مجموعه فرهنگی {الصادقـِـین}

علیهمـم السلـام - آبـادان

عزاداری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای حضرت حمزه (علیه السلام)

عزاداری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای حضرت حمزه (علیه السلام)

 

ابن مسعود صحابی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در کتاب شرح مسند ابی حنیفه می گوید:


وعن ابن شاذان من حدیث ابن مسعود رضی الله عنه : ما رأینا رسول الله صلى الله علیه وسلم باکیا قط أشد من بکائه على حمزة رضی الله عنه ، وضعه فی القبلة ، ثم وقف على جنازته ، وأنحب حتى نشغ ، أی شهق ، حتى بلغ به لغشی من البکاء یقول : یا حمزة یا عم رسول الله وأسد رسوله : یا حمزة یا فاعل الخیرات ، یا حمزة یا کاشف الکرب ، یا حمزة یا ذاب عن وجه رسول الله صلى الله علیه وسلم ، وکان صلى الله تعالى علیه وسلم إذا صلى على جنازة ....



ما ندیدیم که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله برای کسی گریه کند، آن چنانکه برای حمزه گریه می‌کرد. وقتی نبی مکرم با جنازه حضرت حمزه علیه السلام مواجه شد: او را طرف قـِبله قرار داد و رو به روی جنازه،  با سوز و آناله کرد، نبی گرامی صلی الله علیه و اله ز شدت گریه و مصیبت افتاد و غش کرد و می‌فرمود: ای عموی رسول خدا صلی الله علیه و اله و شیر رسول خدا صلی الله علیه و اله ، یا حمزه. ای انجام دهنده کارهای خیر ، ای برطرف کننده غم ها ،ای کسی که فدایی رسول خدا صلی الله علیه و اله بودی...

 شرح مسند أبی حنیفة، ج1، ص526 

 

* سوال از وهابیت:

اگر گریه و عزاداری برای اموات شرک است ، پس چرا حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) برای عمویش عزاداری کرد؟

 

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • سه شنبه ۱۸ مهر ۹۶

    دستور به کشتن معاویه توسط پیامبر (صلی الله علیه وآله)

    دستور به کشتن معاویه توسط پیامبر (صلی الله علیه وآله)

    بلاذری در انساب الاشراف چنین می نویسد:

    عن الحسن قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: إذا رأیتم معاویة على منبری فاقتلوه؛ فترکوا أمره فلم یفلحوا ولم ینجحوا.

    حسن بصری نقل می کند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند:

    هنگامی که دیدید معاویه بر روی منبر من نشسته است، او را بکشید. مردم دستور پیامبر را ترک کردند و رستگار و پیروز نشدند.

    انساب الاشراف، ج 5 ص 136 

    بلاذری از قول رسول خدا چنین نقل می کند:

    عن عبد الله بن مسعود قال: قال رسول الله صلى الله علیه وسلم: إذا رأیتم معاویة بن أبی سفیان یخطب على المنبر فاضربوا عنقه.

    عبدالله بن مسعود نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند:

    هنگامی که دیدید معاویه بر روی منبر من نشسته و خطبه می خواند، گردنش را بزنید.

    أنساب الأشراف، ج 5 ص 137

     

     

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • پنجشنبه ۲۵ آبان ۹۶

    ثواب سلام دادن به امام حسین علیه السلام بعد نوشیدن آب

    (ثواب مَن شَرِب الماءَ وذَکر الحسین علیه السلام ولعنَ قاتلَه )


    مستند حدیث در سایز بزرگ :
      جهت دریافـت کلیـک نمائید.
    حجم: 1.76 مگابایت



    حدَّثنی محمّد بن جعفر الرَّزَّاز الکوفیُّ ، عن محمّد بن الحسین ، عن الخشّاب ، عن علیِّ بن حَسّان ، عن عبدالرَّحمن بن کثیر ، عن داودَ الرَّقّیّ « قال : کنت عند أبی عبدالله علیه‌السلام إذ استسقى الماءَ ، فلمّا شربه رأیته قد استعبر واغْرَورَقتْ عَیناه بدُمُوعِه ، ثمَّ قال لی : یا داودُ لعن الله قاتل الحسین ، فما مِن عبدٍ شرب الماءَ فذکر الحسین علیه‌السلام ولعنَ قاتله إلاّ کتب الله له مائة ألف حَسَنةٍ ، وحطّ عنه مائة ألف سیّئةٍ ، ورفع له مائة ألف درجةٍ ، وکأنّما أعتق مائة ألف نَسَمةٍ ، وحَشَره الله تعالى یوم القیامة ثلجَ الفُؤاد[أی مطمئنّة] ».


    * حتما تصویر را دریافت نمائید.


    کامل الزیارات / باب 34/ ص212 / ح1

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • يكشنبه ۳۰ مهر ۹۶

    قمر بنـی هاشـــم سلام الله علیه

    قمر بنـی هاشـــم سلام الله علیه

     


    ابی الفرج اصفهانی چنین می نویسد:


    وکان العباس رجلا وسیما جمیلا، یرکب الفرس المطهم ورجلاه تخطان فی الأرض وکان یقال له: قمر بنی هاشم.


    حضرت عباس مردی نیک صورت و زیبا بود. هنگامى که سوار اسب بسیار عالى و تنومدی می شد، پاهاى مبارکش به زمین کشیده میشد. و به او قمر بنى هاشم گفته می شد.

    مقاتل الطالبیین، ص 90

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • چهارشنبه ۲۶ مهر ۹۶

    شفا گرفتن عالم اهل سنت با تربت امام حسین (علیه السلام)

    شفا گرفتن عالم اهل سنت با تربت امام حسین (علیه السلام)

     


    سمعت أحمد یقول: سمعت أبا بکر یقول: سمعت الخلدی یقول:کَانَ فِیَّ جَرَبٌ عَظِیمٌ کَثِیرٌ، قَالَ: فَمَسَحْتُ بِتُرَابِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ، قَالَ: فَغَفَوْتُ فَانْتَبَهْتُ، وَلَیْسَ عَلَیَّ مِنْهُ شَیْءٌ.


    ابو محمد خلدی ( از شیوخ و ائمه ی اهل سنت ) می گوید که بیماری پوستی شدیدی داشتم پس تربت قبر حسین را به پوستم کشیدم و بعد از آن خوابیدم.وقتی بیدار شدم اثری از بیماری نیافتم.


    الطیوریات ،ج3، ص912، ح847 / ط اضواء السلف

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • چهارشنبه ۲۶ مهر ۹۶

    ابن تیمیه اسلام را پاره پاره کرد [مصادر اهل سنت]

    ابن تیمیه اسلام را پاره پاره کرد [مصادر اهل سنت]


     


      شیخ یوسف الدجوی (از علمای بزرگ اهل سنت):


    وانظر کتب المذاهب الاربعة (حتی مذهب الحنابلة) فی آداب الزیارته - صلی الله علیه وسلم - تجدهم قد استحبوا التوسل به إلی الله تعالی حتی جاء ابن تیمیة فخرق الاجماع وصادم المروز فی الفطر، مخالفاً فی ذلک العقل والنقل.

    در کتب مذاهب چهارگانه (حتی مذهب حنابله)  آداب زیارتش - صلی الله علیه (وآله) وسلم- را نگاه کن، خواهی دید که همه توسل به او را مستحب دانسته اند، تا اینکه ابن تیمیه آمد و جماعت مسلمین را پاره پاره نموده، به آنان صدمه زد. او در این مورد با عقل و نقل مخالفت کرد

    مقالات و فتاوی الشیخ یوسف الدجوی.ج1 ص256.ط الامیریة_القاهرة

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • چهارشنبه ۲۶ مهر ۹۶

    مدارک قرآن خواندن سر مبارک امام حسین علیه السلام بر بالای نیزه

    آیا مدارک معتبری دالّ بر قرآن خواندن سر بریده امام حسین علیه السلام بر سر نیزه وجود دارد؟


    این که سر امام حسین علیه السلام بر سر نیزه قرآن خوانده است ، از ضروریات تاریخ است که هم علمای شیعه و هم علمای اهل سنت آن را به سند صحیح نقل کرده اند ؛

    1- از جمله شیخ مفید رحمت الله علیه در کتاب شریف و معتبر «الإرشاد» می نویسد :

    عن زید بن أرقم أنه قال : مر به علی وهو علی رمح وأنا فی غرفة ، فلما حاذانی سمعته یقرأ: (أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا) فقف - والله - شعری ونادیت: رأسک والله - یا ابن رسول الله - أعجب وأعجب .

    الإرشاد - الشیخ المفید - ج 2 - ص 117 - 118

    2- و نیز مرحوم محمد بن سلیمان الکوفی می نویسد :

    [حدثنا] أبو أحمد قال : سمعت محمد بن مهدی یحدث عن عبد الله بن داهر الرازی عن أبیه عن الأعمش : عن المنهال بن عمرو قال : رأیت رأس الحسین بن علی علی الرمح وهو یتلو هذه الآیة : *(أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا)* [ 9 / الکهف: 18 ] فقال رجل من عرض الناس: رأسک یا ابن رسول الله أعجب ؟ .

    مناقب الإمام أمیر المؤمنین (ع) - محمد بن سلیمان الکوفی - ج 2 - ص 267 .

    3- همچنین ابن حمزه طوسی می نویسد :

    عن المنهال بن عمرو ، قال : أنا والله رأیت رأس الحسین صلوات الله علیه علی قناة یقرأ القرآن بلسان ذلق ذرب یقرأ سورة الکهف حتی بلغ: *(أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا)* فقال رجل : ورأسک - والله - أعجب یا ابن رسول الله من العجب . 274 / 2 -

    وعنه ، قال : أدخل رأس الحسین صلوات الله علیه دمشق علی قناة ، فمر برجل یقرأ سورة الکهف وقد بلغ هذه الآیة * (أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا)* فأنطق الله تعالی الرأس ، فقال : أمری أعجب من أمر أصحاب الکهف والرقیم .

    الثاقب فی المناقب - ابن حمزة الطوسی - ص 333 .

    4-  و قطب الدین راوندی نیز می نویسد :

    عن المنهال بن عمرو قال : أنا والله رأیت رأس الحسین علیه السلام حین حمل وأنا بدمشق ، وبین یدیه رجل یقرأ الکهف ، حتی بلغ قوله : (أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا)، فأنطق الله الرأس بلسان ذرب ذلق ، فقال : أعجب من أصحاب الکهف قتلی وحملی .

    الخرائج والجرائح - قطب الدین الراوندی - ج 2 - ص 577 .

    5-  و ابن شهر آشوب می نویسد :

    روی أبو مخنف عن الشعبی انه صلب رأس الحسین بالصیارف فی الکوفة فتنحنح الرأس وقرأ سورة الکهف إلی قوله : (انهم فتیة آمنوا بربهم وزدناهم هدی فلم یزدهم إلا ضلالا) . وفی أثر انهم لما صلبوا رأسه علی الشجرة سمع منه : (وسیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون) . وسمع أیضا صوته بدمشق یقول : لا قوة إلا بالله . وسمع أیضا یقرأ : (ان أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا) ، فقال زید بن أرقم : أمرک أعجب یا ابن رسول الله .

    مناقب آل أبی طالب - ابن شهر آشوب - ج 3 - ص 218 .

    6- و علی بن یونس عاملی می نویسد :

    قرأ رجل عند رأسه بدمشق (أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا) فأنطق الله الرأس بلسان عربی : أعجب من أهل الکهف قتلی وحملی .

    الصراط المستقیم - علی بن یونس العاملی - ج 2 - ص 179

    7-  و سید هاشم البحرانی نیز می نویسد :

    فوقفوا بباب بنی خزیمة ساعة من النهار ، والرأس علی قناة طویلة ، فتلا سورة الکهف ، إلی أن بلغ فی قراءته إلی قوله تعالی : *(أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا)* . قال سهل : والله إن قراءته أعجب الأشیاء .

    مدینة المعاجز - السید هاشم البحرانی - ج 4 - ص 123

    8- مرحوم علامهء مجلسی رحمت الله علیه در کتاب شریف بحار الأنوار ، بابی را به همین مطلب اختصاص داده است .                                                                        بحار الأنوار - العلامة المجلسی - ج 45 - ص 121

    * و از علمای اهل سنت ، «ابن عساکر» در کتاب «تاریخ مدینه دمشق» می نویسد :

    نا الأعمش نا سلمة بن کهیل قال رأیت رأس الحسین بن علی رضی الله عنهما علی القناة وهو یقول "فسیکفیکهم الله وهو السمیع العلیم" .

    تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 22 - ص 117 - 118 .

    و محقق کتاب در پاورقی آن می نویسد :

    وزید بعدها فی م : قال أبو الحسن العسقلانی : فقلت لعلی بن هارون انک سمعته من محمد بن أحمد المصری ، قال : الله انی سمعته منه ، قال الأنصاری فقلت لمحمد بن أحمد : الله انک سمعته من صالح ؟ قال : الله إنی سمعته منه ، قال جریر بن محمد : فقلت لصالح : الله انک سمعته من معاذ بن أسد ؟ قال : الله انی سمعته منه ، قال معاذ بن أسد : فقلت للفضل : الله انک سمته من الأعمش ؟ فقال : الله انی سمعته منه ، قال الأعمش : فقلت لسلمة بن کهیل : الله انک سمعته منه ؟ قال : الله انی سمعته منه بباب الفرادیس بدمشق ؟ مثل لی ولا شبه لی ، وهو یقول : (فسیکفیکهم الله وهو السمیع العلیم) .

    و همچنین ابن عساکر در جائی دیگر از همین کتاب می نویسد :

    عن المنهال بن عمرو قال أنا والله رأیت رأس الحسین بن علی حین حمل وأنا بدمشق وبین یدی الرأس رجل یقرأ سورة الکهف حتی بلغ قوله تعالی " أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا " قال فأنطق الله الرأس بلسان ذرب فقال أعجب من أصحاب الکهف قتلی وحمل .

    تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 60 - ص 369 - 370 .

    بنابراین ، با این همه مدارک معتبری که در این باره وجود دارد ، شکی در صحت خبر قرآن خواندن سر مبارک امام حسین علیه السلام باقی نمی ماند .

    به دلیل طولانی نشدن و نیز اتقان مطلب ، اصل متن عربی روایات آورده است ؛ ترجمه آن برعهده خواننده گرامی.

     

     و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین

     

     

     

     

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • چهارشنبه ۲۶ مهر ۹۶

    دیدگاه علمای اهل سنت در خصوص وهابیت

    دیدگاه علمای اهل سنت در خصوص وهابیت



    علامه ابن عابدین (فقیه اهل سنت) می گوید:

    وهابیت و پیروان محمد بن عبدالوهاب «خوارج دوران» هستند. آنها عقیده دارند که فقط خود مسلمان هستند و مخالفین انها مشرکند که با این تفکر کشتن اهل سنت و علمای آنها را جایز و مباح می داستند !!


    سوال:

      آیا وهابیت از اهل سنت هستند؟

    پاسخ از بزرگان اهل سنت: آنها خوارج زمانه هستند وهمه مسلمانان را کافر میدانند. !!

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • چهارشنبه ۲۶ مهر ۹۶

    بی تابی و ناله ی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در مصیبت امام حسین (علیه السلام)

    خبر دادن جبرئیل از شهادت امام حسین (علیه السلام) و بی تابی و ناله ی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در مصیبت امام حسین (علیه السلام)

     

    در روایتی با سند صحیح ، امام صادق علیه السلام می فرمایند : 

     

    حَدَّثَنِی أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالَى قَالَ حَدَّثَنِی سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی خَلَفٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَى الْحَلَبِیِّ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ جَبْرَئِیلَ ع أَتَى رَسُولَ اللَّهِ ص وَ الْحُسَیْنُ ع یَلْعَبُ بَیْنَ یَدَیْهِ فَأَخْبَرَهُ أَنَّ أُمَّتَهُ سَتَقْتُلُهُ قَالَ فَجَزِعَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَالَ أَ لَا أُرِیکَ التُّرْبَةَ الَّتِی یُقْتَلُ فِیهَا قَالَ فَخَسَفَ مَا بَیْنَ مَجْلِسِ رَسُولِ اللَّهِ ص إِلَى الْمَکَانِ الَّذِی قُتِلَ فِیهِ الْحُسَیْنُ ع حَتَّى الْتَقَتَا الْقِطْعَتَانِ فَأَخَذَ مِنْهَا وَ دُحِیَتْ فِی أَسْرَعَ مِنْ طَرْفَةِ عَیْنٍ فَخَرَجَ وَ هُوَ یَقُولُ طُوبَى لَکِ مِنْ تُرْبَةٍ وَ طُوبَى لِمَنْ یُقْتَلُ حَوْلَکِ قَالَ وَ کَذَلِکَ صَنَعَ صَاحِبُ سُلَیْمَانَ تَکَلَّمَ بِاسْمِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ فَخُسِفَ مَا بَیْنَ سَرِیرِ سُلَیْمَانَ وَ بَیْنَ الْعَرْشِ مِنْ سُهُولَةِ الْأَرْضِ وَ حُزُونَتِهَا- حَتَّى الْتَقَتِ الْقِطْعَتَانِ فاجْتَرَّ الْعَرْشَ قَالَ سُلَیْمَانُ یُخَیَّلَ إِلَیَّ أَنَّهُ خَرَجَ مِنْ تَحْتِ سَرِیرِی- قَالَ وَ دُحِیَتْ فِی أَسْرَعَ مِنْ طَرْفَةِ الْعَیْن‏.


