3 روایت شگرف:

1- نجات فطرس (فرشتة حامِل عَرش)

روایت:

روی أنه لما ولد الحسین (علیه السلام) أمر الله تعالى جبرئیل أن یهبط فی ملاء من الملائکة فیهنئ محمدا ، فهبط فمر بجزیرة فیها ملک یقال له فطرس ، بعثه الله فی شئ فأبطأ فکسر جناحه فألقاه فی تلک الجزیرة ، فعبد الله سبعمائة عام ، فقال فطرس لجبرئیل : إلى أین؟ فقال : إلى محمد ، قال : احملنی معک لعله یدعو لی.

فلما دخل جبرئیل وأخبر محمدا بحال فطرس ، قال له النبی : قل یتمسح بهذا المولود ، فتمسح فطرس بمهد الحسین (علیه السلام) ، فأعاد الله علیه فی الحال جناحه ثم ارتفع مع جبرئیل إلى السماء.

ترجمه:

هنگامی که امام حسین (علیه السلام) متولد شد ، خداوند به جبرئیل فرمانداد با گروه بسیار از فرشتگان به حضور پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) آیند و تبریک بگویند ، جبرئیل در حین فرود از آسمان به زمین فرشته ای به نام «فطرس» را دید در جزیره ای افتاده ، علتش این بوده که خداوند او را مأمور کاری ساخته و او در آن کار ، کندی کرده و در نتیجه به کیفر این تاخیر بالهایش شکسته شدند و گرفتار شده بود ، فطرس به جبرئیل عرض کرد به کجا می روید ؟ جبرئیل گفت : به سوی محمد (صلّی الله علیه و آله وسلّم) فطرس عرض کرد : مرا نیز با خود حمل کن و نزد آن حضرت ببر شاید برایم دعا کند. جبرئیل خواسته او را پذیرفت و با هم همراه فرشتگان دیگر به حضور پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) رسیدند و تبریک گفتند ، جبرئیل ماجرای فطرس را به عرض رساند ، پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) فرمود: «به او بگو پیکرش را به این نوزاد حسین(علیه السلام)بمالد» فطرس همین کار را کرد و همان دَم ، خداوند فطرس را تندرست کرده به حال اول برگرداند ، سپس فطرس همراه جبرئیل به سوی آسمان پر گشود .[1]

2- کشتی حضرت نوح(علیه السلام)در کربلا

روایت

وروی أن نوحا لما رکب فی السفینة طافت به جمیع الدنیا فلما مرت بکربلا أخذته الارض ، وخاف نوح الغرق فدعا ربه وقال : إلهی طفت جمیع الدنیا وما أصابنی فزع مثل ما أصابنی فی هذه الارض فنزل جبرئیل وقال : یا نوح فی هذا الموضع یقتل الحسین سبط محمد خاتم الانبیاء ، وإبن خاتم الاوصیاء فقال : ومن القاتل له یا جبرئیل؟ قال: قاتله لعین أهل سبع سماوات وسبع أرضین ، فلعنه نوح أربع مرات فسارت السفینة حتى بلغت الجودی واستقرت علیه.

ترجمه

در طوفان جهانی حضرت نوح(علیه السلام)کشتی نوح در همه زمین ( که به صورت دریا درآمده بود ) گشت تا رسید به سرزمین کربلا ، نوح احساس کرد کشتی در مانده و زمین آن را می کشد و به گمان غرق کشتی ترسید ، جریان را به خدا عرض کرد ، جبرئیل بر او نازل شد و گفت : در این سرزمین حسین(علیه السلام)سبط محمد خاتم پیامبران (صلّی الله علیه و آله وسلّم) و فرزند علی خاتم اوصیاء(علیه السلام)را می کشند . نوح عرض کرد : قاتل او کیست ؟ جبرئیل گفت : قاتل او کسی است که اهل هفت آسمان و زمین او را لعنت می کنند ، حضرت نوح(علیه السلام) چهار بار ، قاتل امام حسین (علیه السلام) را لعنت کرد ، آنگاه کشتی به حرکت در آمد ، سر انجام در کوه جُودی ( در ناحیه شام ) مستقر شد .[2]

3- نورانیت چهره امام حسین (علیه السلام)

روایت:

روی فی بعض الکتب المعتبرة عن الطبری : عن طاووس الیمانی أن الحسین بن علی (علیه السلام) کان إذا جلس فی المکان المظلم یهتدی إلیه الناس ببیاض جبینه ونحره ، فان رسول الله (صلّی الله علیه و آله وسلّم) کان کثیرا ما یقبل جبینه ونحره ، وإن جبرئیل (علیه السلام) نزل یوما فوجد الزهراء نائمة ، والحسین فی مهده یبکی ، فجعل یناغیه ویسلیه حتى استیقظت ، فسمعت صوت من یناغیه فالتفتت فلم تر أحدا فأخبرها النبی (صلّی الله علیه و آله وسلّم) أنه کان جبرئیل (علیه السلام).

ترجمه:

طاووس یمانی نقل می کند : وقتی که امام حسین (ع) در مکان تاریکی می نشست ، مردم به وسیله شعاع پیشانی و گلویش ، او را می دیدند چرا که رسول خدا (ص) بسیاری از اوقات پیشانی و گلوی او را می بوسید .[3]

 

 و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین



[1] - نام کتاب : بحارالأنوار - ط دارالاحیاء التراث نویسنده : العلامة المجلسی    جلد : 44  صفحه : 182

[2] - نام کتاب : بحارالأنوار - ط دارالاحیاء التراث نویسنده : العلامة المجلسی    جلد : 44  صفحه : 243

[3] - نام کتاب : بحارالأنوار - ط دارالاحیاء التراث نویسنده : العلامة المجلسی    جلد : 44  صفحه : 187