعه صورت گرفت ، به گونه ای که کتاب های آنان مدت ها به جای هیزم در تنور نانوایان می سوخت . [10]

با توجه به این کشتارهای دسته جمعی  بقای شیعه در جهان ، آن هم با یک فرهنگ قوی و جامع و داشتن علما و دانشمندان مبرز در تمام رشته های اسلامی و علمی ، یکی از معجزات الهی است که در پرتو عنایتش ، مظهر اسلام راستین بدون تحریف تا قرن پانزدهم به جای مانده و خوشبختانه روز به روز نور آن راه گروه بیشتری از انسان ها را روشن نموده و پرده های جهل و تعصب را از چهره تاریخ کنار می زند .

 

 

 

 و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین


[1] - «فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَة إِلاّ خَمْسِینَ عامّاً» (عنکبوت/14).

[2] - هود/40.

[3] - سبأ/13.

[4] - انعام/116.

[5] - یوسف/103.

[6] - إنّک لرجل ملبوس علیک....جاذبه و دافعه امام علی به نقل از کتاب علی و بنوه از دکتر طه حسین.

[7] - یکی از مردم خراسان موسوم به عبداللّه بن کرام به زهد ریایی و حیله و تزویر،جمعی کثیر را تابع مذهب خود گردانید که از جمله اتباع او یکی سلطان محمود بود که بلای عظیمی برای شیعه و اهل کلام شد (یادداشت های قزوینی، حواشی، ج7، ص 60) به نقل از لغت نامه دهخدا.

[8] - اعیان الشیعة، ج 3، ص 30، مظفر، تاریخ الشیعة، ص 192.

[9] - البلاد العربیة والدولة العثمانیة، حصری، ص 40، چاپ :136م; اعیان الشیعة، ج1،ص 30ـ 13 (او به جای 000،40، عدد 000،70 را آورده است; شرف الدین عاملی، الفصول المهمة، ص 140، چاپ نجف.

[10] - دائرة المعارف اللبنانیة، فؤاد البستانی،در شرح حال ابراهیم یحیی.

۲۱ فروردين ۹۶ ، ۱۳:۵۰ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
أبـونور

فرضیه بی اساس - اساس تشیع چیست ؟

فرضیه بی پایه و اساس :

تشیع زاییده عبداللّه بن سبأ

برخی از افراد متعصب که مایلند تشیع را لکه دار سازند و آن را یک تفکر وارداتی از جانب یک فرد یهودی معرفی کنند ، بیشتر به دنبال ترویج این فرضیه هستند که یکی از یهودیان یمن به نام عبداللّه بن سبأ ملقب به «ابن الامة السوداء» در زمان عثمان تظاهر به اسلام کرد و پیوسته در بلاد مختلف اسلامی چون شام و بصره و کوفه و مصر به گردش پرداخت ، و مردم را به امامت علی دعوت می کرد و می گفت که علی وصی پیامبر است ، و او خاتم الاوصیاست ، چنان که محمد (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) خاتم پیامبران است و عثمان ، خلیفه غاصب مقام خلافت است و این مقام را از علی (علیه السلام) باز ستانده است . او با این اندیشه در شهرهای مختلف ، به سیر و سیاحت پرداخت و توانست گروهی از صحابه و تابعان مانند ابی ذر غفاری ، عمار یاسر ، محمد حذیفه ، محمد بن ابی بکر ، صعصعة بن صوحان عبدی و مالک اشتر را با خود همراه سازد . او گروه کثیری را فریب داد و مقدمات قتل عثمان را در خانه خودش فراهم ساخت و علی (علیه السلام) را به خلافت نشاند . [1]

این فرضیه بی پایه نوعی برداشت از نقل طبری است و گروهی از مورخان آن را به پیروی از طبری در کتاب های خود آورده اند ، بدون آن که در سند و مضمون آن دقت کنند .