    ابى بصیر، از حضرت ابى عبد اللَّه الصادق علیه السّلام نقل کرده که آن حضرت فرمودند جبرئیل علیه السّلام نزد پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم آمد در حالى که امام حسین علیه السّلام در مقابل آن حضرت بازى مى‏کرد پس به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم خبر داد که به زودی امّت شما حسین را خواهند کشت. امام صادق علیه السّلام مى‏فرمایند: پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از این خبر به جزع و ناله آمدند. جبرئیل علیه السّلام محضر مبارکش عرضه داشت: مایل هستید سرزمینى که حسین علیه السّلام در آن کشته مى‏شود به شما نشان دهم؟ امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید : در این هنگام فاصله بین مکان رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و جایى که حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام در آن کشته شدند فرو رفته بطورى که دو مکان مزبور با هم ملاقات کرده سپس حضرت مقدارى از تربت و خاک آن مکان را برداشتند و سریع‏تر از چشم به هم زدن زمین گسترده شد پس جناب رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از آن مکان خارج شده در حالى که مى‏فرمودند : خوشا به تو از خاکى که داری، خوشا به حال کسى که در اطراف و حوالى تو کشته مى‏شود. امام صادق علیه السّلام مى‏فرمایند : صاحب و وزیر سلیمان نیز چنین کرد یعنى به کمک اسم اعظم بارى تعالى در زمین خسف پدید آورد و بین تخت سلیمان علیه السّلام و عرش فرو رفت و تمام پستى و بلندى‏هاى آن پائین رفت به طورى که این دو قطع از زمین (جاى تخت و عرش) با هم ملاقى شدند پس عرش چنان کشیده شد که تصوّر نمودم از زیر تخت من خارج گشت. امام صادق علیه السّلام مى‏فرمایند: سریع‏تر از چشم به هم زدن زمین گسترده شد

    .

    کامل الزیارات،ص127و128،ح1 ط نشر الفقاهة

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • سه شنبه ۱۸ مهر ۹۶

    نوحه خوانی اجنه برای امام حسین (علیه السلام)

    نوحه خوانی اجنه برای امام حسین (علیه السلام)

     



     

     

    میمونة،همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) ،جن بر حسین نوحه خواند : 

    حَدَّثَنَا عَبْدُ اللهِ، ثنا إِبْرَاهِیمُ بْنُ الْحَجَّاجِ، ثنا حَمَّادُ بْنُ سَلَمَةَ، عَنْ عَمَّارٍ، عَنْ مَیْمُونَةَ، قَالَتْ: سَمِعْتُ الْجِنَّ تَنُوحُ عَلَى الْحُسَیْنِ.

     

    المعجم الکبیر للطبرانی،ج3،ص131،ح2868 ط مکتبة ابن تیمیة

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • سه شنبه ۱۸ مهر ۹۶

    خبر شهادت امام حسین (علیه السلام) از زبان امیرالمؤمنین (علیه السلام)

    خبر شهادت امام حسین (علیه السلام) از زبان امیرالمؤمنین (علیه السلام)


     

    حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللهِ الْحَضْرَمِیُّ، ثنا عَبْدُ اللهِ بْنُ الْحَکَمِ بْنِ أَبِی زِیَادٍ، وَأَحْمَدُ بْنُ یَحْیَى الصُّوفِیُّ، قَالَا: ثنا عُبَیْدُ اللهِ بْنُ مُوسَى، عَنْ إِسْرَائِیلَ، عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ، عَنْ هَانِی بْنِ هَانِی، عَنْ عَلِیٍّ رَضِی اللهُ عَنْهُ قَالَ : لَیُقْتَلَنَّ الْحُسَیْنُ قَتْلًا، وَإِنِّی لَأَعْرِفُ التُّرْبَةَ الَّتِی یُقْتَلُ فِیهَا قَرِیبًا مِنَ النَّهْرَیْنِ.

     

    علی بن ابی طالب فرمودند : همانا حسین را خواهند کشتند و من به خوبی تربت و خاکی که روی آن  و در نزدیک دو رود کشته می شود را می شناسم.

     

    * سند روایت کاملا معتبر است و هیثمی در مجمع الزوائد نیز به اعتبار سند اشاره می کند.

     مصنف ابن ابی شیبة،ج10،ص392،ح31210 ط مکتبة الرشد

     

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • سه شنبه ۱۸ مهر ۹۶

    امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) در کتب اهل سنّت

     ولادت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در کتب اهل سنت

    1- ابن حجر عسقلانی:

    ابن حجر عسقلانی، یکی از بزرگان تاریخ اهل سنت در علم رجال، درایه، حدیث ، تاریخ و انساب در کتاب لسان المیزان خود در شرح حال جعفر بن علی بن محمد، وی را برادر امام حسن عسکری علیه السلام معرفی می کند و آن امام را به عنوان پدر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفی می کند:

    جعفر بن علی بن محمد بن علی بن محمد بن علی بن موسى بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب الحسینی أخو الحسن الذی یقال له العسکری و هو الحادی عشر من الأئمة الإمامیة ووالد محمد صاحب السرداب

    جعفر بن علی بن محمد بن علی بن محمد بن علی بن موسى بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب الحسینی، وی برادر حسن [علیه السلام] است که به او عسکری گفته می شود و یازدهمین امام از امامان شیعه و پدر محمد (امام زمان عج) ـ همان کسی که غیبتش در سرداب بود، می­باشد.

     لسان المیزان، جلد 2، صفحه 460.

    2- شمس الدین ذهبی :

    وی که کی از علمای بزرگ اهل سنت در زمینه علم رجال، درایه‌، تاریخ و ... می باشد در کتاب تاریخ الإسلام در شرح حال امام عسکری علیه السلام می نویسد:

    الحسن بن علی بن محمد بن علی الرضا بن موسی بن جعفر الصادق . أبو محمد الهاشمی الحسینی أحد أئمة الشیعة الذین تدعی الشیعة عصمتهم ... وهو والد منتظر الرافضة ... وأما ابنه محمد بن الحسن الذی یدعوه الرافضة القائم الخلف الحجة ، فولد سنة ثمان وخمسین ، وقیل : سنة ست وخمسین . عاش بعد أبیه سنتین ثم عدم ، ولم یعلم کیف مات . وأمه أم ولد .

    حسن بن علی بن محمد ... علیه السلام یکی از ائمه شیعه است که آن ها اعتقاد به عصمت آنان دارد.

    او پدر همان شخصی است که شیعیان منتظر او هستند... فرزندش محمد بن حسن است که شیعیان او را قائم و خلف الحجه می نامند، در سال258 یا 256 به دنیا آمد و دو سال بعد از پدرش زندگی کرد و سپس غایب شد و مشخص نشد که چگونه از دنیا رفت. مادر وی نیز کنیز بود.

     

    تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج19، ص113.


    برتری حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر ابوبکر و عمر

    مقدسی شافعی به نقل از ابن سیرین چنین می نویسد:

    و عن محمد بن سیرین: قیل له المهدی خیر أو بکر وعمر رضى الله عنهما. قال هو خیر منهما ویعدل بنبی.

     به ابن سیرین گفته شد حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برتر است یا ابوبکر و عمر؟ گفت: مهدی برتر از آن دو است [بلکه] وی معادل یک پیامبر است.

    محقق کتاب در پاورقی تصریح می­کند که سند این روایت صحیح است.

    عقد الدرر فی اخبار المنتظر و هو المهدی، صفحه 222.

     

    حضرت مهدی (عج) امام هدایت گر

    نعیم بن حماد از حضرت علی سلام الله علیه چنین نقل می کند:

    حدثنا الولید عن علی بن حوشب سمع مکحولا یحدث عن علی بن أبی طالب رضى الله عنه قال قلت یا رسول الله المهدی منا أئمة الهدى أم من غیرنا قال بل منا.

    حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام نقل می کند به پیامبر عرضه داشتند: ای رسول خدا آیا مهدی از ما ائمه هدایت گر است؟ پیامبر پاسخ دادند . آری.

    الفتن لنعیم بن حماد  ص 262

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • پنجشنبه ۲۱ ارديبهشت ۹۶

    پیرامون امام زمان (عج) - نیمه شعبان

    برگی از زندگانی ایشان بهمراه فضائل:

     

    محمد بن حسن (زاده ۲۵۵ق)، مشهور به امام مهدی، امام زمان و حجت بن الحسن، دوازدهمین امام شیعیان امامی. بر اساس منابع شیعی، تولد امام زمان مخفی داشته شد و جز چند تن از یاران خاص امام حسن عسکری، کسی امام دوازدهم را ندید. به باور امامیه، امام مهدی(علیه السلام) منجی آخر الزمان و همان مهدی موعود است، عمری دراز دارد و دورانی طولانی را در غیبت زندگی خواهد کرد. او سرانجام به اراده الهی ظهور و قیام می‌کند و به عدل و داد بر جهان حکومت خواهد کرد.

    تفاسیر شیعه، با اتکا به روایات معصومین، پاره‌ای از آیات قرآن کریم را درباره امام زمان دانسته‌اند. روایات بسیاری از ائمه درباره امام زمان، زندگی و غیبت و حکومت او نقل شده و کتاب‌های حدیثی فراوانی با هدف نقل این روایات نوشته شده است.

    بسیاری از اماکن در نقاط مختلف به امام زمان منسوب شده است؛ مثل


    -         سرداب غیبت در سامرا

    -         مسجد سهله در کوفه

    -         مسجد جمکران در نزدیکی قم.


    ادعیه و اذکار فراوانی برای ارتباط با امام زمان در عصر غیبت ذکر شده و بر اساس برخی احادیث، دیدار با امام زمان، در عصر غیبت هم ممکن است. برخی از عالمان شیعه، حکایت‌هایی از دیدار برخی افراد با امام زمان را در کتاب‌های خود ذکر کرده‌اند.

    1- نام، کُـنیِه ‌ها و القاب

    در احادیث شیعه، برای امام دوازدهم نام‌هایی همچون محمد، احمد و عبدالله ذکر شده است. با این همه او در میان شیعیان بیشتر با نام مهدی شناخته می‌شود که از لقب‌های اوست. [1] بر اساس احادیث متعدد، او همنام پیامبر اسلام است. [2] در برخی احادیث و منابع مکتوب شیعه مانند: الکافی و کمال الدین، نام او با حروف جدا و به صورت «م ح م د» آمده است. [3] این مبهم‌نویسی به سبب احادیث متعددی است که بردن نامِ او را ممنوع دانسته‌اند. [4]

    • حرمت تسمیه

    احادیث فراوانی در منابع شیعه، بُردن نام اصلی امام دوازدهم را منع کرده و حرام دانسته‌اند. [5] و نظریه مشهور درباره این روایات وجود دارد: نظریه نخست از آنِ کسانی مثل سید مرتضی، فاضل مقداد، محقق حلی، علامه حلی و چند عالم دیگر است که: این حرمت را مخصوص زمان تقیه می‌دانند. در مقابل، میرداماد و محدث نوری این حرام‌بودن را در تمام دوران قبل از ظهور جاری دانسته‌اند. [6]

    • کنیه‌ها و القاب

    امام دوازدهم شیعیان، در منابع مختلف و ادعیه و زیارات با القاب و کنیه‌های بسیاری وصف شده است که مشهورترین آنها عبارت‌اند از مهدی، صاحب الزمان، منتَظَر، حجت الله، بقیة الله، منتقم، موعود، خاتم الاوصیا، غائب، مأمول، و مضطر، قائم نیز از دیگر القاب مشهور امام زمان است؛ شیعیان به پیروی از امام رضا (علیه السلام) [7]هنگام شنیدن آن به احترام می‌ایستند و دست خود را روی سر می‌گذارند.

    نام و القاب امام دوازدهم شیعیان در منابع اهل سنت نیز آمده است؛ هرچند در این منابع، بیشتر از عنوان «مهدی» استفاده شده و القاب و ویژگی‌های دیگر، کمتر ذکر شده است. لقب «قائم» در منابع اهل سنت به‌ندرت یافت می‌شود.

    2- خانواده

    پدر: امام حسن عسکری (علیه السلام)

    مادر: به نام‌های متعددی خوانده شده است: نرجس، سوسن، صقیل یا صیقل، حدیثه، حکیمه، ملیکه، ریحانه و خمط. [8] در مجموع چند گونه روایت درباره سرگذشت و ویژگی‌های مادر امام زمان نقل شده است؛

    الف) بر اساس روایتی که ابتدا شیخ صدوق در کمال الدین و تمام النعمة آن را نقل کرده، [9] مادر امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) شاهزاده‌ای رومی دانسته شده.

    ب) و در روایت‌هایی دیگر، بدون اشاره به سرگذشت مادرشان، تنها به تربیت مادر امام زمان در خانه حکیمه، دختر امام جواد(علیه السلام) اشاره شده است. [10] و .... .

    عمه پدر امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) :

    حکیمه، دختر امام جواد(علیه السلام) و عمه امام حسن عسکری(علیه السلام)، همزمان با چهار امام زندگی کرده و بر اساس منابع شیعی، شاهد و راوی ولادت امام زمان(علیه السلام) بوده است، مادر امام زمان در خانه او تربیت شده و بسیاری از روایات درباره ولادت امام زمان، از او نقل شده است.[11]

    عموی امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) :

    جعفر بن علی الهادی ، پس از درگذشت امام حسن عسکری، مدعی امامت شد و به همین دلیل جعفر کذاب خوانده می‌شود. منابع روایی، او را اهل فسق و فجور و گناهان بزرگ دانسته‌اند. او علاوه بر ادعای امامت و انکار وارث امام عسکری(علیه السلام)، دولتمردان وقت را بر ضد امام دوازدهم تحریک کرد [12] بر اساس برخی منابع، او تا پایان زندگی بر ادعای خود باقی ماند و خود را امام می‌دانست. برخی دیگر از منابع نوشته‌اند که او از ادعای خود دست برداشت و توبه کرد و شیعیان به جای جعفر کذاب، او را جعفر تائب می‌خواندند. جعفر کذاب در ۴۵ سالگی در سامرا درگذشت. [13]

    همسر و فرزند

    در سالهای اخیر بحثی جدید مطرح شده است که سابقه ایی در کتب شیعه ندارد که آیا در زمان غیبت و حتی زمان ظهور، امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) همسر و فرزند دارند یا خیر؟

    سه نظر پیرامون این ماجرا وجود دارد. موافقانی مثل علامه مجلسی و سید محمد صدر عمدتا به تعدادی از روایات و ادعیه استناد می کنند که در آنها به فرزندان و همسر امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) اشاره می شود.

    مخالفان ازدواج امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) می گویند کسی که ازدواج می کند نمی تواند ناشناخته باقی بماند در حالیکه غیبت امام برای ناشناخته بودن ایشان است. همچنین به روایاتی استناد می کنند که صراحتا می فرمایند امام عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) در زمان غیبت و ظهور فرزندی ندارند.

    گروه دیگری مانند سید جعفر مرتضی عاملی این قضیه را محل شک و تردید می داند و ترجیح می دهند که در این مورد سکوت کنند.

    3- ولادت: زمان و مکان، مخفی‌بودن و چگونگی آگاهی شیعیان

    مکان ولادت

    مورخانی که در این باره سخن گفته‌اند، بر این مطلب اتفاق نظر دارند که امام زمان(علیه السلام) در خانه [14] پدرش امام عسکری(علیه السلام) در سامرا به دنیا آمد و این خانه در کوچه‌ای جای داشت که نامش را «راضه» یا «وصافه» می‌گفتند. [15] این خانه هم‌اکنون بارگاه امام هادی و امام عسکری(علیه السلام) است. [16] بنابر نقل‌های تاریخی امام هادی(علیه السلام) و امام عسکری(علیه السلام) سال‌ها پیش از تولد امام زمان(علیه السلام) به سامرا ـ مرکز خلافت عباسی ـ [17]خوانده شدند و تا پایان عمر در همان‌جا سکونت داشتند. [18]

     

     

    مخفی بودن ولادت

    خلفای بنی‌عباس بنابر روایات پیامبر(صلّی الله علیه و آله وسلّم) و ائمه(علیهم السلام) می‌دانستند که دوازدهمین امام همان مهدی است؛ بنابراین مراقبانی بر امام حسن عسکری و منزل آن حضرت گماردند. مورخان گفته‌اند معتمد عباسی به قابله‌ها امر کرده بود تا وقت و بی‌وقت، سرزده وارد خانه سادات شوند - به‌ویژه خانه امام حسن عسکری(علیه السلام) - و درون خانه را بگردند و از حال همسر او باخبر شوند و گزارش دهند. [19] کنیزی به نام ثقیل که گویا برای حفظ جان امام زمان(علیه السلام) ادعای بارداری کرده بود، بازداشت شد و مدت دو سال تحت نظر قرار گرفت تا اطمینان به عدم بارداری وی حاصل شد و سپس او را رها کردند. [20]

    ولادت امام زمان(علیه السلام) از عموم مردم پنهان نگه داشته شد. در روایات [21] نیز به این موضوع و دلیل آن اشاره شده است. امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید: «در قائم ما سنت‌هایی از انبیا هست... و سنتی از ابراهیم... و اما از ابراهیم پنهان‌بودنِ ولادت و کناره‌گیری از مردم...». [22] همچنین امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «ولادت صاحب الامر بر این خلق پوشیده است تا اینکه ظهور کند؛ برای این‌که بیعت کسی بر گردنش نباشد». [23]

    مخفی بودن ولادت، در تاریخ بی‌سابقه نیست، بلکه نقل شده است ولادت ابراهیم خلیل(علیه السلام) از ترس کشته‌شدن به دست پادشاه زمانش پنهانی بود [24] یا قرآن کریم در سوره قصص آیه ۷ تا ۱۳، در شرح ولادت موسی بن عمران(علیه السلام) به پنهانی‌بودن آن اشاره می‌کند.

    شاهدان ولادت

    علاوه بر حکیمه خاتون، دو تن از کنیزان امام حسن عسکری به نام‌های ماریه و نسیم نیز از شاهدان ولادت او محسوب می‌شوند. شیخ طوسی و شیخ صدوق آورده‌اند: «نسیم و ماریه گویند: چون صاحب الزمان از رحم مادر به دنیا آمد، دو زانو بر زمین نهاد و دو انگشت سبابه را به جانب آسمان بلند کرد. آنگاه عطسه کرد و فرمود: "الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله". ستمکاران پنداشته‌اند که حجت خدا از میان رفته است. اگر برای ما اذن در کلام بود، شک زایل می‌گردید». [25]

    4- ویژگی‌های ظاهری و اخلاقی

    -         اوصاف ظاهری

    در نقل‌های مختلف پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله وسلّم)، امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را شبیه‌ترین فرد به خود توصیف کرده است. [26] از امام علی(علیه السلام)نقل شده: «هنگامی که مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) قیام می‌کند، سن او بین سی تا چهل سال خواهد بود». [27]

    امام صادق(علیه السلام) او را در چهره جوانی کامل و معتدل توصیف می‌کند. [28] علامه مجلسی در توضیح این روایت می‌نویسد: مراد از معتدل بودن این است که در سنین متوسط و یا آخر سنین جوانی است.

    امام باقر(علیه السلام) از پدر و جدش روایت می‌کند که روزی امام علی(علیه السلام) در حالی که بالای منبر بود، فرمود: «از فرزندان من در آخرالزمان، مردی ظهور می‌کند که رنگ صورتش سفید متمایل به سرخی و سینه‌اش فراخ... و شانه‌هایش قوی است و در پشتش دو خال است، یکی به رنگ پوستش و دیگری مشابه خال پیامبر(صلّی الله علیه و آله وسلّم).» [29]

    -         اوصاف اخلاقی و دینی

    اوصاف اخلاقی و دینی امام مهدی را به دو صورت می‌توان بررسی کرد:

    ۱- بر اساس روایاتی که وی را شبیه‌ترین به پیامبراسلام می‌داند و با توجه به خصوصیاتی که برای پیامبر در آیات و روایات ذکر شده، می‌توان خصوصیات اخلاقی و دینی امام مهدی را با آن توصیف کرد.

    ۲- شیوه دیگر، بررسی روایات مستقلی است که به بیان ویژگی‌های اخلاقی امام مهدی می‌پردازد؛ امام حسین(علیه السلام) درباره وی می‌گوید: «مهدی را از روی آرامش و وقاری که دارد و همچنین دانش او به حلال و حرام و نیازمندی مردم به او و بی‌نیازی او از مردم می‌شناسید». [30]

    امام صادق(علیه السلام) وی را فردی در نهایت زهد معرفی کرده که پوشاک او سخت و خشن و خوراکش نان جو است. [31] وی بر کارگزاران دولت خود سخت گیر، و با مردم بسیار بخشنده و با مستمندان، مهربان است. [32]

    5- نیمه شعبان در روایات

    روایات نقل شده از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله وسلّم) و امامان شیعه بر اهمیت شب‌زنده‌داری و عبادت در شب نیمه شعبان تأکید دارد؛ از جمله در روایتی آمده است: جبرئیل در شب نیمه شعبان پیامبر را از خواب بیدار کرد و ایشان را به برپایی نماز، قرائت قرآن، دعا و استغفار در این شب سفارش نمود. [33] در احادیثی از امام علی(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) نیز بر عبادت و انجام اعمال خاص شب نیمه شعبان تأکید شده است. [34]

    دستهای دیگر از روایات، حاکی از اهمیت نیمه شعبان به سبب تولد امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف)، آخرین حجت خدا بر مردم است. [35]

    6- وقایع نیمه شعبان

    ۱- بر اساس گزارشهای متعدد تاریخی و طبق دیدگاه مشهور شیعه پانزدهم شعبان سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ق روز تولد امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است. [36]

    ۲- درگذشت علی بن محمد سَمَری نایب خاص امام‏زمان و پایان غیبت صُغری (۳۲۹ق). [37]

    7- فضیلت نیمه شعبان

    روایات متعددی در اهمیت و فضیلت شب و روز نیمه شعبان وجود دارد. بخشی از فضیلتهای این شب در ذیل آمده است:

    -         گشایش درهاى خشنودى، بخشش، روزى و نیکى در شب نیمه شعبان؛ [38]

    -         تقسیم روزی و ثبت شدن زمان مرگ انسان؛ [39]

    -         بخشیدن همه انسانها غیر از مشرک، قمارباز، فرد قطع رحم کرده، شراب خوار و فردی که بر انجام گناه اصرار میورزد. [40]

    -         برترین شب‌ها پس از شب قدر:

    عن أبی یحیى، عن جعفر بن محمد الصادق علیه السلام قال: سئل الباقر علیه السلام عن فضل لیلة النصف من شعبان فقال: هی أفضل لیلة بعد لیلة القدر، فیها یمنح الله تعالى العباد فضله، ویغفر لهم بمنه، فاجتهدوا فی القربة إلى الله فیها فإنها لیلة آلى الله تعالى على نفسه أن لا یرد سائلا له فیها، ما لم یسأل معصیة، وإنها اللیلة التی جعلها الله لنا أهل البیت بإزاء ما جعل لیلة القدر لنبینا صلى الله علیه وآله فاجتهدوا فی الدعاء والثناء على الله تعالى عز وجل، فإنه من سبح الله تعالى فیها مائة مرة وحمده مائة مرة وکبره مائة مرة غفر الله تعالى له ما سلف من معاصیه، وقضى له حوائج الدنیا والآخرة ما التمسه منه، وما علم حاجته إلیه، وإن لم یلتمسه منه کرما منه تعالى وتفضلا على عباده.[41]

    ترجمه :

    امام باقر (علیه السلام) در پاسخ فرمودند: شب نیمه شعبان بافضیلت ترین شب پس از شب قدر است و خداوند در این شب بر بندگانش رحمت عطا میکند و به بزرگی خودش آنان را می آمرزد پس در این شب-نیمه شعبان- تلاش کنید در نزدیکی به خداوند همانا که خداوند در این شب برخودش مقرر کرده است که هیچ درخواست کننده ای را مادامی که معصیت طلب نکرده است ، رد نکند ، و این شب نیمه شعبان ، شبی است که خداوند برای ما اهل بیت (علیهم السلام) قرار داده است بإزاء شب قدر که برای انبیاء قرار داده است، پس در این شب تلاش کنید در دعا و ثناگویی خداوند و هرکس در این شب 100 بار سبحان الله ، 100 بار الحمدلله و 100 بار الله اکبر بگوید خداوند بزرگ معصیت های گذشته اورا می بخشد و برآورده میکند برای او نیازهای دنیا و آخرتش را هرآنچه که بخواهد ، و از روی کَرَم و تفضلش-خداوند- بر بندگان آن چیزهایی را که علم دارد بنده اش میخواهد ولی درخواست نکرده است نیز برآورده میکند .

    8- اعمال نیمه شعبان

    شب نیمه شعبان

    • غسل کردن که باعث تخفیف گناهان مى‌شود.
    • احیاء این شب به نماز، دعا و استغفار.
    • خواندن دعای کمیل.
    • زیارت امام حسین(علیه السلام) که باعث بخشش گناهان میشود. بر اساس برخی از روایات، روح ۱۲۴ هزار پیامبر ایشان را در این شب زیارت میکنند. در شرایطی که امکان زیارت نیست به مکان بلندی رفته و به سمت راست و چپ نگاه کند سپس سر را به سمت آسمان بلند نموده و امام حسین را با این کلمات زیارت کند:اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُاللّهِ وَ بَرَکاتُهُ.
    • خواندن دعای زیر که در حکم زیارت امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است:

    اَللّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنا (هذِهِ) وَ مَوْلُودِها وَ حُجَّتِکَ وَ مَوْعُودِهَا الَّتى قَرَنْتَ اِلى فَضْلِها فَضْلاً فَتَمَّتْ کَلِمَتُکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِکَ وَلا مُعَقِّبَ لاِیاتِکَ نُورُکَ الْمُتَاَلِّقُ وَ ضِیاَّؤُکَ الْمُشْرِقُ وَ الْعَلَمُ النُّورُ فى طَخْیاَّءِ الدَّیْجُورِ الْغائِبُ الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَ کَرُمَ مَحْتِدُهُ وَالْمَلاَّئِکَةُ شُهَّدُهُ وَاللّهُ ناصِرُهُ وَ مُؤَیِّدُهُ اِذا آنَ میعادُهُ وَالْمَلاَّئِکَةُ اَمْد ادُهُ سَیْفُ اللّهِ الَّذى لا یَنْبوُ وَ نُورُهُ الَّذى لا یَخْبوُ وَ ذوُالْحِلْمِ الَّذى لا یَصْبوُا مَدارُ الَّدهْرِ وَ نَوامیسُ الْعَصْرِ و َوُلاةُ الاْمْرِ وَالْمُنَزَّلُ عَلَیْهِمْ ما یَتَنَزَّلُ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ اَصْحابُ الْحَشْرِ وَالنَّشْرِ تَراجِمَةُ وَحْیِهِ وَ وُلاةُ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى خاتِمِهْم وَ قآئِمِهِمُ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوالِمِهِمْ اَللّهُمَّ وَ اَدْرِکَ بِنا اءَیّامَهُ وَظُهُورَهُ وَقِیامَهُ وَاجْعَلْنا مِنْ اَنْصارِهِ وَاقْرِنْ ثارَنا بِثارِهِ وَاکْتُبْنا فى اَعْوانِهِ وَ خُلَصاَّئِهِ وَ اَحْیِنا فى دَوْلَتِهِ ناعِمینَ وَ بِصُحْبَتِهِ غانِمینَ وَ بِحَقِّهِ قآئِمینَ وَ مِنَ السُّوَّءِ سالِمینَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَالْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَواتُهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَ الْمُرْسَلینَ وَ عَلى اَهْلِ بَیْتِهِ الصّادِقینَ وَ عِتْرَتِهَ النّاطِقینَ وَالْعَنْ جَمیعَ الظّالِمینَ واحْکُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ النّاطِقینَ وَالْعَنْ جَمیعَ الظّالِمینَ واحْکُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ.

    • صلوات هر روز که در وقت زوال به خواندن آن سفارش شده است.
    • خواندن دعای زیر که پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) در شب نیمه شعبان میخواندند:

    اَللّهُمَّ اقْسِمْ لَنا مِنْ خَشْیَتِکَ ما یَحُولُ بَیْنَنا وَ بَیْنَ مَعْصِیَتِکَ وَ مِنْ طاعَتِکَ ما تُبَلِّغُنا بِهِ رِضْوانَکَ وَ مِنَ الْیَقینِ ما یَهُونُ عَلَیْنا بِهِ مُصیباتُ الدُّنْیا اَللّهُمَّ اَمْتِعْنا بِاَسْماعِنا وَ اَبْصارِنا وَ قُوَّتِنا ما اَحْیَیْتَنا وَاجْعَلْهُ الْوارِثَ مِنّا وَاجْعَلْ ثارَنا عَلى مَنْ ظَلَمَنا وَانْصُرنا عَلى مَنْ عادانا وَلا تَجْعَلْ مُصیبَتَنا فى دینِنا وَلا تَجْعَلِ الدُّنْیا اَکْبَرَ هَمِّنا وَلا مَبْلَغَ عِلْمِنا وَلا تُسَلِّطْ عَلَیْنا مَنْ لا یَرْحَمُنا بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

    • ذکرهای "سُبْحانَ اللّهِ" ، "الْحَمْدُلِلّهِ" ، "اللّهُ اَکْبَرُ" وَ "لا اِلهَ اِلا اللّهُ" صد مرتبه گفته شود.
    • خواندن نماز جعفر طیار.
    • خواندن چهار رکعت نماز، در هر رکعت حمد و توحید صد مرتبه پس از نماز دعای زیر خوانده شود:

    اَللّهُمَّ اِنّى اِلَیْکَ فَقیرٌ وَمِنْ عَذاِبکَ خائِفٌ مُسْتَجیرٌ اَللّهُمَّ لا تُبَدِّلْ اِسْمى وَلا تُغَیِّرْ جِسْمى وَلاتَجْهَدْ بَلاَّئى وَلا تُشْمِتْ بى اَعْداَّئى اَعُوذُ بِعَفْوِکَ مِنْ عِق ابِکَ وَ اَعُوذُ بِرَحْمَتِکَ مِنْ عَذابِکَ وَ اَعُوذُ بِرِضاکَ مِنْ سَخَطِکَ وَ اَعُوذُبِکَ مِنْکَ جَلَّ ثَناَّؤُکَ اَنْتَ کَما اَثْنَیْتَ عَلى نَفْسِکَ وَ فَوْقَ ما یَقُولُ الْقآئِلُونَ.

    روز نیمه شعبان

    • زیارت امام زمان که در هر زمان و مکان نیز استحباب دارد.
    • دعا برای تعجیل امام زمان(علیه السلام).



    و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین



    [1] - محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی، ۱۳۹۳ش، ج۲، ص۲۸۳.

    [2] - همان.

    [3] - محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی، ۱۳۹۳ش، ج۲، ص۲۸۹-۲۹۱.

    [4] - محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی، ۱۳۹۳ش، ج۲، ص۲۹۷-۳۰۵.

    [5] - طبسی، تا ظهور، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۴۴.

    [6] - محمدی ری شهری، دانشنامه امام مهدی، ۱۳۹۳ش، ج۲، ص۳۱۱.

    [7] - امینی، الغدیر، ج۲، ص۵۱۱.

    [8] - خدامراد سلیمیان، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۳۷۱.

    [9] - صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ۱۳۹۵ق، ج۲، باب ۴۱، ح ۱.

    [10] - صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ۱۳۹۵ق، ج۲، باب ۴۲، ح ۲.

    [11] - خدامراد سلیمیان، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۱۹۱ و ۱۹۲.

    [12] - سید محمد صدر، پژوهشی در زندگی امام مهدی، ص۲۴۷.

    [13] - سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج۴، ص۱۶۵.

    [14] - صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، باب ۴۲، ح۱. طوسی، کتاب الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۲۳۸.

    [15] - مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان(ع)، ص۶۰۵. صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۷۵.

    [16] - مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان(ع)، ص۶۰۵.

    [17] - محلاتی، مأثر الکبراء فی تاریخ سامرا، ج۱، ص۳۱ به بعد. موسوعة العتبات ج۱۲، ص۸۰ به بعد.

    [18] - جعفریان، حیات فکری و سیاسی امام شیعه(ع)، ص۵۳۷-۵۳۸. مفید، الارشاد، ص۳۳۴. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۲، ص۹۴-۹۵. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۱۳۴. ابن طولون، الائمه الاثنی عشر، ص۱۱۳.