نظر محققان درباره این فرضیه

آنچه طبری در این جا نقل کرده ، از جهاتی مردود است :

1 . چگونه ممکن است یک فرد یهودی گمنام تظاهر به اسلام کند ، آنگاه یک تنه با گردش در بلاد اسلامی گروهی از صحابه و تابعان را با خود همفکر و همراه سازد ، تا آنجا که در مقابل دیدگان صحابه پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) وارد مدینه شوند و خلیفه وقت را به قتل برسانند و علی را به عنوان وصی او معرفی کنند؟! این مطلب هرگز با محاسبات تاریخی سازگار نیست و باید علّت قتل خلیفه در مدینه را از بررسی تاریخ حیات او به دست آورد .

2 . سیره عثمان و معاویه گواهی می دهد که آنان هرگز اجازه اعتراض به کارهای خود را نداده و معترضان را به سخت ترین مجازات کیفر می دادند ، چنان که ابوذر به خاطر انتقاد از زراندوزی عثمان مورد خشم او قرار گرفت و به ربذه تبعید شد و در آنجا رحلت کرد .

عمار یاسر نیز که یکی از معترضان سیره عثمان بود ، مورد خشم قرار گرفت . غلامان عثمان او را چنان کتک زدند که یکی از دنده های او شکست . همچنین دیگر مخالفان مانند عبداللّه بن مسعود نیز در دوران خلافت عثمان مورد ضرب و شتم واقع شدند . در چنین شرایطی ، آیا ممکن است خلافت اسلامی با آن قدرت ، به یک فرد یهودی اجازه دهد که در شهرها و سرزمین های مختلف جهان اسلام به آشوب دست بزند و شام و مصر و بصره و کوفه را زیر پا نهد و با ارتشی وارد مدینه شود و خلیفه را از منصب قدرت به زیر کشد و خلیفه دیگری را نصب نماید ؟

3 . گروهی که به این بخش از تاریخ طبری دل بسته اند ، باید بدانند که در صورت صحت این مطلب ، یکی از اساسی ترین عقاید آنان متزلزل می گردد ، زیرا: از نظر اهل سنت صحابه پیامبر عادل و وارسته اند و هیچ نوع جرح و تعدیل در حق آنها روا نیست . اکنون چگونه ممکن است که شخصیت هایی از صحابه و تابعان مانند ابوذر و عمار و محمد بن حذیفه و گروهی از اکابر تابعان ، فریب یک فرد یهودی را بخورند و آشوبی به راه اندازند که نتیجه آن قتل خلیفه گردد ؟

4 . فراتر از این همه تحلیل ها ، سندی را که طبری این حادثه را بر مبنای آن نقل کرده و گروهی مغرض نیز چشم بسته آن را پذیرفته اند ، بررسی می کنیم :

طبری این حادثه را از گروهی نقل می کند که هرگز نمی توان به آنها اعتماد کرد :

سریّ از شعیب از سیف ، از عطیه ، از یزید فقعسی نقل کرده است که . . . » . ( پاورقی 1 )

اکنون باید دید این افراد چه اندازه از وثاقت و اعتبار برخوردارند ؟

1 . سریّ : در رجال اهل سنت دو نفر با این نام معروفند :

الف . سریّ بن عبداللّه همدانی : یحیی بن سعید ، رجال شناس اهل سنت او را «کذاب و ضعیف» میشمرده است.[2]

ب . سریّ بن عاصم بن سهل همدانی : ساکن بغداد ، متوفای 258 که بخشی از حیات او را نویسنده تاریخ طبری درک کرده است ؛ کافی است که بدانیم که رجال شناسان درباره او میگویند : او «کذّاب و سارق حدیث» است.[3]

2 . شعیب بن ابراهیم کوفی : «وی فردی است مجهول الحال» ذهبی می گوید : این مرد ، راوی کتاب های سیف بن عمر است ، ولی برای ما شناخته نیست . [4]

3 . سیف بن عمر : ضعف این سند بیشتر به این مرد باز می گردد ، ابن حبّان می گوید : «سیف بن عمر احادیث و تاریخ مجعول را به شخصیت های معروف نسبت می داد و حدیث جعل می نمود و به زندقه ( بی دینی ) متهم است» ، ابن عدیّ می گوید : تمام روایات او ناشناخته و غیر قابل قبول است . [5]