    [19] - سلیمیان، درسنامه مهدویت (۱)، ص۱۸۶. صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص۳۵۳.

    [20] - جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(ع)، ص۵۶۹. صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ص۴۷۳-۴۷۴.

    [21] - برای دیدن این روایات رجوع کنید به: سلیمیان، درسنامه مهدویت (۱)، ص۱۸۴.

    [22] - سلیمیان، درسنامه مهدویت (۱)، ص۱۸۴. صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ح۲، ص۵۶۷.

    [23] - صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۷۹، ح۱.

    [24] - سلیمیان، درسنامه مهدویت (۱)، ص۱۸۵.

    [25] - طوسی، کتاب الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۲۴۴، ح۲۱۱. صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، باب ۴۲، ح۵. همچنین رجوع کنید به: راوندی، الخرائج و الجرائح، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۷۵، ح۲.

    [26] - صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه: منصور پهلوان، ۱۴۰۵ ق٬ ج۱، باب ۲۵، صص ۵۳۴ و ۵۳۵، ح۱.

    [27] - شوشتری٬ احقاق الحق، ۱۳۷۷ق٬ ج‌۱۹، ص۶۵۴.

    [28] - مجلسی٬ بحارالانوار، ج‌۵۲، ص۲۸۷.

    [29] - صدوق،کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه: منصور پهلوان، ۱۴۰۵ ق٬ ج۲، باب۵۷، ص۵۶۰، ح \۱۷.

    [30] - کامل سلیمان، یوم الخلاص، ۱۹۹۱م٬ ص۵۲.

    [31] - مجلسی٬بحارالانوار، ج‌۴۱، ص۱۵۹، و ج‌۴۷، ص۵۵.

    [32] - معجم أحادیث امام مهدی، علیه‌السلام، مؤسسه معارف الاسلامی، ج۱، ص۲۴۲، ح ۱۵۲.

    [33] - مجلسی، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاءالتراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۳ق ج ۹۸، ص۴۱۳.

    [34] - سید بن طاووس، اقبال الأعمال، تحقیق:جواد قیومی اصفهانی، ص۵۴۰؛ مجلسی، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاءالتراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۳ق، ج۹۴، ص۸۴ و ۸۵.

    [35] - سید بن طاووس، علی بن موسی، اقبال الأعمال، تحقیق:جواد قیومی اصفهانی، ص۲۱۸ و ۲۱۹.

    [36] - کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۲۹، ح۵ و ص۵۱۴، ح۱. ابنبابویه، محمد بن علی، مترجم: محمد باقر کمرهای، کمالالدین و تمام النعمة، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۱۰۴؛

    [37] - طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ص۳۹۶، حدیث ۳۶۷.

    [38] - سید بن طاووس، اقبال الاعمال، تحقیق:جواد قیومی اصفهانی، ص۲۱۲؛ مجلسی، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاءالتراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۳ق، ج۹۸، ص۴۱۳.

    [39] - همان

    [40] - سید بن طاووس، اقبال الاعمال، تحقیق:جواد قیومی اصفهانی، ص۲۱۷-۲۱۶.

    [41] - سید بن طاووس ص۲۰۹؛ مجلسی، بحارالانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق، ج۹۴، ص۸۵.

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • پنجشنبه ۲۱ ارديبهشت ۹۶

    فضائل حضرت علی اکبر سلام الله علیه - روز جــوان

    خدا کند که جـوانان زِ حَـقّ جدا نشوند

    بِه صُحبـَتِ بَد و بَدخواه مُبتلا نشوند

    سَرِ عَقیـدهِ خود پاى فِشارَند چُو کوه

    بِسـانِ کاه زِ هَر باد جَابِـجا نشوند


    برگی از زندگانی ایشان و فضائل ایشان:

    1- معرفی

    حضرت علی اکبر علیه السلام در 11 شعبان سال 33 هجرى و یا طبق نقلی سال 35 و یا سال 41 هجری دیده به جهان گشود و در 10 محرم سال 61 هجری قمری در کربلای معلا در رکاب سیدالشهدا علیه السلام به شهادت رسیدند.

    طبری در تاریخ خود حضرت علی اکبر علیه السلام را اینگونه معرفی می‌کند:

    أول قتیل من بنی أبی طالب یومئذ علی الأکبر بن الحسین بن علی وأمه لیلى ابنة أبی مرة بن عروة بن مسعود الثقفی وذلک أنه أخذ یشد على الناس وهو یقول:

    أنا علی بن حسین بن علی 

    نحن ورب البیت أولى بالنبی 

    تالله لا یحکم فینا ابن الدعی

    اولین شهید در کربلا از نسل حضرت ابوطالب علیه السلام حضرت عل اکبر پدرش حضرت حسین بن علی علیه السلام و مادرش حضرت لیلی دختر ابی مره بن عروه بن مسعود ثقفی است وقتی به میدان رفت اینگونه رجز می‌خواند:

    من علی فرزند حسین بن علی هستم قسم به خدای کعبه که ما اولی هستیم به پیامبر صلی الله علیه وآله به خدا قسم که پسر زن بدکاره برما حکومت نمی‌خواهد کرد. [1]

    2- شبیه ترین افراد به پیامبر صلی الله علیه و آله

    یکی از فضائل و مناقب برجسته حضرت علی اکبر علیه السلام این است که سیدالشهداء مولا اباعبدالله الحسین علیه السلام ایشان را اینگونه معرفی می‌کند:

    علی اکبر شبیه‌ترین خَـلق به اول شخص عالم سیدالانبیاء و خیرالبشر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله است همین فضیلت، جایگاه رفیع و مقام حضرت علی اکبر را بر همگان روشن می‌سازد.

    -         ابوالفرج اصفهانی از بزرگان اهل سنت در کتاب مقاتل الطالبین این روایت را چنین نقل می‌کند:

    حدثنی أحمد بن سعید .... عن حماد بن سلمة عن سعید بن ثابت، قال: لما برز علی بن الحسین إلیهم، أرخى الحسین - صلوات الله علیه وسلامه - عینیه فبکى، ثم قال:

    اللهم کن أنت الشهید علیهم فبرز إلیهم غلام أشبه الخَـلق برسول الله صلى الله علیه وسلم، فجعل یشد علیهم ثم یرجع إلى أبیه و .... .

    هنگامى که على بن الحسین [علیه السلام] براى مبارزه با دشمنان رفت، چشمان امام حسین[ علیه السلام] پر از اشک و گریه شد و فرمود: بار خدایا تو بر این مردم شاهد باش، زیرا جوانى براى مبارزه با آنان رفت که شبیه ترین مردم به رسول تو [صلى الله علیه و آله] می‌باشد حضرت على اکبر[علیه السلام] بر آن گروه حمله می‌کرد و به طرف پدر بزرگوارش بر می‌گشت و....[2]

    ابو مخنف نیز عبارت دیگری را در این خصوص چنین نقل کرده است:

    وکان من اصبح الناس وجها واحسنهم خلقا فارخى عینیه بالدموع واطرق ثم قال: اللهم اشهدانه قد برز الیهم غلام اشبه الناس خلقا وخلقا ومنطقا برسولک، وکنا اذا اشتقنا إلى نبیک نظرنا الیه

    حضرت علی اکبر علیه السلام داراى زیباترین چهره، و نیکوترین سیرت بود، [هنگام به میدان رفتن آن حضرت] چشمان امام حسین [علیه السلام] پر از اشک شد، سپس فرمود: 

    خداوندا! گواه باش، جوانى به جنگ و مبارزه با آنان شتافته است که از نظر خلقت و کردار  و گفتار شبیه‌ترین افراد به رسولت [صلى الله علیه و آله] مى‏باشد. هر گاه به زیارت پیامبرت اشتیاق پیدا مى‏کردیم به علی اکبر نگاه می‌کردیم.[3]

    ·        شباهت به پیامبر گرامی اسلام از هر لحاظ چه مفهومی دارد؟

    از نظر سیمای ظاهری حضرت علی اکبر شبیه ترین فرد به پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله است درمورد سیمای زیبا و نورانی پیامبر صلی الله علیه وآله روایاتی ذکر شده است، و إبن کثیر در باب مقایسه زیبائی حضرت یوسف و زیبائی حضرت نبی مکرم صلی الله علیه و آله می‌نویسد:

    وذکر فی مقابلة حسن یوسف علیه السلام ما ذکر من جمال رسول الله ومهابته وحلاوته شکلا ونفعا وهدیا ودلا ویمنا کما تقدم فی شمائله من الأحادیث الدالة على ذلک کما قالت الربیع بنت مسعود لو رأیته لرأیت الشمس طالعة.

    در باب مقایسه با زیبائی حضرت یوسف علیه السلام ، روایاتی پیرامون جمال و زیبائی پیامبر صلی الله علیه وآله و هیبت و زیباروئی و نفع و هدایت و برکت حضرتش، ذکر شد همانگونه که در اوصاف ظاهری حضرت روایاتی که دلالت بر این زیبائی می‌کند، بیان شد مانند روایت ربیع دختر مسعود که در آن آمده است: کسی که پیامبر صلی الله علیه وآله را ببیند گویا خورشید درخشان را دیده است. [4]

    این قطره‌ای از زیبائی ظاهری پیامبر صلی الله علیه وآله بود و گفتیم که شبه‌ترین خلق به پیامبر از نظر ظاهری حضرت علی اکبر علیه السلام است از اینجا جمال و زیبائی وصف ناپذیر حضرت علی اکبر علیه السلام آشکار می‌شود.

    2- شباهت دوم

    حضرت علی اکبر علیه السلام به سیدالانبیاء صلی الله علیه وآله این است که حضرت علی اکبر علیه السلام شبیه‌ترین خَـلق به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از نظر اخلاق، رفتار و کردار است:

    خداوند متعال در قرآن کریم درمورد اخلاق پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می‌فرماید:

    وَإِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ (سوره القلم، 4)

    و راستى که تو را خویى والاست

    بهترین و بالاترین اخلاق در عالم وجود، اخلاق حضرت سیدالانبیاء صلی الله علیه وآله است:

    علمای اهل سنت در ذیل آیه فوق می‌نویسند:

    لأنه لا أحد احسن خلقا منه

    این توصیف به خاطر این است که هیچ کسی اخلاق و رفتارش بهتر از اخلاق پیامبر صلی الله علیه وآله نیست.[5]

    خداوند در آیه­ی دیگری می فرماید:

    «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ» (سوره الأنبیاء، 107)

    ما تو را مایه رحمت هر دو سرا قرار دادیم.

    از طرفی می دانیم اخلاق نیکو جنبه های متعددی دارد و فردی که برترین اخلاق را داراست به گونه ای که مایه رحمت و الگو برای جهانیان واقع می شود، در تمام صفات اخلاقی در بالاترین درجه قرار دارد؛ حال شبه‌ترین مخلوق خدا به پیامبر صلی الله علیه وآله حضرت علی اکبر علیه السلام است و این بدین معناست که: آن حضرت نیز همانند جد بزرگوارشان در رفیع ترین جایگاه فضیلت قرار دارند و مایه رحمت و الگو برای جهانیان هستند.

    3- شباهت سوم

    از نظر نـُطق و سُخَن شبیه‌ترین خلق به پیامبر صلی الله علیه وآله حضرت علی اکبر علیه السلام است. مهمترین ویژگی رسول اکرم  صلی الله علیه وآله در سخن گفتن این است که: آن حضرت هیچ گاه از روی هوا و هوس سخن نمی­گفتند، چنانچه خداوند متعال در قرآن پیامبرش را اینگونه می­ستاید:

    «وما یَنطـِق عن الهوی» (سوره النجم، 3)

    ازروی هوا و هوس سخن نمی­گوید.

    با این وصف، حضرت علی اکبر علیه السلام در سخن و شیوه گفتار شبه‌ترین خلق به اشرف مخلوقات پیامبر رحمت صلی الله علیه وآله می باشد.

    این فرمایش سیدالشهدا اباعبدالله الحسین علیه السلام عظمت و مقام حضرت علی اکبر علیه السلام را آشکار می‌کند و حضرت سیدالشهدا در ادامه می‌فرماید : هرگاه مشتاق دیدن پیامبر صلی الله علیه وآله می‌شدیم به فرزندم علی اکبر نگاه می‌کردیم چون شبه‌ترین فرد به پیامبر صلی الله علیه وآله بودند.

    مقام و منزلت حضرت علی اکبر علیه السلام اینقدر والا بود که دشمنان اهل بیت علیهم السلام نیز به آن اعتراف کردند.

    ·        معاویه و اعتراف بر شایستگی حضرت علی اکبر(ع) برای خلافت

    معاویه که از دشمنان سرسخت اهل بیت علیهم السلام می‌باشد، در خصوص لیاقت و شایستگی حضرت علی اکبر علیه السلام برای خلافت و حکومت چنین اعتراف می‌کند:

    وإیاه عنی معاویة فی الخبر الذی حدثنی به محمد بن محمد بن سلیمان، قال: حدثنا یوسف بن موسى القطان، قال: حدثنا جریر، عن مغیرة، قال: قال معاویة: من أحق الناس بهذا الأمر؟ قالوا: أنت، قال: لا، أولى الناس بهذا الأمر علی بن الحسین بن علی، جده رسول الله صلى الله علیه وسلم، وفیه شجاعة بنی هاشم، وسخاء بنی أمیة، وزهو ثقیف

    ابوالفرج اصفهانی با سند معتبر از مغیره نقل می­کند:

    روزی معاویه بن ابی سفیان به اطرافیان خود گفت: به نظر شما سزاوارترین و شایسته ترین فرد امت به امر خلافت کیست؟ اطرافیان گفتند: جز تو کسی را سزاوارتر به امر خلافت نمی شناسیم!

    معاویه گفت: این چنین نیست. شایسته ترین فرد برای امر حکومت علی اکبر فرزند حسین بن علی [علیهم‏السلام]  است که جدش رسول خدا صلی الله علیه [وآله] وسلم است و شجاعت بنی هاشم سخاوت بنی امیه و زیبایی قبیله ثقیف را در خود جمع کرده است.[6]

    ·        علت فخر معاویه و انتساب حضرت علی اکبر علیه السلام به طایفه بنی امیه

    علت اینکه معاویه، حضرت علی اکبر علیه السلام را به بنی امیه و طایفه ثقیف منتسب می‌کرد و به وجود حضرت افتخار می‌کرد، چیست؟

    در پاسخ باید بگوییم از آنجا که: مادر حضرت علی علیه السلام، حضرت لیلا از طایفه بنی ثقیف و مادر خود لیلا نیز دختر میمونه دختر ابوسفیان بود، لذا معاویه حضرت را  به قبیله خود و طایفه ثقیف منتسب کرد و به وجود حضرت علی اکبر علیه السلام که دارای شخصیت منحصر به فرد و والایی بودند، فخر می‌کرد.

    ابوالفرج اصفهانی درباره نسب مادری حضرت می‌نویسد:

    وأمه لیلى بنت أبی مرة بن عروة بن مسعود الثقفی، وأمها میمونة بنت أبی سفیان بن حرب بن أمیة وتکنى أم شیبة

    مادر علی اکبر، لیلا دختر ابی مره بن عروه بن مسعود ثقفی است و مادر لیلا نیز میمونه دختر ابوسفیان، کنیه­اش ام شیبه بود.[7]

    4- شجاعت حضرت علی اکبر علیه السلام

    الف) اعتراف معاویه به شجاعت حضرت

    همچنانکه در روایت ابوالفرج اصفهانی نقل شده بعد از اینکه معاویه به شایستگی حضرت علی اکبر علیه السلام برای خلافت اقرار می‌کند در ادامه به شجاعت حضرت نیز چنین اشاره می‌کند:

    وفیه شجاعة بنی هاشم

    در علی اکبر شجاعت بنی هاشم می‌باشد[8]

    ب) ضجه‌ و ناله شامیان از دلاوری حضرت علی اکبر علیه السلام

    در شجاعت حضرت علی اکبر علیه السلام همین بس که در میدان جنگ: یزیدیان از شجاعت، دلاوری و از کشتار کم نظیر حضرت، به ستوه آمده و ضجه می‌زدند.

    ابن اعثم تاریخ نگار معروف در این خصوص می‌نویسد:

    ثم حمل رضی الله عنه ، فلم یزل یقاتل حتى ضج أهل الشام من یده ومن کثرة من قتل منهم

    سپس حضرت بر آنها حمله کرد همچنان کارزار می‌کرد تا اینکه اهل شام از دست او و از کثرت کشته‌های توسط حضرت علی اکبر [علیه السلام] ضجه می‌زدند.[9]

    5- امام حسین(علیه السلام) و پاسخ به خواسته‌های حضرت با معجزه

    طبری نقل می‌کند که حضرت علی اکبر علیه السلام، زمانی که: فصل انگور نبود، از پدر بزرگوارش درخواست انگور کرد، امام حسین علیه السلام نیز با معجزه از دیوار انگور بیرون آوردند:

    شهدت الحسین بن علی (علیهما السلام) و قد اشتهى علیه ابنه علی الأکبر عنباً فی غیر أوانه، فضرب یده إلى ساریة المسجد فأخرج‏ له‏ عنبا و موزا فأطعمه، و قال: ما عند الله لأولیائه أکثر

    علی اکبر علیه السلام از پدر بزرگوارش انگور طلب کرد، ناگاه امام حسین علیه السلام با دست به کناره دیوار مسجد زد که انگور و موز از آن خارج شد. پس فرزند خود را از آن خورانیده و فرمودند: اولیای الهی سهم­شان بیش از این است.[10]

    نتیجه

    فضائل حضرت علی اکبر علیه السلام بی‌شمار است که قطعا در این مختصر نمی گنجد باشد؛ ما در این نوشتار بخشی از مقامات حضرت را بیان کردیم تا برای همگان ثابت شود که در میان تمام مسلمانان حضرت علی اکبر چه جایگاه و منزلتی عظیم دارند.

     



     و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین




    [1] - الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب (متوفاى310)، تاریخ الطبری، ج3 ، ص330، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت.

    [2] - الاصفهانی، أبو الفرج علی بن الحسین (متوفاى356هـ)، مقاتل الطالبیین، ج 1 ،ص 33 ، بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر.

    [3] - أبو مخنف الأزدی، ( متوفای  157)  مقتل الحسین، 164 تحقیق : تعلیق : حسین الغفاری، چاپخانه : مطبعة العلمیة قم.

    [4] - ابن کثیر الدمشقی،  ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفاى774هـ)، البدایة والنهایة ج6 ،ص273، ناشر: مکتبة المعارف بیروت.

    [5] - أبو بکر محمد بن أبی إسحاق إبراهیم بن یعقوب الکلاباذی البخاری الوفاة: 384 هـ ، بحر الفوائد المشهور بمعانی الأخبار  ج1 ،ص341 ،دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان - 1420هـ - 1999م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : محمد حسن محمد حسن إسماعیل - أحمد فرید المزیدی.

    [6] - الاصفهانی، أبو الفرج علی بن الحسین (متوفاى356هـ) ، مقاتل الطالبیین ، ج 1 ص 22 طبق برنامه الجامع الکبیر.

    [7] - الاصفهانی، أبو الفرج علی بن الحسین (متوفاى356هـ) ، مقاتل الطالبیین ، ج 1 ص 21 طبق برنامه الجامع الکبیر.

    [8] - الاصفهانی، أبو الفرج علی بن الحسین (متوفاى356هـ)، مقاتل الطالبیین،  ج 1   ص 22 ، طبق برنامه الجامع الکبیر.

    [9] - ابن اعثم، أحمد بن أعثم الکوفی (وفات : 314 )، الفتوح ج 5 ص115، تحقیق : علی شیری ( ماجستر فی التاریخ الإسلامی )، چاپ : الأولى، سال چاپ: 1411 : دار الأضواء، ناشر : دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزیع.

    [10] - طبرى آملى صغیر، محمد بن جریر بن رستم، دلائل الإمامة (ط - الحدیثة)، ص183، بعثت، ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1413ق..

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • يكشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۶

    امام سجاد علیه السلام از نگاه علمای اهل سنت

    امام سجاد علیه السلام از نگاه علمای اهل سنت

    * شمس‌الدین ذهبی:

    1- کان له جلالة عجیبة، و حق له واللّه ذلک، فقد کان اهلاً للامامة العظمی، لشرفه، و سؤدده، و علمه، و تألُّهه، و کمال عقله

    علی بن الحسین علیه السلام به خاطر شرافت، سیادت، علم، خداترسی، خداشناسی و کمال عقل برای امامت عظمای امت اسلامی اهلیت داشت.

    سیر اعلام النبلاء، ج 4، ص 398

    دریافت تصویــر (1) : کلیک کنید


    * ابو نعیم اصفهانی چنین می نویسد:

    2- علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب رضی الله تعالى عنهم زین العابدین ومنار القانتین کان عابدا وفیا وجوادا حفیا.

    علی بن الحسین [امام سجاد علیه السلام] زینت عبادت کنندگان و نماد عابدین بود. او فردی عابد و اهل وفا و بخشنده ای با سخاوت بود.

    حلیة الأولیاء، ج 3 ص 133


    دریافت تصویــر (2) : کلیک کنید

     


    و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین

     

     

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • سه شنبه ۱۲ ارديبهشت ۹۶

    مناقب حضرت أبالفضل العبـّاس سلام الله علیه

    مناقب حضرت أبالفضل العبـّاس سلام الله علیه

    1- نسب، تولد، کنیه‌ و القاب

    پدرشان: امام علی (علیه السلام) و مادرشان: فاطمه بنت حزام معروف به ام البنین است.

    حضرت در ۴ شعبان سال ۲۶ق در مدینه به دنیا آمد[1] در دوران کودکی از پدرش تحصیل علم کرد و امام علی (علیه السلام) فرمود: اِنَّ وَلَدِی العَبّاسَ زُقَّ العِلمَ زَقّاً ؛ همانا فرزندم عباس در کودکی علم آموخت و به سان نوزاد کبوتر، که از مادرش آب و غذا می‌گیرد، از من معارف فرا گرفت.[2] در مدت ۱۴ سال که با پدر زیست، همیشه و در همه حال در کنار پدر حضور داشت[3] وی در سال۳۷ ق در جنگ صفین حضور داشت[4] و سخنانی در توصیف شجاعت وی نقل شده است.

    کنیه‌

    -         «ابوالفضل» مشهورترین کنیه عباس است. [5]

    -         «ابوالقاسم» کنیه‌ دیگر او است که از زیارت اربعین بر گرفته شده. [6]

    القاب


       1-  قمر بنی‌هاشم [7]

       2- باب الحوائج [8]

       3- طَیّار [9]

       4- سقّا [10]

       5- پرچمدار و علمدار [11]


     2- همسر و فرزندان

    حضرت عباس (علیه السلام) با «لبابه، دختر عبیدالله بن عباس بن عبدالمطلب» ازدواج کرد[12] که حاصل این ازدواج دو پسر به نام‌های «فضل و عبیدالله» بود. [13] برخی فرزندان دیگری برای حضرت عباس (علیه السلام) به نام‌های حسن، قاسم، محمد و یک دختر عنوان کرده‌اند و گفته‌اند قاسم و محمد در روز عاشورا پس از پدرشان به شهادت رسیدند. [14] نسل حضرت عباس (علیه السلام) از طریق عبیدالله ادامه یافت. [15]

    2- در کلام ائمه(علیهم السلام)

    ·         امام سجاد (علیه السلام) :

    قال: قال علی بن - الحسین علیهما السلام: رحم الله العباس یعنی ابن علی فلقد آثر وأبلى وفدى أخاه بنفسه حتى قطعت یداه فأبدله الله بهما جناحین یطیر بهما مع الملائکة فی الجنة کما جعل لجعفر بن أبی طالب، وإن للعباس عند الله تبارک وتعالى لمنزلة یغبطه بها جمیع الشهداء یوم القیامة. والحدیث طویل أخذنا منه موضع الحاجة، وقد أخرجته بتمامه مع ما رویته فی فضائل العباس بن علی علیهما السلام فی کتاب مقتل الحسین بن علی علیهما السلام.

    ترجمه

    «خدا عمویم عباس را رحمت کند، به راستی ایثار و جانبازی نمود، جنگ نمایانی کرد تا دستانش قطع شد و خود را فدای برادرش نمود. خداوند در برابر این فدارکاری - همانند عمویش جعفر طیار- دو بال به اوعنایت کرد تا به یاری آنها، همراه فرشتگان در بهشت پرواز کند. همانا عباس نزد خداوند تبارک و تعالی مقامی دارد که تمامی شهیدان، در روز قیامت، بر او غبطه می‌خورند و رسیدن به آن مقام را آرزو می‌کنند.» [16]

    ·        امام صادق (علیه السلام)  در توصیف عباس  (سلام الله علیه) :

    روی عن أبی عبد الله الصادق ع انه قال: کان عمِّنا العباس بن علی نافذُ البصیرة صلبُ الایمان جاهد مع أبی عبد الله علیه السلام وأبلى بلاء حسنا.

    «بصیرت نافذ، بینش عظیم، ایمان بسیار، جهاد در محضر امام حسین  (علیه السلام) ، جانبازی و ایثار، شهادت در راه امام خود، تسلیم در برابر جانشین رسول خدا  (صلّی الله علیه و آله وسلّم) ، تصدیق امام زمانش، وفاداری، تلاش تا آخرین حد و....» [17]

    همچنین در آغاز زیارتنامه ایشان می‌فرماید:

                سَلَامُ اللَّهِ وَ سَلَامُ مَلَائِکَتِهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَنْبِیَائِهِ الْمُرْسَلِینَ وَ عِبَادِهِ الصَّالِحِینَ وَ جَمِیعِ الشُّهَدَاءِ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الزَّاکِیَاتِ الطَّیِّبَاتِ فِیمَا تَغْتَدِی وَ تَرُوحُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ أَشْهَدُ لَکَ بِالتَّسْلِیمِ وَ التَّصْدِیقِ وَ الْوَفَاءِ وَ النَّصِیحَةِ لِخَلَفِ النَّبِیِّ الْمُرْسَلِ وَ السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ وَ الدَّلِیلِ الْعَالِمِ وَ الْوَصِیِّ الْمُبَلِّغِ وَ الْمَظْلُومِ الْمُهْتَضَمِ فَجَزَاکَ اللَّهُ عَنْ رَسُولِهِ وَ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ عَنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ (صلّی الله علیه و آله وسلّم) أَفْضَلَ الْجَزَاءِ بِمَا صَبَرْتَ وَ احْتَسَبْتَ .... .

    «سلام بر تو ای بنده نیکوکار و فرمانبرِ خدا و پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله وسلّم) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) و حسن (علیه السلام)  و حسین (علیه السلام)  ... » [18]

     

     

    ·        امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) :

                «سلام بر ابوالفضل العباس، پسر امیرمؤمنان (علیه السلام) ، آن که جان خود را نثار برادرش کرد، دنیا را وسیله آخرت خود قرار داد و فدای برادرش شد. او که نگهبان بود و بسیار کوشید تا آب را به لب تشنگان حرم برساند و دو دستش در جهاد فی سبیل الله قطع شد. خداوند قاتلان او یزید بن رقاد و حکیم بن طفیل طائی را از رحمت خود دور سازد.» [19]

     

     و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین



    [1] -  امین، اعیان الشیعه، ج۷، ص۴۲۹؛ قمی، نفس المهموم، ۱۳۷۶ش، ص۲۸۵

    [2] - ابن نما حلی، مثیر الاحزان، ۱۳۸۰ش، ص۲۵۴؛ امین، اعیان الشیعه، ج۷، ص۴۲۹

    [3] - الناصری، مولد العباس بن علی، ص۶۳

    [4] - الناصری، مولد العباس بن علی، ص۶۴

    [5] - ابن نما حلی، مثیر الاحزان، ۱۳۸۰ش، ص۲۵۴؛ اصفهانی، مقاتل الطالبین، ۱۴۰۸ق، ص۸۹

    [6] -  «السلام علیک یا اباالقاسم، السلام علیک یا عباس بن علی» (مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۱، ص۳۳۰)

    [7] - اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق، ص۹۰؛ ابن نما حلی، مثیر الاحزان، ۱۳۸۰ش، ص۲۵۴

    [8] - الناصری، مولد العباس بن علی(ع)، ص۳۰

    [9] - المظفر، بطل العلقمی، ج۲، ص۱۰۸-۱۰۹

    [10] - امین،اعیان الشیعه، ج۷،ص۴۲۹؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵،ص۴۱۲-۴۱۳؛اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق، ص۱۱۷-118

    [11] - ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، قم، ج۴، ص۱۰۸؛ علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۴۵، ص۴۰

    [12] - الزبیری، نسب قریش، ج۱، ص۷۹؛البغدادی، المحبّر، ج۱، ص۴۴.

    [13] - الحائری، ذخیرة الدارین،۱۳۴۵ق، ج۱، ص۱۴۵

    [14] - ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ج۲، ص۱۲۳

    [15] - هادی‌منش، «فرزندان و نوادگان حضرت عباس»

    [16] - شیخ صدوق، خصال، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۶۸.

    [17] - امین، اعیان الشیعه، ج۷، ص۴۳۰.

    [18] - ابن قولویه قمی، کامل الزیارات، ص256

    [19] - المظفر، بطل العلقمی، ج۲، ص۳۱۱

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • يكشنبه ۱۰ ارديبهشت ۹۶

    فضائـل امام حسـین علیـــه السلام

    3 روایت شگرف:

    1- نجات فطرس (فرشتة حامِل عَرش)

    روایت:

    روی أنه لما ولد الحسین (علیه السلام) أمر الله تعالى جبرئیل أن یهبط فی ملاء من الملائکة فیهنئ محمدا ، فهبط فمر بجزیرة فیها ملک یقال له فطرس ، بعثه الله فی شئ فأبطأ فکسر جناحه فألقاه فی تلک الجزیرة ، فعبد الله سبعمائة عام ، فقال فطرس لجبرئیل : إلى أین؟ فقال : إلى محمد ، قال : احملنی معک لعله یدعو لی.

    فلما دخل جبرئیل وأخبر محمدا بحال فطرس ، قال له النبی : قل یتمسح بهذا المولود ، فتمسح فطرس بمهد الحسین (علیه السلام) ، فأعاد الله علیه فی الحال جناحه ثم ارتفع مع جبرئیل إلى السماء.

    ترجمه:

    هنگامی که امام حسین (علیه السلام) متولد شد ، خداوند به جبرئیل فرمانداد با گروه بسیار از فرشتگان به حضور پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) آیند و تبریک بگویند ، جبرئیل در حین فرود از آسمان به زمین فرشته ای به نام «فطرس» را دید در جزیره ای افتاده ، علتش این بوده که خداوند او را مأمور کاری ساخته و او در آن کار ، کندی کرده و در نتیجه به کیفر این تاخیر بالهایش شکسته شدند و گرفتار شده بود ، فطرس به جبرئیل عرض کرد به کجا می روید ؟ جبرئیل گفت : به سوی محمد (صلّی الله علیه و آله وسلّم) فطرس عرض کرد : مرا نیز با خود حمل کن و نزد آن حضرت ببر شاید برایم دعا کند. جبرئیل خواسته او را پذیرفت و با هم همراه فرشتگان دیگر به حضور پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) رسیدند و تبریک گفتند ، جبرئیل ماجرای فطرس را به عرض رساند ، پیامبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) فرمود: «به او بگو پیکرش را به این نوزاد حسین(علیه السلام)بمالد» فطرس همین کار را کرد و همان دَم ، خداوند فطرس را تندرست کرده به حال اول برگرداند ، سپس فطرس همراه جبرئیل به سوی آسمان پر گشود .[1]

    2- کشتی حضرت نوح(علیه السلام)در کربلا

    روایت

    وروی أن نوحا لما رکب فی السفینة طافت به جمیع الدنیا فلما مرت بکربلا أخذته الارض ، وخاف نوح الغرق فدعا ربه وقال : إلهی طفت جمیع الدنیا وما أصابنی فزع مثل ما أصابنی فی هذه الارض فنزل جبرئیل وقال : یا نوح فی هذا الموضع یقتل الحسین سبط محمد خاتم الانبیاء ، وإبن خاتم الاوصیاء فقال : ومن القاتل له یا جبرئیل؟ قال: قاتله لعین أهل سبع سماوات وسبع أرضین ، فلعنه نوح أربع مرات فسارت السفینة حتى بلغت الجودی واستقرت علیه.