ما در نقد سند این تاریخ به همین مقدار بسنده می کنیم ، هر چند سخن درباره سند بیش از آن است که گفته شود ، و لذا محققان بزرگ تاریخ مانند دکتر طه حسین و غیره در شخصیت ابن سبأ تشکیک کرده و آن را یک افسانه تاریخی قلمداد نموده اند ، و پس از او دیگر محققان در این مورد سخن بسیار گفته اند که جای بازگویی آنها نیست . [6]

محقق معاصر جناب آقای عسگری با نگارش کتاب عبداللّه بن سبأ پرده از چهره این افسانه تاریخی برداشته و به روشنی ثابت کرده است که این مرد وجود خارجی نداشته و این داستان ، ساخته و پرداخته جاعلان تاریخ و حدیث مانند سیف بن عمر تمیمی است .

صبحی صالح در کتاب خود به نام « نظریة الإمامة » یادآور می شود : بعید نیست که یک فرد یهودی فتنه انگیزی کند ، ولی آنچه قابل پذیرش نیست ، اینکه یک فرد یهودی چنین تأثیر عظیمی در عقاید مسلمانان بگذارد و آنان را به دو گروه سنی و شیعه تقسیم کند . [7]

در کتب رجالی شیعه آمده است : فردی به نام عبداللّه بن سبأ اظهار غلوّ کرد و امیرمؤمنان او را به خاطر غلوّ مجازات نمود . [8] ولی اعتراف به وجود چنین فردی ، غیر از اعتراف به عبداللّه بن سبأ است ، که جهان اسلام را به آشوب کشاند .

 

 و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین





[1] - تاریخ الطبری، ج 3 ص387

کان عبدالله بن سبإ یهودیا من أهل صنعاء أمه سوداء فأسلم زمان عثمان ثم تنقل فی بلدان المسلمین یحاول ضلالتهم فبدأ بالحجاز ثم البصرة ثم الکوفة ثم الشأم فلم یقدر على ما یرید عند أحد من أهل الشأم فأخرجوه حتى أتى مصر فاعتمر فیهم فقال لهم فیما یقول لعجب ممن یزعم أن عیسى یرجع ویکذب بأن محمدا یرجع وقد قال الله عز وجل (إن الذی فرض علیک القرآن لرادک إلى معاد) فمحمد أحق بالرجوع من عیسى قال فقبل ذلک عنه ووضع لهم الرجعة فتکلموا فیها ثم قال لهم بعد ذلک إنه کان ألف نبی ولکل نبی وصى وکان علی وصی محمد ثم قال محمد خاتم الانبیاء وعلی خاتم الاوصیاء ثم قال بعد ذلک من أظلم ممن لم یجز وصیة رسول الله صلى الله علیه وسلم ووثب علی وصی رسول الله صلى الله علیه وسلم وتناول أمر الامة ثم قال لهم بعد ذلک إن عثمان أخذها بغیر حق وهذا وصی رسول الله صلى الله علیه وسلم.

[2] - میزان الاعتدال، ج2، ص 117

[3] - همان، ج2، ص 117

[4] - لسان المیزان، ج3 ص 145

[5] - میزان الاعتدال، ج2، ص 255

[6] - الغدیر، ج9، ص 220ـ 221

[7] - نظریة الامامة، ص 37

[8] - علامه عسکری روایاتی که در رجال کشی و درباره ابن سبا آمده است را به چند دلیل رد می کند:

الف: این روایات در کتب اربعه شیعه وجود ندارد که نشانه ای است بر عدم اعتماد عالمان شیعه به این روایات.

ب: عالمانی چون نجاشی، محدث نوری و محمدتقی شوشتری، کشی و کتابش را دارای اشتباهات و روایات ضعیف می دانند.

عبد الله بن سبأ و دیگر افسانه های تاریخی  ج۳، ص۶۱۵-۶۱۸




۱۹ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۵۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
أبـونور