    ترجمه

    در طوفان جهانی حضرت نوح(علیه السلام)کشتی نوح در همه زمین ( که به صورت دریا درآمده بود ) گشت تا رسید به سرزمین کربلا ، نوح احساس کرد کشتی در مانده و زمین آن را می کشد و به گمان غرق کشتی ترسید ، جریان را به خدا عرض کرد ، جبرئیل بر او نازل شد و گفت : در این سرزمین حسین(علیه السلام)سبط محمد خاتم پیامبران (صلّی الله علیه و آله وسلّم) و فرزند علی خاتم اوصیاء(علیه السلام)را می کشند . نوح عرض کرد : قاتل او کیست ؟ جبرئیل گفت : قاتل او کسی است که اهل هفت آسمان و زمین او را لعنت می کنند ، حضرت نوح(علیه السلام) چهار بار ، قاتل امام حسین (علیه السلام) را لعنت کرد ، آنگاه کشتی به حرکت در آمد ، سر انجام در کوه جُودی ( در ناحیه شام ) مستقر شد .[2]

    3- نورانیت چهره امام حسین (علیه السلام)

    روایت:

    روی فی بعض الکتب المعتبرة عن الطبری : عن طاووس الیمانی أن الحسین بن علی (علیه السلام) کان إذا جلس فی المکان المظلم یهتدی إلیه الناس ببیاض جبینه ونحره ، فان رسول الله (صلّی الله علیه و آله وسلّم) کان کثیرا ما یقبل جبینه ونحره ، وإن جبرئیل (علیه السلام) نزل یوما فوجد الزهراء نائمة ، والحسین فی مهده یبکی ، فجعل یناغیه ویسلیه حتى استیقظت ، فسمعت صوت من یناغیه فالتفتت فلم تر أحدا فأخبرها النبی (صلّی الله علیه و آله وسلّم) أنه کان جبرئیل (علیه السلام).

    ترجمه:

    طاووس یمانی نقل می کند : وقتی که امام حسین (ع) در مکان تاریکی می نشست ، مردم به وسیله شعاع پیشانی و گلویش ، او را می دیدند چرا که رسول خدا (ص) بسیاری از اوقات پیشانی و گلوی او را می بوسید .[3]

     

     و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین



    [1] - نام کتاب : بحارالأنوار - ط دارالاحیاء التراث نویسنده : العلامة المجلسی    جلد : 44  صفحه : 182

    [2] - نام کتاب : بحارالأنوار - ط دارالاحیاء التراث نویسنده : العلامة المجلسی    جلد : 44  صفحه : 243

    [3] - نام کتاب : بحارالأنوار - ط دارالاحیاء التراث نویسنده : العلامة المجلسی    جلد : 44  صفحه : 187

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • شنبه ۹ ارديبهشت ۹۶

    افسانه : « خـانَ الـأمـــین» !!

    فرضیه بی پایه و اساس :

    افسانه خان الأمین

     

    سؤال : آیا شیعیان پس از نماز سه بار می گویند : «خان الأمین» ؟

    پاسخ : آنچه در سؤال آمده است ، حاکی از یک نوع افترا و دروغ بر پیروان اهل بیت (علیهم السلام) است . فردی که این نسبت را به شیعه داده است ـ و ذهن پرسشگر را آلوده ساخته است ـ از ریشه آن آگاه نیست ، توضیح این که:

    یهود معتقد بودند که رشته نبوت باید در خاندان یعقوب پیوسته بماند و از این خاندان بیرون نرود ، ولی آنگاه که پیامبر گرامی (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) با دلایل قطعی ظاهر گشت ، به این فکر افتادند که جبرئیل را به خیانت متهم کنند و این شعار را سر دادند : « خان الأمین ! خان الأمین ! خان الأمین ! » یعنی او در وحی الهی خیانت ورزید و به جای آن که نبوت را در فرزندان اسحاق ابقا کند ، به فرزندان اسماعیل منتقل کرده و از همین جهت ، یهود از دشمنان سر سخت جبرئیل امین هست .

    فخر رازی در تفسیر خود می نویسد : جامعه یهود ، جبرئیل را فرشته عذاب می نامند ، و درباره او می گفتند : خدا به او دستور داده بود که نبوت را در سلسله فرزندان اسرائیل قرار دهد ولی آن را به فرزندان اسماعیل داد . اتهام جبرئیل به خیانت مربوط به این گروه است که او را به خیانت در عوض کردن محل نبوت متهم کرده و به عللی او را دشمن می داشتند [1] و به دوستی میکائیل تظاهر می کردند .

    قرآن در مقام انتقاد از عقیده آنان چنین می فرماید :

    « قُلْ مَنْ کانَ عَدُوّاً لِجِبْریل فانّهُ نَزّلَهُ عَلی قَلْبِکَ بإذْنِ اللّهِ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَهُدیً وَبُشْری لِلْمُؤْمِنین » [2]

    « بگو هر کس با جبرئیل دشمن باشد [ دشمن خداست ] ، و او مأموری بیش نیست که به اذن خدا قرآن را بر قلب تو نازل کرده ، کتاب های پیشین را تصدیق می کند ، و مؤمنان را هدایت نموده و مایه بشارت است » .

    -         اکنون ببینید مطلبی را که یهود با آن بر ضدّ مسلمانان شعار می دادند ، چگونه برخی از افراد بی تقوا و دشمنان وحدت اسلامی ، آن را به شیعه نسبت می دهند و می گویند :

    شیعه معتقد است که جبرئیل خیانت کرده و به جای این که علی را به مقام نبوت منصوب کند ، آن را به پیامبر اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) عطا کرده است !

    میلیون ها نفر از شیعیان در جهان نماز می گزارند ، و حتی یک نفر از آنان چنین عبارتی را بر زبان نمی آورند ، بلکه همه آنها با بلند کردن دست ها ، سه بار « اللّه اکبر » می گویند و بسیاری از آنان ، حتی از این که چنین اتهامی بر آنان وارد می شود ، بی خبرند .

     

     

     و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین

     

    دریافت فایل PDF



    [1] - تفسیر کبیر فخر رازی، ج 3، ص 195

    [ زعمت الیهود أن جبریل علیه السلام عدونا، أمر أن یجعل النبوة فینا فجعلها فی غیرنا فأنزل الله هذه الآیات.]

    [2] - بقره/97.

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • يكشنبه ۳ ارديبهشت ۹۶

    مقصود از اهل بیت در آیه تطهیر چه کسانی هستند ؟

    فرضیه بی پایه و اساس :

    مقصود از اهل بیت در آیه تطهیر چه کسانی هستند ؟

    سؤال : قرآن از تعلق اراده خدا بر تطهیر اهل بیت از رذائل و پلیدی ها سخن می گوید ، در این جا این سؤال مطرح می شود که مصادیق اهل بیت (علیهم السلام) از نظر شیعه چه کسانی هستند ؟

    پاسخ : نظر سائل به آیه مبارکه است که می فرماید :

    « إِنّما یُریدُ اللّه لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَیْتِ وَیُطهّرکُمْ تَطْهیراً » [1]

    « خداوند می خواهد پلیدی ها را تنها از شما خانواده دور کند و شما را کاملاً پاک گرداند » .

    برای بررسی آیه «تطهیر» لازم است دو مطلب مورد بحث قرار گیرد :

    1 . مفهوم « اهل بیت » چیست و عرب این واژه را در چه موردی به کار می برد ؟

    2 . این آیه در مورد چه کسانی نازل شده است ؟

    تبیین مفهوم « اهل بیت »

    واژه «اهل بیت» مرکب از دو کلمه است :

     اهل     +        بیت

    مفهوم هر دو کلمه واضح و آشکار است و برای تشریح آن ، به نقل سخنان فرهنگ نویسان عرب نیازی نیست ، زیرا واژه «أهل» هر چند عربی است ، ولی به خاطر ورود آن به زبان پارسی و اُنس ما با این لفظ در طول چند قرن ، آن را در ردیف کلمات فارسی درآورده است ، و از مجموع استعمالات آن به صورت مضاف می توان مفهوم آن را چنین توضیح داد :

    اهل امر : زمامداران .

    اهل انجیل : پیروان انجیل .

    اهل کتاب : پیروان کتاب های آسمانی .

    اهل اسلام : پیروان اسلام .

    اهل الرجل : کسانی که با مردی پیوند خویشاوندی دارند .

    اهل بیت : کسانی که در سایه پیوند خویشاوندی در خانه ای به صورت مشترک زندگی می کنند .

    اهل الماء : موجوداتی که در آب دریا یا کنار آن زندگی می کنند .

    ·        با توجه به موارد استعمال این کلمه می توان مفهوم این لفظ را به شرح زیر تحدید کرد : هر انسانی که نسبت به موضوعی ( مضاف الیه ) یک نوع انتساب یا اختصاص ، و الفت و انسی دارد ، به آن «أهل آن شیء» می گویند ، از این رو « ابن منظور » در « لسان العرب » می گوید : « اهلُ الرجل أخصّ الناس به : وخِصّیصان هر مردی ، اهل اوست » .

    به دیگر سخن ، هرگاه گفته شود « اهل الرجل » مقصود کسانی است که به او وابسته بوده ، و از اتباع و متعلقان او به شمار می روند و بر اساس این بیان ، باید گفت : اهل بیت مفهوم وسیعی دارد که فرزندان و همسران انسان را نیز دربرمی گیرد، لذا قرآن به روشنی آن را در مورد همسر ابراهیم به کار برده و آورده است که فرشتگان خطاب به او گفتند :

    « رَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ البَیْت » [2]

    « رحمت و برکات الهی بر شما خاندان باد » .

    مقصود از « اهل بیت » چه کسانی است ؟

    اکنون وقت آن رسیده است که مقصود از اهل بیت در آیه تطهیر روشن شود ؛ هرگاه دلیلی بر انحصار این مفهوم بر همسر و همسران یا خصوص فرزندان اقامه نشود ، باید آن را بر همان معنی وسیع حمل کرد ، ولی قرائن قاطع نشان می دهد که مقصود ، پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) و علی ، فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) است و دیگر افراد را شامل نیست .

    شواهد و قرائن این گفته عبارتند از :

    1 . « البیت » به بیت معینی اشاره دارد .

    « ال » در واژه « البیت » ، ال جنس یا استغراق نیست ، بلکه اشاره به یک بیت معهود که مورد عنایت آیه است، زیرا اگر مقصود آیه خانه های همسران پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) بود ، لازم بود بگوید « أهل البیوت » ، و لذا آنجا که درباره آنان سخن می گوید ، صیغه جمع به کار می برد ، نه صیغه مفرد و می فرماید :

    « وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلا تَبَرُّجنَ تَبَرُّجَ الجاهِلیّةِ الأُولی » [3]

    «در خانه های خود قرار گیرید و مانند دوران جاهلیت نخست ، زیبایی های خود را آشکار نکنید» .

    در این آیه هر اتاقی از اتاق های زنان رسول خدا بیتی محسوب شده که متعلق به یکی از همسران او بود ، در حالی که در آیه ، یک بیت مشخص مطرح است و طبعاً باید این یک بیت را معین کنیم ، نمی توان گفت این « بیت » یکی از بیت های متعلق به همسران رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) است ، زیرا در این صورت مفهوم آیه کاملاً در ابهام فرو رفته و مجمل خواهد بود ، گذشته از این دلیلی ندارد که یکی از بیت ها را بر هشت بیت دیگر ترجیح دهیم .

    از این جهت باید این بیت ، جدا از بیوت ازواج رسول خدا باشد و آن بیت چیزی جز بیت فاطمه (علیها السلام) نیست که در عین تعلق به وی ، به پیامبر نیز تعلق داشت و در آن چهار نفر مشترکاً زندگی می کردند .

    مؤید این مطلب حدیثی است که سیوطی در تفسیر آیه « فی بُیُوت أَذِنَ اللّه أَنْ تُرفَعَ » [4] آورده است .

    او می نویسد : وقتی این آیه نازل شد و پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) آن را در مسجد تلاوت کرد ، فردی برخاست و از رسول خدا پرسید : این بیوت با عظمت از آن کیست ؟ پیامبر فرمود : «بیوت انبیا و پیامبران است». در این هنگام ابوبکر برخاست و در حالی که به خانه فاطمه و علی (علیهما السلام) اشاره کرد ، گفت : آیا این خانه نیز از آن خانه هاست ؟ پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) فرمود : « نعم من أفاضلها [5] ; آری ! از برترین آنهاست » .

    2 . مذکر بودن ضمایر

    قرآن در سوره احزاب از آیه 29 تا آیه 34 پیرامون همسران پیامبر بحث و گفتگو میکند و در تمام آیات ، ضمایر مربوط به همسران پیامبر را مطابق قواعد ادبی مؤنث می آورد ، در این مورد متجاوز از بیست ضمیر مؤنث به کار می برد و می فرماید : « کُنْتُنَّ * فَتَعالِینَ * أُمَتِعْکُنَّ * أُسَرِّحْکُنَّ * تُرِدْنَ * لَسْتُنَّ * اتَّقَیْتُنَّ * فَلا تَخْضَعْنَ * قلنَ * قَرْنَ بُیُوتِکُنَّ * تَبَرُّجْنَ * اتِینَ * أَطِعْنَ * وَاذْکُرْنَ * و . . . » .

    ·        ولی هنگامی که به آیه مورد بحث ـ که در ذیل آیه 33 قرار دارد ـ می رسد ، لحن سخن دگرگون می شود و مخاطب عوض می گردد ، ضمایر را مذکر می آورد و میگوید : «عَنْکُمُ الرِّجْسَ» و «یُطَهِّرَکُمْ» ، در این صورت باید دقت کرد که هدف از این دگرگونی چیست ؟

    این دگرگونی جز این نیست که آیه درباره غیر این گروه ( زنان ) نازل شده ، هر چند در سیاق آیات مربوط به آنها آمده است ، این که علت « تداخل » چیست و امّا چرا در اثنای گفتگوی با همسران ، ناگهان طرف خطاب دگرگون می شود ومطلب مربوط به غیر آنان به میان می آید و آنگاه ، بار دیگر به بحث پیرامون همسران باز می گردد را در جای دیگری مورد بحث قرار خواهیم داد .

    -         اهل بیت (علیهم السلام) در لسان پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم )

    روایات متضافر بلکه متواتر از پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) نشان می دهد که در این آیه ، جز خود پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) و ساکنان خانه فاطمه ، احدی مقصود نیست ، و این روایات را گروهی از صحابه از پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) نقل کرده اند که برخی از آنها عبارتند از :

    1 . ابوسعید خدری

    2 . انس بن مالک

    3 . ابواسحاق

    4 . واثلة بن الاسقع

    5 . ابوهریره

    6 . ابوالحمراء

    7 . سعد بن أبی وقاص

    8 . عایشه

    9 . ام سلمه

    10 . ابن عباس

    مضمون احادیث حاکی است که پیامبر گرامی (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) برای روشن کردن مقصود از اهل بیت ، دو کار معین انجام داده است که هرکدام در نوع خود قابل توجه است :

    1 . کسا و عبا و یا قطیفه ای بر سر پنج تن افکند و امّ سلمه را که قصد ورود به  زیر کسا را داشت ، از دخول تحت کِسا بازداشت و این جمله را گفت : « خدایا اینان اهل بیت من می باشند ، پروردگارا پلیدی را از آنان دور ساز ! » .

    2 . به مدت هشت ماه و یا بیشتر ، موقع رفتن به مسجد برای گزاردن نماز صبح ، به خانه زهرا می رفت و آنان را برای نماز دعوت می کرد و آیه مذکور را تلاوت می نمود .

    بنابر این ، پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) با این دو عمل ، کاملاً مصادیق آیه را تعیین فرموده است . اینک به صورت فشرده به ترجمه و نقل برخی از احادیث می پردازیم :

    1 . ابو سعید خدری می گوید :

    « قالَ رَسُوُل اللّهِ (صلّی الله علیه وآله وسلّم) : نُزِّلَتْ هذِهِ الآیَةُ فِیَّ وَفی عَلِیّ وَفاطِمَةَ وَحَسَن وَحُسَیْن » .

    «رسول اللّه (صلّی الله علیه وآله وسلّم) فرمود : این آیه درباره من و علی و فاطمه و حسن وحسین فرود آمده است» .

    2 . امّ سلمه می گوید :

    این آیه در خانه من نازل گردید . همان روز زهرا (علیها السلام) غذایی به حضور پیامبر آورد ، پیامبر فرمود : برو ابن عمت علی و دو فرزند خود را بیاور ، زهرا در حالی که دست فرزندان خود را گرفته بود و علی نیز پشت سر اوحرکت می کرد ، وارد محضر رسول خدا شد .

    پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) حسنین (علیهما السلام) را در آغوش خود گرفت و علی (علیه السلام) در سمت راست پیامبر و دخت او در سمت چپ او نشستند و هر پنج نفر مشغول خوردن غذایی شدند که دخت گرامی پیامبر آماده کرده و به حضور پیامبر آورده بود ، ناگهان فرشته وحی الهی نازل شد و آیه تطهیر را فرود آورد . در این موقع پیامبر کسایی را که شبها آن را به روی خود می کشید ، برداشت و همه را زیر آن کساء قرار داد و دست خود را از زیر کسا بیرون آورد و به آسمان اشاره کرد و سه بار فرمود :

    « اَلّلهُمَّ إِنَّ هؤُلاءِ أَهْلُ بَیْتی وَخاصَّتی فَاذْهِبْ عَنْهُمَا الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِیراً » .

    من با شنیدن این جمله خواستم زیر کِسا درآیم و مشمول چنین فضیلتی گردم ، از این جهت گوشه کسا را بالا زدم تا به آنان ملحق شوم ، پیامبر آن را از دست من کشید ، گفتم : ای رسول خدا ! آیا من از اهل بیت تو نیستم ؟ ! پیامبر بدون این که یکی از دو طرف قضیه را تصدیق کند فرمود :

    « إنّکِ علی خَیْر أَنَّکِ مِنْ أَزْواجِ النَّبِیّ » .

    « تو زن نیکی هستی و از همسران پیامبر می باشی » .

    مضمون حدیث که در کتاب های حدیث و تفسیر نقل شده ، همگی بیانگر آن است که مفاد آیه از خصایص این پنج نفر است و غیر آن پنج تن ، حتی بهترین و پاکترین همسران او در این فضیلت شرکت ندارند .

    رسول گرامی (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) به روایتی چهل روز و به روایت دیگر هشت ماه و به روایت سوم ، نُه ماه ، هنگامی که برای گزاردن نماز صبح به مسجد می رفت ، به در خانه علی (علیه السلام) می آمد و می گفت :

    « الصَّلاةُ ، الصَّلاةُ ، « إِنَّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُم تَطْهیراً » » [6]

    ·        تنها سؤالی که باقی می ماند این است که چرا آیه تطهیر در لابلای آیات مربوط به همسران پیامبر آمده است ؟

    پاسخ : گاهی قرآن در حالی که درباره موضوعی سخن می گوید ، آن را رها کرده و به موضوعی می پردازد و اندکی بعد ، دیگر بار به همان موضوع نخست برمی گردد که یک نمونه آن را نقل می کنم .

    در داستان یوسف ، آنگاه که پرده از خیانت همسر عزیز برافتاد ، و شوهر از جریان آگاه شد ، عزیز رو به همسر خود می کند و می گوید :

    « قَالَ إِنَّهُ مِنْ کَیْدِکُنَّ إِنَّ کَیدکُنَّ عَظیم » [7]

    «گفت : این کار مکر شما زنان است و حیله های شما بزرگ است» .

    در حالی که با همسر خود سخن می گوید ناگهان خطاب را به یوسف متوجه می کند و می گوید :

    « یُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا وَاسْتَغْفِری لِذَنْبِکِ إِنَّکِ کُنْتِ مِنَ الخاطِئین » [8]

    «یوسف از او درگذر، و تو ـ ای زلیخا! ـ نیز از گناهی که انجام داده ای استغفار کن، تو از خطاکاران بوده ای».

    وامّا این که چرا این کار انجام گرفته و لابلای گفتگو درباره زنان پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) مسأله اهل بیت (علیهم السلام) آمده است ، در اینجا دو علت باعث این کار شده است :

    1 . خدا در حالی که درباره زنان پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) سخن می گوید و گاهی آنها را تهدید میکند و می گوید :

    « یا نِساءَ النَّبیّ مَنْ یَأْتِ مِنْکُنَّ بِفاحِشَة مُبَیّنَة یُضاعَف لَها العَذاب ضِعْفَین وَکانَ ذلِکَ عَلی اللّهِ یَسیراً » [9]

    « ای زنان پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) ! هر یک از شما گناه آشکار و فاحشی مرتکب شود ، عذاب او دو چندان خواهد بود ، واین برای خدا آسان است » .

    در این شرایط با مطرح کردن اهل بیت و کمالات آنان می خواهد برساند که این خاندان برای شما بهترین الگو هستند ، چه بهتر زندگی آنان ، سرخط زندگی شما باشد .

    2 . بسیاری از مسلمانان صدر اسلام درباره علی و خاندان او کاملاً حساسیت داشتند ، هیچ قبیله و عشیره ای نبود که فردی از آنان به دست امام در غزوه های اسلامی کشته نشده باشد ، و لذا بسیاری از آنان از امام سخت دل آزرده و ناراحت بودند ، و این نوع بغض و کینه ، پس از درگذشت پیامبر آشکار شدو گروه های زیادی به نوعی از امام و خانواده او انتقام گرفتند .

    به خاطر چنین حساسیتی پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) به فرمان خدا آیه مربوط به طهارت و عصمت این خاندان را در لابلای آیات مربوط به همسران پیامبر قرار داد تا تجلی زیادی نداشته باشد . آنگاه برای این که ایجاد اشتباه نکند ، از طریق سنّت و حدیث به توضیح مفاد این آیه پرداخت و پرده از مقصد حقیقی آیه برداشت .

    این جریان درست مانند این است که افراد خردمند و با تجربه اشیای بسیار قیمتی و گرانبها را در درون خانه در میان اشیایی قرار می دهند که برای بیگانه چندان جلب توجه نکند ، هر چند خود اهل خانه از درون آن آگاه هستند.

    این بحث را ما با نقل روایتی از سعد بن ابی وقاص به پایان می رسانیم :

    ترمذی در صحیح خود از سعد وقاص نقل می کند که در ماجرای مباهله،  پیامبر ، علی و فاطمه و حسن و حسین را خواست و گفت : « اَللّهُمَّ هؤلاءِ أَهْلِی » . وی در بخش دیگری از صحیح خود آورده است که پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) حسن وحسین و علی و فاطمه (علیهم السلام) را با پارچه پوشانید و فرمود :

    « الَّلهُمَّ هؤلاءِ أَهْلُ بَیْتی فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِیراً . قالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ وَأَنَا مَعَهُمْ یا نَبِیَّ اللّه ؟ قالَ أَنْتِ عَلی مَکانِکِ وَأَنْتِ عَلی خَیْر » [10]

    « خدایا آنان اهل بیت من هستند ، خدایا پلیدی را از آنان دور ساز و آنان را به نحو خوبی ، پاکیزه گردان ! امّ سلمه عرضه داشت : ای پیامبر خدا ! من هم از آنان هستم ؟ فرمود : تو بر جای خود باش ( وارد کسا مشو ) تو زن خوبی هستی » .

     

     

    و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین

     

    دریافت نسخه PDF



    [1] - احزاب/33.

    [2] - هود/74.

    [3] - احزاب/33.

    [4] - نور/36.

    [5] - الدر المنثور:6/203:
    أخرج ابْن مرْدَوَیْه عَن أنس بن مَالک وَبُرَیْدَة قَالَ: قَرَأَ رَسُول الله صلى الله عَلَیْهِ وَسلم هَذِه الْآیَة {فِی بیُوت أذن الله أَن ترفع} فَقَامَ إِلَیْهِ رجل فَقَالَ: أَی بیُوت هَذِه یَا رَسُول الله قَالَ: بیُوت الْأَنْبِیَاء

    فَقَامَ إِلَیْهِ أَبُوبکر فَقَالَ: یَا رَسُول الله هَذَا الْبَیْت مِنْهَا الْبَیْت عَلیّ وَفَاطِمَة قَالَ: نعم من أفاضلها
    تفسیر سوره نور; روح المعانی:18/174
    .

    [6] - درباره آگاهی از منابع احادیث یاد شده در متن به تفسیر طبری:22/5ـ7 و تفسیر الدر المنثور:5/198ـ 199 مراجعه فرمایید.

    [7] - یوسف/28.

    [8] - یوسف/29.

    [9] - احزاب/30.

    [10] - جامع الأُصول، ج10، ص 101ـ 102.

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • شنبه ۲ ارديبهشت ۹۶

    چرا نام ائمه آنان در قرآن نیامده است ؟!

    فرضیه بی پایه و اساس :

    اگه شیعه بر حق است، چرا نام ائمه آنان در قرآن نیامده است ؟!

     

    سؤال: چرا نام امامان دوازده‌گانه در قرآن مجید نیامده است؟

    پاسخ: روش آموزشی قرآن «بیان کلیات و اصول عمومی» است. تشریح مصادیق و جزئیات غالباً «برعهده پیامبر گرامی» می‌باشد. رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلکه در تبیین آن نیز مأموریت داشت، چنان که می‌فرماید:

    «وَأَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْر لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون» [1]

    «قرآن را بر تو فرستادیم تا آنچه برای مردم نازل شده است، برای آنها بیان کنی و آشکارسازی، شاید آنان بیندیشند»

    در آیه یاد شده دقت کنید:

    میفرماید: «لتُبَیّن» و نمی‌گوید: «لتقرأ» یا «لیتلو» و این نشانه آن است که پیامبر (صلّی الله علیه وآله) علاوه بر تلاوت، باید حقایق قرآنی را روشن کند. بنابراین، انتظار این که مصادیق و جزئیات در قرآن بیاید، همانند این است که انتظار داشته باشم همه جزئیات در قانون اساسی کشور ذکر شود.

    اکنون برخی از روش‌های قرآنی را در مقام معرفی افراد بیان می‌کنیم:

    1. معرفی به نام

    گاهی وضعیت ایجاب می‌کند که فردی را به نام معرفی کند، چنان‌که می‌فرماید:

    «وَمُبَشّراً برَسُول یَأْتِی مِنْ بَعْدی اسْمُهُ أَحْمَد» [2]

    «عیسی می‌گوید: به شما مژدة پیامبری را می‌دهم که پس از من می‌آید و نامش احمد است».

    در این آیه، حضرت مسیح، پیامبر پس از خویش را به نام معرفی می‌کند و قرآن نیز آن را از حضرتش نقل می‌نماید.

     

     

    2. معرفی با عدد

    و گاهی موقعیت ایجاب می‌کند که افرادی را با عدد معرفی کند، چنان که می‌فرماید:

    «وَلَقَدْ أَخَذَ اللّه مِیثاقَ بَنی إِسرائیلَ وَبَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَی عَشَرَ نَقِیباً ... » [3]

    «و خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرگروه برانگیختیم».

    3. معرفی با صفت

    بعضی اوقات وضعیت به‌گونه‌ای است که فرد مورد نظر را با اوصاف معرفی کند؛ چنان که پیامبر خاتم را در تورات و انجیل، با صفاتی معرفی کرده است.

    «الّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُول النّبیَّ الأُمّی الّذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدهُمْ فِی التَّوراةِ وَالإِنْجِیل یَامُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ ویُحِلُّ لَهُمُ الطَّیّبات وَیُحَرّمُ عَلَیْهِمُ الخَبائِث وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الّتی کانَتْ عَلَیْهِمْ ... » [4]

    «کسانی که از رسول و نبی درس ناخوانده‌ای پیروی می‌کنند که نام و خصوصیات او را در تورات و انجیل نوشته می‌یابند، که آنان را به نیکی دعوت کرده و از بدی‌ها بازشان می‌دارد، پاکی‌ها را برای آنان حلال کرده و ناپاکی‌ها را تحریم می‌نماید و آنان را امر به معروف و نهی از منکر می‌کند و بارهای گران و زنجیرهایی که بر آنان بود، از ایشان برمی‌دارد...».

    با توجه به این روش معرفی با صفات-، انتظار این که اسامی دوازده امام با ذکر نام و اسامی پدر و مادر در قرآن بیاید، انتظاری بی جا است؛ زیرا گاهی مصلحت در معرفی به نام است و گاهی معرفی به عدد و احیاناً معرفی با وصف.

    اگر این اصل را بپذیریم و بگوییم خداوند باید کلیه مسائل اختلاف آفرین را در قرآن ذکر کند، تا مسلمانان دچار تفرقه نشود; در این صورت باید صدها مسألة کلامی و عقیدتی و فقهی و تشریعی در قرآن ذکر شده باشد، مسائلی که قرن‌ها مایة جنگ و جدل و خونریزی در میان مسلمانان شده است، ولی قرآن دربارة آنها به طور صریح و قاطع-که ریشه‌کن کنندة نزاع باشد- سخن نگفته است، مانند:


    1. صفات خدا عین ذات اوست یا زاید بر ذات؟

    2. حقیقت صفات خبری مانند استوای بر عرش چیست؟

    3. قدیم یا حادث بودن کلام خدا.

    4. جبر و اختیار.


    این مسایل و امثال آنها هر چند از قرآن قابل استفاده است، ولی آن‌چنان شفاف و قاطع که نزاع را یک سره از میان بردارد، در قرآن وارد نشده است و حکمت آن در این است که قرآن مردم را به تفکر و دقت در مفاد آیات دعوت می‌کند، بیان قاطع همة مسائل، به گونه‌ای که همة مردم را راضی سازد، بر خلاف این اصل است.

    * معرفی به نام ، برطرف کنندة اختلاف نیست !!

    پرسشگر تصور می‌کند که اگر نام امام و یا امامان در قرآن می‌آمد، اختلاف از بین می‌رفت، در حالی که این اصل کلیت ندارد؛ زیرا در موردی تصریح به نام شده ولی اختلاف نیز حاکم گشته است.

    بنی اسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایی برای آنان از جانب خدا تعیین کند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمین‌های غصب شدة خود را بازستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا که گفتند:

    «إِذْ قالُوا لِنَبِیّ لَهُمُ ابْعَث لَنا مَلِکاً نُقاتِلْ فِی سَبیلِ اللّه» [5]

    «آنان به یکی از پیامبران خود گفتند: برای ما فرمانروای معین کن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم...».

    پیامبر آنان، به امر الهی فرمانروا را به نام معرفی کرد و گفت:

    «إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طالُوتَ مَلکاً...» [6]

    «به راستی که خدا طالوت را به فرمانروایی شما برگزیده است».

    با این‌که نام فرمانروا با صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشکال تراشی پرداختند و گفتند:

    «أَنّی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤتَ سَعَةً مِنَ المالِ ... » [7]

    «از کجا می‌تواند فرمانروای ما باشد، حال آن که ما به فرمانروایی از او شایسته‌‌تریم، و او توانمندی مالی ندارد؟...».

    این امر، دلالت بر آن دارد که ذکر نام برای رفع اختلاف کافی نیست، بلکه باید موقعیت جامعه، آمادة پذیرایی باشد.

    ·        چه بسا ذکر اسامی پیشوایان دوازده‌گانه، سبب می‌شد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل کشی بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیری کنند، چنان که این مسأله درباره حضرت موسی رخ داد و به قول معروف:

    صد هزاران طفل سر ببریده شد         تـا کلیـم اللّه مـوسی زنـده شـد

    دربارة حضرت مهدی (علیه السلام) که اشاره‌ای به نسب و خاندان ایشان شد، حساسیت‌های فراوانی پدید آمد و خانة حضرت عسکری (علیه السلام) مدتها تحت نظر و مراقبت بود تا فرزندی از او به دنیا نیاید و در صورت تولد، هر چه زودتر به حیات او خاتمه دهند.

    در پایان یادآور می‌شویم: همان‌طور که گفته شد، قرآن به سان قانون اساسی است. انتظار این که همه چیز در آن آورده شود، کاملاً بی‌مورد است.

    نماز و روزه و زکات که از عالی‌ترین فرایض اسلام است به طور کلی در قرآن وارد شده و تمام جزئیات آنها از سنت پیامبر (صلّی الله علیه وآله) گرفته شده است.

     

     

     و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین

     

    دریافت نسخه PDF

     



    [1] - نحل/44.

    [2] - صف/6.

    [3] - مائده/11.

    [4] - اعراف/157.

    [5] - بقره/246.

    [6] - بقره/247.

    [7] - همان

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • چهارشنبه ۳۰ فروردين ۹۶

    اگر شیعه بر حق است : پس چراشیعه اقلّـیت هست و اکثریت تسنن ؟!

    فرضیه بی پایه و اساس :

    اقلیت شیعه و اکثریت تسنن

     

    سؤال : اگر شیعه حق است ، چرا در اقلیّت می باشد و اکثریت ، مذهب تسنّن را پذیرفته اند ؟

    پاسخ : هیچگاه اکثریت نشانه حقانیت و اقلیت نشانه خلاف آن نیست ، در طول تبلیغ پیامبران ، از زمان حضرت نوح (علیه السلام) تا عصر حضرت خاتم (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) مؤمنان در اقلیّت بودند . قرآن آنگاه که مبارزات پیگیر انبیاء را یاد می کند ، پیوسته تذکر می دهد : گروندگان و مؤمنان به آنان بسیار اندک بودند . درباره نوح که نهصد و پنجاه سال [1] به تبلیغ پرداخت ، می فرماید :

    « وَما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قلیل » [2]

    « جز اندکی به همراه او ایمان نیاوردند » .

    در آیه دیگر می فرماید :

    « وَقَلیلٌ مِنْ عِبادی الشَّکُور » [3]

    « اندکی از بندگان من سپاسگزارند » .

    ·        قرآن درباره پیروی از اکثریت به پیامبر هشدار می دهد و می فرماید :

    « إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الأَرْض یُضِلّوک عَنْ سَبیلِ اللّه » [4]

    « اگر از اکثـریت مردم روی زمین پیروی کنـی ، تو را از راه خدا گمراه می کنند » .

    و باز به پیامبر یادآور می شود :

    « وَما أَکْثَرُ النّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤمِنین » [5]

    « هر چند بکوشی ، اکثریت مردم ایمان نمی آورند » .

    * بزرگترین جمعیت ها در جهان از آنِ کشورهایی چون چین با حدود یک میلیارد و سیصد ملیون نفر و هند با بیش از یک میلیارد نفر جمعیت است که اکثریت مردم آنها را مادی گرایان و بت پرست ها تشکیل می دهند . اگر مجموع جمعیت مسلمانان را که یک میلیارد و سیصد میلیون تخمین زده می شود نسبت به جمعیت 6میلیاردی کره زمین ، بسنجیم ، از اکثریت برخوردار نیستند .

    امیرمؤمنان علی بن ابی طالب (علیه السلام) در یکی از سخنان حکیمانه خود درباره شناخت «حق و باطل» ، بیانی دارد که یادآور می شویم :

    در جنگ جمل مردی از امیرمؤمنان سؤال کرد :

    آیا با طلحه و زبیر نبرد میکنی در حالی که آنان از برجسته ترین اصحاب پیامبرند ؟

    امام در پاسخ فرمود :

    تو در اشتباهی، «عظمت و بزرگی اشخاص ، نشانه حق و باطل نیست»!! ، حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی و باطل را بشناس آنگاه اهل آن را خواهی شناخت . [6]

    گذشته از این ، شیعه هر چند نسبت به جمعیت کل مسلمانان ، در اقلیّت است ، ولی برای خود ، جمعیت عظیمی را در جهان تشکیل می دهند و لذا در غالب نقاط جهان حضور مؤثر دارند . علاوه بر کشورهای ایران و عراق و آذربایجان و بحرین و لبنان که اکثریت آنها را شیعیان تشکیل می دهند ، در تمام کشورهای اسلامی ، اقلیت قابل ملاحظه ای از شیعیان وجود دارد که برای خود مساجد ، مؤسسات ، مدارس و برنامه های فرهنگی دارند .

    اصولاً باید توجه کرد که شیعه به عنوان اپوزیسیون و مخالف نظام حاکم شناخته میشد و نظام های سیاسی برای سرکوب بلکه ریشه کن کردن آنها ، به آنان لقب « روافض » داده بودند؛ به عنوان نمونه:

    1- «سلطان محمود غزنوی» پس از تسلط بر شرق خراسان ، به ریشه کن کردن دو گروه «یکی شیعه و دیگری معتزله» همت گُمارد ، چندان که آثار علمی و کتابخانه های آنان را از بین برد تا اثری از تشیع و معتزله باقی نماند . او پیوسته اهل حدیث و کرامیه را تقویت می کرد ، و شیعه و معتزله را دشمن اصلی خود می دانست .[7]

    2- «صلاح الدین ایوبی» پس از خیانت به فاطمیان، تصمیم بر «قتل عام شیعه» گرفت و گروه بی شماری از آنان را کشت . [8]

    3- در دوران حکومت عثمانی ، در زمان «سلطان سلیم» به خاطر فتوای یک «فقیه حنفی به نام نوح» 000/40 هزار شیعه در ترکیه فعلی سر بریده شدند . [9]

    4- در دوران حکومت «جزّار در لبنان» ، در «جبل عامل» حمام خون به راه افتاد و نسل کشی شیعه صورت گرفت ، به گونه ای که کتاب های آنان مدت ها به جای هیزم در تنور نانوایان می سوخت . [10]

    با توجه به این کشتارهای دسته جمعی  بقای شیعه در جهان ، آن هم با یک فرهنگ قوی و جامع و داشتن علما و دانشمندان مبرز در تمام رشته های اسلامی و علمی ، یکی از معجزات الهی است که در پرتو عنایتش ، مظهر اسلام راستین بدون تحریف تا قرن پانزدهم به جای مانده و خوشبختانه روز به روز نور آن راه گروه بیشتری از انسان ها را روشن نموده و پرده های جهل و تعصب را از چهره تاریخ کنار می زند .

     

     

     

     و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین


    [1] - «فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَة إِلاّ خَمْسِینَ عامّاً» (عنکبوت/14).

    [2] - هود/40.

    [3] - سبأ/13.

    [4] - انعام/116.

    [5] - یوسف/103.

    [6] - إنّک لرجل ملبوس علیک....جاذبه و دافعه امام علی به نقل از کتاب علی و بنوه از دکتر طه حسین.

    [7] - یکی از مردم خراسان موسوم به عبداللّه بن کرام به زهد ریایی و حیله و تزویر،جمعی کثیر را تابع مذهب خود گردانید که از جمله اتباع او یکی سلطان محمود بود که بلای عظیمی برای شیعه و اهل کلام شد (یادداشت های قزوینی، حواشی، ج7، ص 60) به نقل از لغت نامه دهخدا.

    [8] - اعیان الشیعة، ج 3، ص 30، مظفر، تاریخ الشیعة، ص 192.

    [9] - البلاد العربیة والدولة العثمانیة، حصری، ص 40، چاپ :136م; اعیان الشیعة، ج1،ص 30ـ 13 (او به جای 000،40، عدد 000،70 را آورده است; شرف الدین عاملی، الفصول المهمة، ص 140، چاپ نجف.

    [10] - دائرة المعارف اللبنانیة، فؤاد البستانی،در شرح حال ابراهیم یحیی.

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • دوشنبه ۲۱ فروردين ۹۶

    فرضیه بی اساس - اساس تشیع چیست ؟

    فرضیه بی پایه و اساس :

    تشیع زاییده عبداللّه بن سبأ

    برخی از افراد متعصب که مایلند تشیع را لکه دار سازند و آن را یک تفکر وارداتی از جانب یک فرد یهودی معرفی کنند ، بیشتر به دنبال ترویج این فرضیه هستند که یکی از یهودیان یمن به نام عبداللّه بن سبأ ملقب به «ابن الامة السوداء» در زمان عثمان تظاهر به اسلام کرد و پیوسته در بلاد مختلف اسلامی چون شام و بصره و کوفه و مصر به گردش پرداخت ، و مردم را به امامت علی دعوت می کرد و می گفت که علی وصی پیامبر است ، و او خاتم الاوصیاست ، چنان که محمد (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) خاتم پیامبران است و عثمان ، خلیفه غاصب مقام خلافت است و این مقام را از علی (علیه السلام) باز ستانده است . او با این اندیشه در شهرهای مختلف ، به سیر و سیاحت پرداخت و توانست گروهی از صحابه و تابعان مانند ابی ذر غفاری ، عمار یاسر ، محمد حذیفه ، محمد بن ابی بکر ، صعصعة بن صوحان عبدی و مالک اشتر را با خود همراه سازد . او گروه کثیری را فریب داد و مقدمات قتل عثمان را در خانه خودش فراهم ساخت و علی (علیه السلام) را به خلافت نشاند . [1]

    این فرضیه بی پایه نوعی برداشت از نقل طبری است و گروهی از مورخان آن را به پیروی از طبری در کتاب های خود آورده اند ، بدون آن که در سند و مضمون آن دقت کنند .

    نظر محققان درباره این فرضیه

    آنچه طبری در این جا نقل کرده ، از جهاتی مردود است :

    1 . چگونه ممکن است یک فرد یهودی گمنام تظاهر به اسلام کند ، آنگاه یک تنه با گردش در بلاد اسلامی گروهی از صحابه و تابعان را با خود همفکر و همراه سازد ، تا آنجا که در مقابل دیدگان صحابه پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم ) وارد مدینه شوند و خلیفه وقت را به قتل برسانند و علی را به عنوان وصی او معرفی کنند؟! این مطلب هرگز با محاسبات تاریخی سازگار نیست و باید علّت قتل خلیفه در مدینه را از بررسی تاریخ حیات او به دست آورد .

    2 . سیره عثمان و معاویه گواهی می دهد که آنان هرگز اجازه اعتراض به کارهای خود را نداده و معترضان را به سخت ترین مجازات کیفر می دادند ، چنان که ابوذر به خاطر انتقاد از زراندوزی عثمان مورد خشم او قرار گرفت و به ربذه تبعید شد و در آنجا رحلت کرد .

    عمار یاسر نیز که یکی از معترضان سیره عثمان بود ، مورد خشم قرار گرفت . غلامان عثمان او را چنان کتک زدند که یکی از دنده های او شکست . همچنین دیگر مخالفان مانند عبداللّه بن مسعود نیز در دوران خلافت عثمان مورد ضرب و شتم واقع شدند . در چنین شرایطی ، آیا ممکن است خلافت اسلامی با آن قدرت ، به یک فرد یهودی اجازه دهد که در شهرها و سرزمین های مختلف جهان اسلام به آشوب دست بزند و شام و مصر و بصره و کوفه را زیر پا نهد و با ارتشی وارد مدینه شود و خلیفه را از منصب قدرت به زیر کشد و خلیفه دیگری را نصب نماید ؟

    3 . گروهی که به این بخش از تاریخ طبری دل بسته اند ، باید بدانند که در صورت صحت این مطلب ، یکی از اساسی ترین عقاید آنان متزلزل می گردد ، زیرا: از نظر اهل سنت صحابه پیامبر عادل و وارسته اند و هیچ نوع جرح و تعدیل در حق آنها روا نیست . اکنون چگونه ممکن است که شخصیت هایی از صحابه و تابعان مانند ابوذر و عمار و محمد بن حذیفه و گروهی از اکابر تابعان ، فریب یک فرد یهودی را بخورند و آشوبی به راه اندازند که نتیجه آن قتل خلیفه گردد ؟

    4 . فراتر از این همه تحلیل ها ، سندی را که طبری این حادثه را بر مبنای آن نقل کرده و گروهی مغرض نیز چشم بسته آن را پذیرفته اند ، بررسی می کنیم :

    طبری این حادثه را از گروهی نقل می کند که هرگز نمی توان به آنها اعتماد کرد :

    سریّ از شعیب از سیف ، از عطیه ، از یزید فقعسی نقل کرده است که . . . » . ( پاورقی 1 )

    اکنون باید دید این افراد چه اندازه از وثاقت و اعتبار برخوردارند ؟

    1 . سریّ : در رجال اهل سنت دو نفر با این نام معروفند :

    الف . سریّ بن عبداللّه همدانی : یحیی بن سعید ، رجال شناس اهل سنت او را «کذاب و ضعیف» میشمرده است.[2]

    ب . سریّ بن عاصم بن سهل همدانی : ساکن بغداد ، متوفای 258 که بخشی از حیات او را نویسنده تاریخ طبری درک کرده است ؛ کافی است که بدانیم که رجال شناسان درباره او میگویند : او «کذّاب و سارق حدیث» است.[3]

    2 . شعیب بن ابراهیم کوفی : «وی فردی است مجهول الحال» ذهبی می گوید : این مرد ، راوی کتاب های سیف بن عمر است ، ولی برای ما شناخته نیست . [4]

    3 . سیف بن عمر : ضعف این سند بیشتر به این مرد باز می گردد ، ابن حبّان می گوید : «سیف بن عمر احادیث و تاریخ مجعول را به شخصیت های معروف نسبت می داد و حدیث جعل می نمود و به زندقه ( بی دینی ) متهم است» ، ابن عدیّ می گوید : تمام روایات او ناشناخته و غیر قابل قبول است . [5]

    ما در نقد سند این تاریخ به همین مقدار بسنده می کنیم ، هر چند سخن درباره سند بیش از آن است که گفته شود ، و لذا محققان بزرگ تاریخ مانند دکتر طه حسین و غیره در شخصیت ابن سبأ تشکیک کرده و آن را یک افسانه تاریخی قلمداد نموده اند ، و پس از او دیگر محققان در این مورد سخن بسیار گفته اند که جای بازگویی آنها نیست . [6]

    محقق معاصر جناب آقای عسگری با نگارش کتاب عبداللّه بن سبأ پرده از چهره این افسانه تاریخی برداشته و به روشنی ثابت کرده است که این مرد وجود خارجی نداشته و این داستان ، ساخته و پرداخته جاعلان تاریخ و حدیث مانند سیف بن عمر تمیمی است .

    صبحی صالح در کتاب خود به نام « نظریة الإمامة » یادآور می شود : بعید نیست که یک فرد یهودی فتنه انگیزی کند ، ولی آنچه قابل پذیرش نیست ، اینکه یک فرد یهودی چنین تأثیر عظیمی در عقاید مسلمانان بگذارد و آنان را به دو گروه سنی و شیعه تقسیم کند . [7]

    در کتب رجالی شیعه آمده است : فردی به نام عبداللّه بن سبأ اظهار غلوّ کرد و امیرمؤمنان او را به خاطر غلوّ مجازات نمود . [8] ولی اعتراف به وجود چنین فردی ، غیر از اعتراف به عبداللّه بن سبأ است ، که جهان اسلام را به آشوب کشاند .

     

     و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین





    [1] - تاریخ الطبری، ج 3 ص387

    کان عبدالله بن سبإ یهودیا من أهل صنعاء أمه سوداء فأسلم زمان عثمان ثم تنقل فی بلدان المسلمین یحاول ضلالتهم فبدأ بالحجاز ثم البصرة ثم الکوفة ثم الشأم فلم یقدر على ما یرید عند أحد من أهل الشأم فأخرجوه حتى أتى مصر فاعتمر فیهم فقال لهم فیما یقول لعجب ممن یزعم أن عیسى یرجع ویکذب بأن محمدا یرجع وقد قال الله عز وجل (إن الذی فرض علیک القرآن لرادک إلى معاد) فمحمد أحق بالرجوع من عیسى قال فقبل ذلک عنه ووضع لهم الرجعة فتکلموا فیها ثم قال لهم بعد ذلک إنه کان ألف نبی ولکل نبی وصى وکان علی وصی محمد ثم قال محمد خاتم الانبیاء وعلی خاتم الاوصیاء ثم قال بعد ذلک من أظلم ممن لم یجز وصیة رسول الله صلى الله علیه وسلم ووثب علی وصی رسول الله صلى الله علیه وسلم وتناول أمر الامة ثم قال لهم بعد ذلک إن عثمان أخذها بغیر حق وهذا وصی رسول الله صلى الله علیه وسلم.

    [2] - میزان الاعتدال، ج2، ص 117

    [3] - همان، ج2، ص 117

    [4] - لسان المیزان، ج3 ص 145

    [5] - میزان الاعتدال، ج2، ص 255

    [6] - الغدیر، ج9، ص 220ـ 221

    [7] - نظریة الامامة، ص 37

    [8] - علامه عسکری روایاتی که در رجال کشی و درباره ابن سبا آمده است را به چند دلیل رد می کند:

    الف: این روایات در کتب اربعه شیعه وجود ندارد که نشانه ای است بر عدم اعتماد عالمان شیعه به این روایات.

    ب: عالمانی چون نجاشی، محدث نوری و محمدتقی شوشتری، کشی و کتابش را دارای اشتباهات و روایات ضعیف می دانند.

    عبد الله بن سبأ و دیگر افسانه های تاریخی  ج۳، ص۶۱۵-۶۱۸




  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • شنبه ۱۹ فروردين ۹۶

    فایل صوتی بررسی شبهات فاطمیــه (ویرایــش جدیـــد)

    جهت دریافت صوت جلسات بررسی شبهات فاطمیــه توسط استاد : حضرت آیت الله سید قزوینی بر روی لینک های زیر کلیک نمائید .


    هزینه استفاده : ختــم 1 صلوات جهت سلامتی و تعجیل در أمر فرج حضرت ولیعصر (عج)


    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 1

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 2

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 3

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 4

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 5

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 6

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 7

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 8

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 9

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 10

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 11

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 12

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 13

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 14

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 15

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 16

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 17

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 18

    دریافت صوت : بررسی شبهات فاطمیه / جلسه 19


    فایل PDF  جلسات بصورت تنظیم شده در پُسـت بعد .

     

    من الله توفیق

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • دوشنبه ۲۵ بهمن ۹۵

    بررسی شبهات فاطمیــه (ویرایــش جدیــــد)

    بمناسبت ایام حزن و اندوه فاطمیه ، مجموعه صادقین فایل بررسی شبهات فاطمیه توسط استاد : حضرت آیت الله سید قزوینی را جهت استفاده شما فاطمیان محترم تهیه و تنظیم کرده است .

     

    هزینه استفاده : ختـــم 1 صلوات جهت سلامتی و تعجیل در أمر فرج حضرت ولیعصر (عج)


    جهت دریافت بر روی لینک زیر کلیک کرده و یا از QR استفاده نمائید:


    دریافت فایل: بررســی شبهاتــ فاطمیــه(جدید)


    QR-Code Generator

                                                        من الله توفیق

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • أبـونور
    • دوشنبه ۲۵ بهمن ۹۵